درس خارج اصول جلسه 54 تاریخ:11/9/1404
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
بررسی وجوب احتیاط در اقل و اکثر ارتباطی
بحث در شبهه ی غرض بود که بعضی ها در باب اقل و اکثر احتیاطی شدند از باب علم به حصول غرض. مثل مرحوم آخوند از کسانی است که در متن کفایه قائل به احتیاط شده عقلاً، یکیش هم به خاطر همین حصول غرض. منتها شیخ انصاری قبول نکرده مساله ی غرض را و مرحوم آخوند کلام شیخ را تلخیص کرده و از کلام شیخ جوابهای متعددی داده. جواب اولش خیلی مهم نبود.
بررسی جواب دوم مرحوم شیخ و کلام مرحوم آخوند ذیل این مساله
جواب دومی که شیخ انصاری داده بود از مساله غرض این بود که میگفت که احراز نمیشود بکنیم حصول غرض را در وقتی که شک داریم و واجب ما مردد بین اقل و اکثر است ما نمیتوانیم اصلا احراز بکنیم حصول غرض را. چون احتمال میدهیم که، یک احتمال هست که برای حصول غرض قصد وجه لازم باشد. معرفت الاجزاء و اتیانها علی وجه الامتثال. این احتمال هست که لازم باشد برای حصول غرض، اجزا را به قصد وجوبش بیاوریم. خب این جا هم که نمیدانیم اکثر وجوب دارد یا نه، پس ما نمیتوانیم به غرض دست پیدا کنیم. مرحوم شیخ انصاری از شبهه غرض به این بیان جواب داده است. بعد خب پس چرا اقل را باید بیاوریم؟ همان داستان است. از باب قدر متیقن تبعه ی تکلیف است که باید بیاوریم. اون به جای خودش محفوظ است.
مرحوم شیخ انصاری از شبهه غرض جواب داده به همین مقدار که لا یمکن احراز حصول الاغراض، اینها را مرحوم آخوند تلخیص کرده در کفایه، کلمات شیخ در رسائل خیلی تطویل است مضطرب است، مرحوم آخوند خوب جمع کرده اینها را و همین طور فرموده که، ظاهرا از خود کفایه من نوشتم. لا یمکن احراز حصول الاغراض اذ یحتمل ان یکون معرفه الاجزا و اتیانها علی وجه الامتثال دخیلة فی حصولها لیوتی بها مع قصد الوجه. خب این وجهی است که شیخ انصاری جواب داده از مساله لزوم احتیاط به ملاکِ لزوم تحصیل غرض.
مرحوم آخوند جوابهای متعددی داده. پنج تا جواب داده مرحوم اخوند. بعضی هایش خیلی خلاصه است. جواب اولی که مرحوم آخوند داده، میگوید این کلام شما خلف است. فرض این است که، ما الان بحث میکنیم در این که احتیاط ممکن است یا نه، فرض این است که در عبادات احتیاط ممکن است. بحثی بود بعضی ها شبهه داشتند ولکن فرض بحث ما این است که در عبادات احتیاط ممکن است ما میتوانیم یقین پیدا کنیم به سقوط امر مولا. این که شما میفرمایید که این امکان ندارد احتیاط. فقط ما باید تخلص از عقوبت پیدا کنیم این خلاف فرض است. این یک جوابش لا اشکال فی امکان الاحتیاط کما فی المتباینین.
سوال؟؟؟
جواب: احتیاط امکان دارد یا نه، احتیاط یعنی کاری کنیم که تکلیف قطعا از ذمه ما ساقط شود.
ثانیا مرحوم آخوند جواب داده، گفته و ثانیا ان من الواضح بطلان احتمال قصد الوجه کذلک. الان مشکل سر این است که ما نسبت به جزء مشکوک نمیتوانیم به قصد وجوب بیاوریم. یا به قصد استحباب. الان مشکل ما قصد وجه است نسبت به بعضی از اجزایی که محتمل الوجوب است. عمده اش که ما قصد وجه مشکلی نداریم که. مرحوم آخوند ثانیا جواب میدهد که من الواضح ادعای وضوح میکند. همین جور هم هست. من الواضح بطلان احتمال قصد الوجه کذلک یعنی حتی بالنسبه الی کل جزء جزء. اصلا این احتمالش منتفی است قطعا. اونهایی که قصد وجه را لازم میدانند اونها قصد وجه کلی را فی الجمله را. این عمل را به عنوان واجب بیاورم. نه این که این جزء را به عنوان واجب. این عمل را. هیچ اشکالی ندارد که عمل مشتمل بر غیر واجبات باشد ولی شما این عمل را به عنوان امتثال واجب بیاوری. چون مسقط امر واجب است میشود امتثال واجب. مرحوم آخوند ادعا میکند پر واضح است. همه کسانی که میگویند که قصد وجه لازم است همه آنها همین حرف را میزنند به نحو مطلق نمیگویند.
