خارج اصول آیت‌الله گنجی ۱۴۰۵۰۶۱۸ «جلسه ۴»

از آیت‌الله گنجی
نسخهٔ تاریخ ‏۹ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۱۸ توسط Shariati (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «درس خارج اصول                                        جلسه 4                                     تاریخ:18/6/1405 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمان الرحیم. == تکمیل دو مطلب == === مطلب اول: بررسی شرطیت فحص برای اصاله التخییر === بحث در وجوب فحص بود. دوتا...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

درس خارج اصول                                        جلسه 4                                     تاریخ:18/6/1405

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

تکمیل دو مطلب

مطلب اول: بررسی شرطیت فحص برای اصاله التخییر

بحث در وجوب فحص بود. دوتا کلمه از بحث قبل باقی مانده. یک کلمه این است که گفتیم همان طور که اجرای برائت شرعیه که محل بحث بزرگان است اینجا، در شبهات حکمیه نیاز به فحص دارد، کذلک سائر اصول عملیه. استصحابش را گفتیم. اونچه که از قلم افتاده یا از دهن افتاده صحیحترش، اصاله التخییر است. اون هم واضح است. اصاله التخییر هم در شبهات حکمیه نیاز به فحص دارد. در اصاله التخییر تارةً میگوییم که اصاله التخییر لیست الا همان برائتین از وجوب و حرمت. دوران امر است که این واجب است یا حرام، اصل تخییر است یعنی برائت جاری میکنیم از وجوب، برائت جاری میکینم از حرمت، نتیجه آن تخییر است. اگر حقیقت اصاله التخییر همان برائتین باشد خب برائت هم گفتیم نیاز به فحص دارد لا کلام فیه. اما اگر گفتیم اصاله التخییر یک اصل برأسه است. شاید اونهایی که اصول را چهارتا قرار داده اند، نظرشان همین است. اصاله التخییر در دوران امر بین محذورین به مقتضای حکم عقل است. عقل است که میگوید که دفع ضرر محتمل مقدم است، اونها را گذاشته کنار. میگوید نه. نمیدانی واجب است یا حرام است، و مردد است بین واجب و حرام، عقل حکم میکند به تخییر. اگر این باشد که وجوب فحص واضحتر است. کلاً حکم عقل به تخییر یا حتی برائت عقلی، قبح عقاب بلابیان، اونجایی است که شما فحص کردی. فحص نکردی کی عقل میگوید ما نرفتیم دنبالش که آیا این واجب است یا حرام است، کجا عقل آمده گفته؟

حکم عقل به تخییر در دوران امر بین المحذورین منوط به این است که احراز بکنی که هیچ کدام از اینها مرجح ندارند. اصلا حکم عقل از باب عدم مرجح است. باید احراز بکنی که مرجح ندارد. فحص نکرده شاید وجوب مرجح داشته باشد. عقل هیچ وقت، حکم عقل به تخییر از باب عدم المرجح است. باید احراز بکنی که هیچ کدام از اینها مرجح ندارند. قبل از فحص چطور میتوانی احراز کنی که هیچ کدام مرجح ندارند. این است که اصول عملیه کلها مشروط است به فحص در شبهات حکمیه لو لا الفحص مجالی برای اصول عملیه نیست. نه اصول شرعیه و نه اصول عقلیه. این یک کلمه ای که باقی مانده بود.

