درس خارج اصول جلسه 20 تاریخ:12/7/1404
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
شک در ابتلا در بعض اطراف علم اجمالی نسبت به شبهات موضوعیه
بحث در فرض شک در ابتلا بود. شبهه موضوعیه. در جایی که اصلی نداریم که این شک را مرتفع بکند، آیا در اینجا نسبت به اون که یقین داریم داخل محل ابتلا هست، احتیاط لازم است یا لازم نیست؟ فرض این است که اگر یقین داشتیم خارج از محل ابتلا است، احتیاط لازم نبود. اگر اونجا هم احتیاط لازم بود که خب در فرض شک هم لازم است. فرض کلام در جایی است که در اونجا که یقین داریم خارج از محل ابتلا است، مسلک مشهور را قبول کردیم که میگویند علم اجمالی منجز نیست. خلافاً لبعض کلمات مرحوم اقای خویی که ایشان در بعض کلماتش فرموده که علم اجمالی منجز است در این صورت هم.
کلام مرحوم نائینی و مرحوم آغا ضیا
مرحوم نائینی و مرحوم آغا ضیا فرمودند که در فرض شک در دخول در محل ابتلا، احتیاط لازم است. مسلکشان مسلک مشهور است. ولی در فرض شک فرموده اند که احتیاط لازم است. به چه بیانی؟ این ها دیگه بحث علم اجمالی نیست. تنجیز علم اجمالی نیست. به یک نکته دیگری، و اون نکته این است که در جایی که شک داریم در ابتلا و عدم ابتلا، این از مصادیق شک در قدرت عرفیه است. و کما این که در شک در قدرت عقلیه، عقل امر به احتیاط میکند و احتیاط را لازم میداند، در جایی که شک داریم در قدرت عرفیه، اونجا واضحتر باید باشد دیگه. این قدرت عقلی داریم. اونجا واضحتر است در این که باید احتیاط کرد. این در ذهن این دو بزرگوار است.
مرحوم نائینی که این مطلب را تقریب کرده و مقرر در فوائد آورده است، بعد مورد اشکال قرار گرفته. گفته پس بر فرضی هم که یقین داریم از محل ابتلا خارج است اونجا هم شک در قدرت است، باید احتیاطی بشوید. مقرر میگوید که ما این اشکال را این نقض را، بر استاد کردیم و قبول کرد لذا از اون بیانش دست برداشت. عدل از این بیانش. تا اینجا گفته بودیم.
مرحوم آغا ضیا که بنای اشکال دارد در کل اونچه را نائینی گفته است، اینجا گفته این نقض وارد نیست. در مواردی که یقین داریم به خروج از محل ابتلا، اونجا ما شک در قدرت نداریم. در قدرت عرفی شک نداریم. اونی که خارج از محل ابتلا است یقین داریم قدرت نداریم. اونی هم که داخل در محل ابتلا است یقین داریم قدرت داریم. شک در قدت اونجا مصداق ندارد. بر خلاف اونجایی که ما شک داریم در این که از محل ابتلا خارج است یا نه، شک در این که از محل ابتلا خارج است یا نه، این مساوی است با شک در این که قدرت عرفی داریم یا نه، اگر خارج از محل ابتلا است قدرت عرفی نداریم و اگر داخل در محل ابتلا است قدرت عرفی داریم. گفته از مقرر عجبی نیست که حالا نقض کرده. خیلی مثلا سوادی ندارد. عجب از مقرّرله است که نقض را قبول کرده. این جور فرموده و گفته که اینجا از موارد شک در قدرت است. در ذهن مبارکش همین است. شما وقتی معنا میکنید خارج از محل ابتلا را به این که قدرت عرفی نداری، پس اگر شک کردی داخل محل ابتلا است شک در قدرت عرفی دارید.
این اشکال مرحوم آغا ضیا بر نائینی و تثبیت این مطلب که پس در شک در دخول و عدم دخول در ابتلا ما باید در اون طرفی که یقین داریم به آن مبتلا هستیم بایستی احتیاط کرد.