ثانیا ان من الواضح....اگر بنا باشد قصد وجه نسبت به کل جزء جزء واجب باشد کثیری از نمازها باطل است. چون در کثیری از موارد مردم نمیدانند که این واجب است یا مستحب است. نماز را میخوانند. قصد وجه لازم است، نسبت به همان کلیش. نماز واجب نماز مستحب. شما نماز واجب را بخوانید به قصد وجوبش، نماز مستحب را به قصد استحبابش. نه که نماز واجب را به قصد وجوب میخوانی یعنی مثلا این جزئش واجب اون جزئش واجب، نه. خودش گفته من الواضح .....و لیس هو مراد القائلین بلزوم قصد الوجه. و انما مرادهم من ایقاع الواجب علی وجهه هو ایقاعه علی وجوبه النفسی. دو رکعت نماز نافله صبح میخوانید، دو رکعت نماز فریضه صبح میخوانید معنایش این نیست که این که فریضه میخوانی تک تکش فریضه است. فریضه یعنی مشتمل بر فریضه است. در مقابل نافله که همه اش نافله است. خیلی حرف متینی است این.
سوال:؟؟؟
جواب: اصلا غیر از این نیست. نمیشود که غیر از این باشد. میگوید کسانی که ادعا دارند. اونهایی که شرط میدانند بیش از این شرط نمیدانند. راست هم میگوید. معنا ندارد. دو رکعت نماز صبح چون مشترک است میگویند دو رکعت را یا به نیت وجوب یا به نیت استحباب بیاور. نه که به نیت وجوب بیاور یعنی همه اجزائش که میاوری. نه. به نیت وجوب یعنی این هم واجب است . مشتمل بر واجب است.
سوال:؟؟؟
جواب: این فقهیا همین جور است.
سوال:؟؟؟
جواب: حالا ایشان میگوید احتمال قصد وجه به این نحو میگوید باطل است. واضح است که باطل است. راست هم میگوید.
و انما مرادهم من ایقاع الواجب علی وجهه ایقاعه علی وجوبه النفسی. میگویند دو رکعت نماز صبح واجب را به عنوان واجب بیاور یعنی به عنوان این که مشتمل بر واجب است. این مثال نماز صبح مثال خوبی است هم دو رکعت مستحب هم دو رکعت واجب دارد. شما وقتی نیت میکنید دو رکعت نماز واجب را نه که جزء جزء آن واجب است. این واضح است. ولیس هو مراد القائلین بلزوم قصد الوجه. حالا اقا میگوید بعید میدانم کسی این جور ادعایی کرده باشد. حالا من کلام شیخ را جدیدا ملاحظه نکردم اگر شیخ هم گفته اونها این را میگویند اون هم جای تامل بلکه بیش از تامل است.
لا وجه اجزائه من الوجوب الغیری بناء علی القول بوجوب مقدمات الداخلیه یا وجوب ضمنی بنا بر. نه بابا اینها را اونها نمیگویند که. دو رکعت نماز صبح میخوانم. دو رکعت نماز واجب میخوانم یعنی المشتمل علی اجزاء الواجبه. بیش از این نیست. بعد مرحوم آخوند میگوید و هو ممکن فی المقام. این هم که در محل کلام ممکن است. این هم ممکن است ما الان با این که شک داریم که آیا سوره واجب است یا نه، ممکن است در مقام. ممکن است در مقام هم به نحو غایتی . هم به نحو وصفی. من این نماز را میخوانم لوجوبه. نماز صبح را میخوانم لوجوبه. غایتاً. لوجوبه نه که یعنی لوجوب کل جزء. یعنی واجب در آن هست. لوجوبه. این غایتاً. یا وصفاً نمازِ واجب را میخوانم قربه الی الله. که مردم در ذهنشان همین جور است. میگویند چهار رکعت نماز واجب میخوانم. قربه الی الله. با وجوبش قصد قربت نمیکنند. دو رکعت نماز واجب میخوانم قربه الی الله. از بابی که واجب محبوب خدا است مثلا. میگوید فرق نمیکند. یک کم تطویل کرده مرحوم آخوند در اینجا. تطویلش هم نکته دارد. او وصفا بان یوتی العمل الواجب مثلا و لو لا لداعی وجوبه. وصفا که میاورد نه چون واجب کرده خدا لوجوبه نه. نماز واجب را میاورم نه چون واجب است. خودمان هم همین جور هستیم. دو رکعت نماز مستحب نیت میکنیم. دو رکعت نماز واجب نیت میکنیم. قربه الی الله. وصفا است. منتها میدانیم خداوند محبوبش هست این طور قصد کردن ما. نه لوجوبه. نماز واجب میخوانم قربه الی الله. بل بسائر دواعی القربیه.