تفاوت اخبار توقف با اخبار محل کلام

کلمه دیگری که حالا تتمیم است تکمیل است، ما در اون بحث اخبار توقف گفتیم اخبار توقف با اخبار محل کلام فرق میکند. اخبار توقف معلل هستند. حتی اون روایتی که داشت فارجئه حتی تلقی امامک اونها هم معلل هستند. ما حرفمان این است بود که روایاتی که ما استدلال میکنیم بر وجوب احتیاط، مثل هلا تعلمت یا مثل اون روایاتی حضرت میفرمود در اون صحیحه عبد الرحمان حجاج البته علی کلام که فرمود که علیکم بالاحتیاط تا شما سوال نکرده باشید، اونها  تعلیل را نداشتند و ما گفتیم اونها اطلاق دارد. بعضی از روایاتی که ما استدلال کردیم امر به تثبت است. امر به تعلم است. کلاً اخبار وجوب تعلم به السنه مختلفه الغای عذر میکند. قبل از تعلم میگوید معذور نیستی. این هم یک کلمه ای بود که بعضی از رفقا دیروز اشکال میکردند در ذهنم نبود دوباره نگاه کردم بعضی از رفقای دیگری هم برای ما پیام دادند دیدم نه، اشکال مجالی ندارد.

بررسی وجوب فحص در شبهات موضوعیه

و اما کلام در شبهات موضوعیه، گفتیم کلام در شبهات موضوعیه مجالی برای برائت عقلی نیست. عقل روشن نیست که. تازه بعد از فحصش بعضی گیر دارند و حق الطاعه ای شدند. حالا قبل از فحص مولا میگوید عقابش قبیح است. مصحح ندارد، اصلا این حرف غلط است. مصحح دارد. قبیح است عقاب بلابیان یعنی بلا مبرر . بلا مصحح. مصحح دارد که بگوید چرا فحص نکردی؟ برائت عقلی شرطش فحص است در این کلامی نداریم.

انما الکلام در برائت شرعی است. انما الکلام در استصحاب است. که آیا اینها در شبهات موضوعیه مشروط به فحص هستند یا نه؟ بعضی ها ادعا کرده بودند که نه، ما مقیدی در شبهات موضوعیه نداریم. مقید ما در شبهات حکمیه بود. و الا اطلاق رفع ما لا یعلمون، اطلاق لا تنقض الیقین بالشک همه را میگیرد. که ما گفتیم نه. ما باورمان نشد. خطاب منفصل به روایاتی که در باب طهارت و نجاست بود، که اونجا دیدم مرحوم نائینی است ظاهرا، میگوید از اخبار وارده در باب طهارت و نجاست کاملا ظاهر است، جدا کرده، کاملا ظاهر است که هیچ فحصی لازم نیست در شبهات موضوعیه. ما گفتیم منحصر به طهارت و نجاست نیست. این که شریعت در طهارت و نجاست قائل به تسهیل است. خیلی تسهیل کرده مما لاریب فیه است. کار وسواسی ها خلاف ضرورت فقه است درست است. شبهه نجاستشان هست از باب ارتدادشان حتی. نمیگوییم ها! ولی شبهه اش. بلااشکال شریعت در طهارت و نجاست خیلی سهل گرفته. همان شتر دیدی ندیدی. چکار داری که نگاه کنی که بادنجان افتاده یا موش افتاده. کل شیئ طاهر حتی تعلم. بادنجال با موش چه فرقی میکند. هر دو موجود خدا هستند. این قدر اهتمام نباید داد. وسواسی گری خلاف مذاق شریعت است. ان الخوارج ضیقوا علی انفسهم لجهلهم. ریشه اش یا جهل است یا مرضی که دارند. در امور مهمه احتیاط نمیکنند. ابرو مردم را میبرند. تهمت میزند. غیبت مکند. ولی طهارت و نجاست به این سادگی مراعات میکند. معلوم است که این وسوسه شیطان است. ما گفتیم روایات خاصه داریم و به این روایات خاصه دلمان گرم است. روایات خاصه در نکاح و در اموال الناس داریم. فقط در نفوس ما روایات خاصه نداریم. خطابات هم بعید است شبهات موضوعیه را بگیرد. حالا یک راه دیگری هم د نفوس داریم یا نه، به جای خودش. یک بحثی است اصلا در بحث چی هست شک بکنیم که مسلمان است یا کافر یجوز قتله ام لا؟ شبهه موضوعیه است. در ذهنم این است که مسلم است که لایجوز قتله. حالا از باب استصحاب عدم کفر است. از باب این است که نسبت به دماء شارع مقدس اهتمام دارد. فقط در دماء هست که گیر است و گر نه در سائر موارد در شبهات موضوعیه فحص واجب نیست.

سوال:؟؟؟

جواب:عرض هم شاید همین طور باشد. از بعضی روایات عرض از دم هم بالاتر شده. عرض، کشتن انسان است مع بقائش و همان ادامه آبرو ریزی. کشتن دیگه تمام میشود این تمام هم نمیشود. عرض هم همین طور است راست میگوید ایشان. اون که مربوط به عرض است شبهه موضوعیه اش جای احتیاط دارد. این را هم اضافه میکنیم.

تفصیل مرحوم شیخ و بررسی آن

اینها را گفته بودیم. بقی در مقام دو تا تفصیل از دو بزرگ اصولی. تفصیل اول از مرحوم شیخ انصاری است. شیخ انصاری در بعضی از موضوعات شرعیه قائل به احتیاط شده. الان هم بعضی ها در شبهات موضوعیه فی الجمله، احیانا، شک دارد مالش به حد نصاب رسیده یا نه، استصحاب میگوید نرسیده، گفته نه، فحص کند. مرحوم شیخ انصاری هم در یک دامنه گسترده تری اونجایی که ضابطه اش مثلا، یک ضابطه ای درست کنیم، اونجاهایی که تشخیص اون موضوع غالبا نیاز به فحص دارد. فحص نکنی موضوع متشخص نمیشود. اون وقت برائت جاری میکنی، حکم تعطیل میشود. در ذهن شیخ انصاری این است. میگوید در جایی که فحص نکنی موضوع متشخص نمیشود و حکم تعطیل میشود قهرا، بنا باشد شما فحص نکنی که مستطیع هستی یانه، گفته خب استصحاب میگوید مستطیع نیستی. حج تعطیل میشود دیگه. جاهایی که تشخیص موضوع، حالا مثلا این مرضعه من هست یا نه، شبهه موضوعیه است. استصحاب میگوید مرضعه نیست. چیزی تعطیل نمیشود. چون اولا مرضعه ها کم هستند و ثانیا هم مشخص هستند و نامشخص ها هم خیلی کم است.

سوال:؟؟

جواب: شاید مثلا اون قدیم ها این جور بوده. راست میگویید الان مشخص است که مستطیع است یا نه.

سوال:؟؟؟

جواب: همان اول مرتبه اش هم فرق نمیکند. اون قدیم ها این جور بوده اگر بنا باشد اونهایی که شک میکنند مستطیع شده اند یا نه، استصحاب کنند عدم استطاعت را کأنّ حج تعطیل میشود. شل میشود. یا در باب زکات شک شود به اندازه زکات رسیده یا نه استصحاب میگوید به اندازه زکات نرسیده.

چند مثال دیگری هم زده است. یکی نصاب است و یکی هم ایا زیادی از مئونه داریم امسال یا نه، استصحاب میگوید زیادی نداریم. خمس ندهیم. اینها نمیشود. نمیدانم به حد مسافت شرعی رسیدیم یا نه. اون زمانها این قدر چی نبوده که معلوم نباشد. استصحاب عدم کنیم و نماز قصر را کنار بگذاریم. این جور فرموده خدا رحمتش کند. فرموده که در این گونه موارد که اینها امثله اش هست، اگر بنا باشد قبل از فحص ما برائت جاری کنیم کأنّ این احکام تعطیل میشود یا کالتعطیل میشود. لذا اون روایاتی که مثلا میگوید فحص لازم نیست منصرف از این جور موارد است. اینجا باید فحص کرد.  این فرمایشی است که سابقا مرحوم صاحب جواهر هم دارد ما اینجا نوشتیم و هذا التفصیل نقله صاحب جواهر عن بعض الفقها سابقه دارد. بعد فرموده لا یخلو عن قوه. این فرمایشی است که مرحوم شیخ انصاری فرموده و فرموده اینجاها و لو این که شبهه موضوعیه است، احتیاط لازم است. احتیاط به این است یا شما حج بروید. یک نوع احتیاط است. ما فی الذمه. شک داری مستطیع هستی یا نه. یا این که فحص کنی. فحص کردن یکی از مصادیق احتیاط در این مساله است.