خب حالا این چه جور میشود؟ مرحوم آخوند میگوید این جور قصدی که کرد، قصد فی الجمله، من چهار رکعت نماز واجب را میخوانم قربه الی الله. نماز واجب را یعنی المشتمل علی الاجزاء الواجبه. نه تک تکش واجب باشد. و ذلک لانطباق الواجب علیه و لو کان هو الاقل. خب اقل هم واجب باشد بر او منطبق است دیگه. و اما احتمال اشتماله علی ما لیس من اجزائه فلا یضر بالانطباق. این که ممکن است اون اکثر واجب نباشد اون ضرری به این انطباق ندارد که. من که نگفتم که این عمل را جزء جزء را میاورم بما هو واجب. من این مجموع را میگویم. و اما احتمال اشتماله علی ما لیس من اجزائه فلا یضر بالانطباق اذا قصد الوجه الاجمالی. وجه اجمالیش همین است. نماز واجب را میاورم. یعنی این که مشتمل بر واجب است. نه که جزء جزئش واجب است. حرف متینی فرموده. و اما احتمال اشتماله علی ما لیس من اجزائه فلا یضر بالانطباق اذا قصد الوجه الاجمالی منتها بلا تمیز. تمییز ندارد. مهم نیست. بلا تمیّز بما له دخل فی الواجب. بله قصد تمییز ندارد. مهم نیست.
مقداری اینجایش کلام مرحوم آخوند در کفایه پیچ دارد. خصوصاً اذا کان هو من خصوصیات الفرد. اون مشکوک دو قسم است. اونی که الان مشکوک است که ایا واجب است، ما در اقل و اکثر داریم بحث میکنیم، آیا واجب است یا واجب نیست، این دو قسم است، یا این مشکوک ما دوران امرش هست که از واجبات است یا از مستحبات است. یک جا باید بحث بشود در اصول فعلی بحث نشده، ولی در کلمات فقها هست که مستحب است ولی جزء واجب است. هم مستحب است و هم جزء واجب است. مستحبات را از اجزای واجب میدانند. فقهای اصولی گفتند این تناقض است. هم مستحب است هم از اجزای واجب است نمیسازد. ولی قدیمی ها میگفتند نه. اون شیئی که الان طرف تردید ما است، مشکوک ما است، یا مردد است بین این که واجب است یا مستحب، گاهی یا این واجب است یا از مقارنات است. مقارنات. بعضی چیزها در نماز مستحب است مثل قنوت در نماز مستحب است. مثلا شما میخواهید یک دعایی بکنید. فرض کنید ذکری بگویید بعد از تسبیحات اربعه این مثلا از مقارنات است. مستحب فی الصلاة نیست. از باب اینست که ذکر است و ذکر خدا در نماز اشکال ندارد. و اذکر الله ذکرا کثیرا.
بعضی چیزها که در حال نماز از انسان صادر میشود بعضا از مستحبات خود نماز است. مستحبات نماز را قدیمی ها این طور میگفتند که جزء نماز است. گفته اند جزء نماز است. درست است نباشد نماز هست، ولی وقتی هم هست کلش نماز است. این مثل حوضی است که شما برای منزلتان مثلا یک حوضی درست میکنید، اون زمانها خب این خانه ها، خانه های اپارتمانی نبوده. مثال به همین میزدیم. خانه ای درست میکند حوض هم درست نکند این خانه است. حوض هم درست کند این مجموع خانه است. مجموع خانه است ها! نه این که حوض درست کند خانه و حوض است. نه. این مجموع خانه است.