این فرمایش شیخ انصاری از نظر کبرایی که ادعا کرده ما میگوییم همین جور است. از مذاق شرع فهمیدیم اگر یک حکم شرعی کلی باشد و در مصادیقش مردم فحص نکنند اون حکم تعطیل میشود منعطل میشود. امتثال نمیشود. از مذاق شریعت فهمیدیم چون انعطال حکمش را نمیخواهد دیگه. پس باید فحص کنیم. اون که در ذهن مرحوم شیخ انصاری بوده یک کبرای کلی است، مثلا بعید نیست. حکم شرعی که موضوعی دارد. اون موضوع تشخیصش غالبا یا بلکه دائما به فحص است. بحیث اگر فحص نکنی اون حکم معطل میشود. بلا امتثال میماند. اینجا خطابات انصراف داشته باشد رفع ما لایعلمون. ادله مرخصه انصراف داشته باشد اینجاها را نگیرد مثلا میگوییم لاباس به. همین هم جای تامل دارد ها! خب حالا شریعت خودش گفته نمیخواهد فحص کنی. لغو که نمیشود. نادر میشود و اشکال ندارد.

سوال:؟؟؟؟

جواب: ندارد. همین را داریم صحبت میکنیم. کبرای کلی شیخ را داریم صحبت میکنیم. اگر حکمی باشد که اگر فحص در مصادیقش نکنیم معطل میشود. فحص لازم است، میگوییم چرا فحص لازم است. خب معطل بشود. اشکال ندارد. کی گفته باید معطل نشود احکام شرعیه. و بالاخره علی سبیل الاتفاق یک علمی پیدا میشود دیگه.

سوال:؟؟؟

جواب:اونها یک نکات اضافه ای است در خصوص زکات. نه در همه جا. کلی. بابا اولا همین ها هم که نفهمند واجب است یا نه، باز داعی هست. معطل نمیماند. ثانیا خب حالا معطل هم بماند. کی گفته باید حکم شارع معطل نماند. این جای مناقشه دارد.

و لکن صغرویا فرمایش شیخ صغری ندارد. این که یک حکمی از شارع رسیده شما اگر فحص نکنی از وجود موضوعاتش، معطل میماند اون حکم، این مصداق ندارد. نه. هیچ کدام از احکام شرعیه و لو ما فحص نکنیم معطل نمیماند. چرا؟ چون که علم به موضوعات امر قهری است. امر طبیعی است. همان هم که نمیخواهد بفهمد میفهمد. تا چه برسد به اینکه میخواهد بفهمند. خیلی ها داعی دارند که ببینند چقدر محصول دارند. خب بفهمند. کار به زکات ندارند که. همان هم که نمیخواهد بفهمد باز میفهمد. خب وقتی زیاد شد خب میفهمد به نصاب رسیده دیگه. صدفةً میفهمد. این که مرحوم شیخ انصاری در باب حج. همین باب حج را حساب کنیم مردم این جور نیست که، احیانا میگوید حساب و کتاب کردم دیدیم مستطیع هستم. ولی غالب این کسانی که به حج میروند با حساب و کتابی که کردند و و احراز استطاعت بعد از حساب و کتاب نیست. غالب اینها بدون حساب کتاب فهمیدند که مستطیع هستند. پول این قدر زیاد دارند که معلوم است استطاعت هستند. یکی بابایش مرده چندین میلیاد پول به او رسیده. یکی یک کاسبی کرده چندین میلیارد. یکی چند سال است کاسبی میکند. یکی مغازه اش کنار خیابان افتاده. اون قدر مصادیق زیادی است بدون هیچ فحصی میفهمند مالشان به حد زکات رسیده، بدون فحص میفهمند به حد استطاعت خودشان رسیده اند، نه، اینها این قداست شیخ انصاری است به نظرم. خیلی آدم مقدسی است میگوید مبادا اینها بر زمین بماند پس فحص لازم است. نه. بر زمین نمیماند. جای نگرانی ندارد. لذا وجهی برای تفصیل شیخ انصاری نیست. بعضی ها هم شبهه وجوبیه و تحریمیه یک چیزی گفتند مهم نیست میخواهیم تمامش کنیم.