سوال:؟؟؟
جواب: خود شارع مقدس گفته در رکعت ثانیه مستحب است قنوت. خودش گفته.
سوال:؟؟؟
جواب: اون به عنوان ذکر مطلق اشکال ندارد. در نماز. یک چیزی در نماز باشد میشود مستحب. اما اگر از باب ذکر خدا است مضر به نماز نیست. قران است مضر به نماز نیست. اینها میشود مقارنات.
مرحوم آخوند میفرماید نسبت به، آخوند از اون کسانی است که اینها را میگوید جزء نماز است. مستحبات را میگوید جزء نماز است. میفرماید اگر دوران امر باشد بین واجب و مستحب که پر واضح است. شما این عمل را میاوری. این مجموعه را میاوری، این مجموعه امر وجوبی دارد. اون اشکالی ندارد. و اگر هم از مقارنات باشد این عمل را میاوری که امر دارد منتها نه همه اش. معظمش مثلا. مقارنات متعلق امر نیست. مستحبات متعلق امر هست. مرحوم آخوند عبارتش این است: خصوصا اذا کان هو من خصوصیات الفرد. خصوصیات فرد را مثل اجزا واجب میداند. کما اذا دار امر المشکوک بین ان یکون جزئاً للواجب او جزئا مستحبا. جزء مستحب داریم یا نه این محل کلام است. فکر کنم در کلام آخوند این نیست. ما اضافه کردیم. بناء علی امکان جزء المستحب للواجب. این محل کلام است. میشود هم واجب باشد و هم جزء مستحب. جزئش ها! این محل کلام است. آخوند این جور ادعا دارد. بناء علی امکان الجزء. لا من المقارنات یعنی لم یکن امر مشکوک بین جزء الواجب او من المقارنات التی لیست بمستحبه. چرا؟ میگوید فرق نمیکند لان الطبیعی یصدق علی الفرد بمشخصاته. فطبیعی الدار ینطبق علی دار مشتمل علی حوض کما ینطبق علی دار که حوض ندارد. برای هر دو طبیعی دار یصدق. با این که حوض از لوازم واجبه اش نیست ولی بر این مجموع صدق میکند دار. با این که این جزء ممکن است از اجزای واجبه این نماز نباشد ولی صدق میکند این نماز این مجموع وجوب دارد. نه این که تک تک وجوب دارد. خیلی حرف متینی است.
اونهایی که قائل هستند قصد وجه لازم است، نگاه کردم ظاهرا در متن کفایه هم هست، اونها ادعایشان بیش از این نیست. اصل قصد وجه لازم است این محل کلام است دلیلی نداریم که قصد وجه. فوقش در عبادیات قصد قربت لازم است دیگه اما قصد وجه و قصد تمییز. اما همانهایی که قصد وجه را لازم میدانند حرفشان همین است. قصد وجه فرق بین نماز نافله صبح و فریضه صبح. همین مقدار. نه که کل جزء جزء بایستی به قصد وجوبش بیاورد اقای شیخ انصاری. خب دیگه چیزی ندارد. این هم ثانیا.
عمده جواب همین جواب ثانیا. اونها هم درست است جوابهای بعدی. ولی جواب فنی همین است که قصد وجه که لازم است، قصد وجه نسبت به مجموع لازم است نه جمیع. چون واقعا هم جمیع معمولا امکان پذیر نیست یک جاهایی هم شاید شک کند که واجب است واجب نیست.
سوال:؟؟؟
جواب: خب تمکن میگوید دو بار نماز بخوانی. اون وقت شیخ انصاری همین میگوید پس بنا بر این پس قصد وجه لازم نیست. نه. ما میگوییم قصد وجه لازم است به این نحو که شما میگویی اشتباه معنا میکنی. اونهایی که قصد وجه را لازم میدانند همین مقدار به این نحو لازم میدانند که در محل کلام قابل انطباق است. قصد وجه امکان پذیر است.
یا شیخ انصاری! قصد وجه معنایش این نیست که قصد بکنی وجوب کل جزء جزء را تا شما بگویید این امکان ندارد من نمیدانم سوره جزء است یا نه. میگوید قصد وجه معنایش این فی الجمله. همین مثال خوبی است. نماز صبح واجب با نماز صبح نافله. در حالی که اون واجب هم یک مستحباتی را مشتمل است.