تفصیل مرحوم نائینی و بررسی آن

تفصیل دوم از مرحوم نائینی است. مرحوم نائینی تفصیل داده بین اونجایی که در شبهات موضوعیه در ذهن مبارکش این بود که نمیشود چشممان ببندیم نگاه نکنیم بگوییم انشالله بادنجان بوده. لذا میگوید اگر رفع شبهه و رفع جهل و علم به این که ایا این موضوع اون حکم الزامی است یا نه، به سهولت است؟ فقط پتو را بندازم کنار بفهمم طلوع فجر شده یا نه، در این گونه موارد نمیتوان استصحاب کنیم بقای لیل را. بعد هم زیر پتو بخوریم بعد که تمام شد حالا نگاه کنیم. برای نماز صبح نگاه کنیم ببینیم طلوع شده. نماز صبح بعد است. اون قبل است این بعد است. عکس هم هستند. در جاهایی که ارتفاع شک به سهولت است، کأنّ در ذهن مبارکش این بوده که این اصلا فحص نمیگویند. شاید در ذهن مبارکش این بوده. نگاه کنید. این را اصلا فحص نمیگویند. فحص یعنی یک چیز عمیقی دقیقی که تکلف دارد مئونه دارد. دنبال گیری دارد. اما این که پرده را کنار بزنی که هوا روشن شده یا نه فحص نمیگویند. شاید در ذهن مبارکش این بوده که اینها اصلا فحص نیست.

سوال:؟؟

جواب: کأنّ مرحوم نائینی هم میگوید در شبهات موضوعیه میگوید فحص لازم نیست. ولی این مقدار نگاه کردن و تفتیش کردن اینها اصلا فحص نیست.

لذا تفصیل داده بین اونجایی که لم تکن مقدمات العلم حاصله بحیث لا یحتاج حصول العلم بالموضوع الی ازید من النظر فی تلک المعاملات. اینجا گفته نه. نمیتوانی واردش بشوی. لعدم صدق الفحص. میگوید اصلا صدق نمیکند فحص.

سوال:؟؟؟

جواب: چرا واجب است؟ خطابات میگفت که واجب است امساک کردن شامل این شخص میشود. واجب است امساک کند دیگه.

سوال:؟؟؟

جواب:ما باید اون که میگوید واجب است امساک. ما بودیم واجب است امساک باید احراز بکنیم اشتغال یقینی یستلزم فراغ یقینی. این ادله برائت است که اطلاق دارد و ادله برائت اینجاها را نمیگیرد.

در ذهن مبارک مرحوم نائینی این بود که ما باید ببینیم ادله رافعه رفع ما لا یعلمون اطلاق دارد یا نه؟ گفته این جا ما لا یعلم نیست. نمیگویند نمیدانی. من که با باز کردن چشم میتوانم بدانم نمیگویند نمیدانی. اون وقت که دیگه ادله رافعه نبود حکم عقل احتیاط است. دیگه اون بحث نداریم. الاشتغال الیقینی یستلزم فراغ یقینی را. این فرمایشی که مرحوم نائینی دارد.

و لکن این فرمایش هم نه، قابل مناقشه است. اولا این کلمه فحص که در روایات نیامده. مصداق فحص آمده. و در صحیحه زراره گفت هل علیّ ان انظر. همین مصداق فحص را گفت. گفت نگاه کنم. دیگه از این بالاتر. گفت نگاه بکنیم که نجس است لباسم یا نه. گفت نمیخواهد نگاه کنی.

سوال:؟؟؟

جواب: خون را ادم نگاه کند زود میبیند.

سوال:؟؟

جواب: بابا برای نگاه کردن خون. خون هم چون قرمز است.

سوال:؟؟؟

جواب: حالا نه. اون قدرش ما میگوییم. میخواهد عبایش را نگاه کند ببیند خون دارد یا نه. چقدر این مثلا کلفت دارد.

ما دائر مدار کلمه فحص نیستیم که مرحوم نائینی گفته فحص صدق نکند. خب نکند. گفت واجب است نگاه کند یا نه. گفت نه. بعد خودش گفته نعم در باب طهارت و نجاست بعید نیست همین صحیحه زراره. خب میگوییم عناوین مشابه همین صحیحه زراره هم در سائر روایات هم هست که ما خواندیم. اونها هم همین جور بود دیگه. اون روایات مثل روایت مسعده، روایت مسعده حالا اون نگاه نبود حالا سوال بکنید. سوال با نگاه چه. اون زبانش حرکت میدهد اون چشمش.

سوال:؟؟؟

جواب: همیشه اون طور نیست که. بعضی اوقات در خانه است میتواند سوال کند که به این هم شیر دادی یا نه.

این که ایشان مختص کرده به باب طهارت و نجاست است نه. این یک جهت است. مهمش این است، ما کار به این جهت نداریم عنوان فحص و اینها با اونها نمیشود کاری کرد. مهمش کسی ادعا بکند که انصراف دارد. کسی ادعا کند این روایات انصراف دارد. از اون جایی که با فحص کم، روایت مرخصه، ادله مرخصه انصراف دارد. کل شیئ طاهر، شک داری پاک است یا نجس انصراف دارد که بعضی این ادعا را هم کردند. مهم در این ادعا مهم در استدلال بر این ادعا عدم اطلاق است. ادعای انصراف است که ادله ما انصراف دارد از اون جایی که فحص یسیر نیاز دارد.

و لکن انصراف، در موالی عرفی شاید همین جور باشد ها!  در موالی عرفی اگر یک مولایی عرفی به عبدش بگوید که وقتی ندانستی پاک است یا نجس، بخور، این میتواند با یک نگاه مختصری بفهمد پاک است یا نجس، نگاه نکرد و خورد بعد معلوم شد نجس است نمیتواند بگوید شما گفتی. همین که نمیدانی پاک است یا نجس است بخور. میگوید بابا  درست است من گفتیم نمیدانی ولی نه این قدر دیگه. بعید نیست که در سیره عموم مردم که ترخیص را بیان میکنند توسعه میدهند بعید نیست اونجاها این انصراف باشد.

سوال:؟؟؟

جواب: نه. شک دارم. چه میدانم. نگاه نکردم موش افتاده برداشتم خوردم. بعید نیست همین طور بگویند.

اما نسبت به شریعت، حرف ما همین است، بعید نیست عرف همین طور باشد، در جاهایی که اون تفتیش اون مئونه زائده نمیخواند. تفتیش مختصری میخواهد. به کار اندکی حال واضح میشود که پاک است یا نجس است، بعید نیست که موالی عرفی صحیح باشد که عقوبت بکنند این عبد را، در جایی که فحص نکرده. این بعید نیست. و اما نسبت به مولای حقیقی که احکام ظرف جهل را از روی امتنان میگوید و همیشه بنا دارد یک راهی پیدا بکند، الکلام یحلل، این جور بگو اون جور نگو.اون حلالش میکند این حرامش میکند. میخواهی بنای شریعت بر این است هم جهت امتنان و هم جهت همین حیله ها. این حیله ها خیلی مهم است. میخواهد یک مستمسکی برای انسانها ایجاد بکند که در حال ارتکاب خودشان را متجری احساس نکنند. ما در ذهنمان این است. بنای شریعت این است. منت گذاشته بر صاحبانش بر رهروانش. بنایش بر شریعت سهله و سمحه است. شریعتی که بنایش بر سهولت است بر سموحت است و موارد عدیده ای راه فرار قرار داده. همان حیله ها. حتی در ربا که جنگ با خدا است. یک راهی قرار داده. میگوید این جور بگو. حقیقتش همان است ولی از حیله ها است. نسبت به خطاب چنین شارعی باز هم اطلاق ندارد. رفع ما لایعلمون، کل شیئ فی حلال و حرام فهو لک حلال میتوانید این روایات ترخیصیه را این ها را جمع ببندید، ترخیصیه تنها اینجا نیست. سوق المسلمین مثلا. میگوید من هم گمان ندارم هذه البریه که اینها بسم الله میگویند یا نه. مهم این است که انسان وقتی که ارتکاب میکند وقتی مرتکب این حرام میشود خودش را مرتکب اون حرام نبیند. شاک هم خودش را نمیبیند.

ما در ذهنمان این است که فرمایش مرحوم نائینی، قداست مرحوم نائینی است. بزرگواری مرحوم نائینی است. مثل شیخ انصاری که اون یک جور دیگری باز قداستش اثر گذاشته. ولی ما باشیم و فن، فن میگوید نه. حتی در مثل نکاح که فروج است، شارع مقدس اهتمام دارد، چکار داری سوال میکنی. شوهر داری یا نه، میگوید نه. متهم هم هست. دروغ زیاد میگوید. چکار داری. متهم هم باشد. حالا بعضی احوط گفته اند متهم نباشد اونها را کاری نداریم. اطلاق خطابات میگوید قل لها زوج داری یا نه، فاذا قالت لا تمام. حالا زن دروغگو باشد راستگو باشد مهم نیست تا یقین نداری به کذبش تو هم بگو لا. شریعت در شبهات منت گذاشته امتنان کرده، راه اخباری گری قطعا شرعی نیست. امتنان اقتضای همین را میکند توسعه دارد. بله، حالا بحث میکنیم به مجرد چشمم را باز کند حالا. اما نگاه کنیم در اون که موشی هست نیست. چکار داریم.

سوال:؟؟؟؟

جواب: اصلا تمام سعی من این است که این ارتکازات عرفی که در میان موالی و عبید عرفی است این را نیاوریم به شرع و شریعت. شرع و شریعت یک مسلک دیگری دارد. راه فرار نشان میدهد. نعم الفرار من الحرام الی الحلال. فقط یک جوری باشد که شما یقین پیدا نکنید. مهم این است که اون حال ارتکاب خودت را احساس نکنی متجری. این مهم است. ما میگوییم اون که شراب خورده ممکن است به بهشت برود و اون که آب خورده به جهنم برود. مهم احساس است. احساس هتک نکند. شراب خورده فکر میکرده آب است. هیچ احساس هتک نکرده. آب بوده فکر میکرده شراب است گفته بخوریم. احساس میکرده دارد گردن کشی میکند. اون بد است. اساس شرع و شریعت بر تمرد و عدم تمرد است. ما از جهت این که.

حاصل الکلام: احکام ترخیصیه احکام امتنانیه است. و شارع مقدس اهتمامش به این است که مکلف احساس نکند مخالفت را، و این که مخالفت واقعی واقع شده باشد یا نه، هیچ اثری عند الشارع ندارد، ربّ شارب خمری که برود بهشت و ربّ شارب مائی که برود به جهنم. اونها مهم نیست. مصالح و مفاسد اینها مبررات هستند. مهم اون که انسان احساسش چیست. دارد میگوید خدا قربة الی الله. یا دارد تبعیت از شیطان میکند. این مهم است. اما اون آب است یا شراب است، پاک است نجس است، میته است مذکی است، اینها قوانین هستند. اما این قوانین برای همان که احساس شما است. ان الاحکام الشرعیه الطاف فی الاحکام العقلیه. باز هم شما ملاحظه بفرمایید ببینید که وجهی برای وجوب فحص، برای اجرای برائت یا استصحاب عدمی در شبهات موضوعیه وجه دیگری هست یا نه، انشالله تتمه کلام شنبه.