بررسی کلام مرحوم نائینی و مرحوم اغا ضیا
این فرمایش مرحوم آغا ضیا نسبت به این که فرق است بین اونجایی که یقین داریم از محل ابتلا خارج است، با اونجا که شک داریم داخل محل ابتلا است یا نه، این مقدار که فرق است، و کأنّ مقرر میگوید لا فرق، نه، حق با مرحوم آغاضیا است. فرق است. اما این که مرحوم آغا ضیا ادعا کرده در شک در قدرت عرفی باید احتیاط بکنیم نسبت به اون که داخل محل ابتلا هست، مدعای مرحوم آغاضیا نادرست است باز هم. فرق هست ولی این فرق ها اثر ندارد. ما اگر شک داریم این که داخل محل ابتلا است یا نه، درست است شک داریم که مقدور عرفی است یا نه، اما این که واجب است احتیاط کنیم در این، نه، این قیاسش به شک در قدرت عقلیه قیاس مع الفارق است. در شک در قدرت عقلیه که میگویند البته محل کلام است ها! اونها که میگویند باید احتیاط کرد، نکته اش این است: نکته لزوم احتیاط در جایی که شک داریم در قدرت عقلیه، این است که، نه که موردش، عبارت صحیحتر: موردش اونجا است، از این موردش نکته اش معلوم میشود، موردش اونجا است که ملاک تام است فعلی است، مولا هم در صدد تحصیلش بر آمده، الان اگر خطاب شامل من نمیشود نه از جهت ملاک است، از جهت قصور در ملاک و قصور در حکم است، نه. فقط منشاش این است که من قدرت ندارم. از طرف جاعل هیچ مشکلی نیست. مشکل از طرف من است که شاید قدرت نداشته باشم.
اگر شخص جنب است قدرت ندارد بر اغتسال، درب حمام مسدود است، درست است تکلیف در حقش فعلی نیست ولی این عدم فعلیت به خاطر این است که این عاجز است. تمامش بر میگردد به جهت عبد. به حیث اگر این عجز نبود، اون تکلیف مولا فعلی بود. اینجا است که میگویند اگر فحص نکنی، نروی سراغ حمام ببینی باز است یا نه، اینجا عقل این را یک بی اعتنایی میداند به مولا. میگوید فحص کن. یک قدر متیقنی است ها! شک در قدرت عقلی ملازمه دارد با شک در فعلیت حکم. شک در فعلیت حکم مجرای برائت است. ما برائتی هستیم. یک الا دارد. یک استثنا دارد. این استثنائش قدر متیقنش جایی است که ملاک هیچ مشکلی ندارد. تکلیف هیچ مشکلی ندارد مگر این که از ناحیه من است. چون از ناحیه من است عقل میگوید که حرکت کن. بی اعتنایی نکن. شاید درب حمام باز باشد. شاید قادر باشی. از حال خودش با خبر شو. فحص کن.
حرف این است که این نکته ای که در شک در قدرت است که یک استثنا است از شک در فعلیت حکم، او در محل کلام محرز نیست. در محل کلام که یک طرف مشکوک است ابتلای بهش، ما این جور احرازی نداریم. ممکن است یک جایی بر اثر یک قرائنی، فی الجمله ممکن است یک جایی ما این احراز را داشته باشیم ولی به نحو کلی اون که خارج از محل ابتلای ما است، فرض این است که مولا خواست ندارد، همین خروج از محل ابتلا سبب شده که، فرض این است، ما مبنای مشهور را داریم صحبت میکنیم. در خارج از محل ابتلا مولا نسبت به تکلیفش اراده ای ندارد. احراز نشده که اون هم مثل غیر مقدور است اون که مثال زدیم، مساله جنب حمام. نه. ما اون را در خارج از محل ابتلا احراز نکردیم. چون که احراز نکرده ایم در جایی هم که شک داریم که داخل در محل ابتلا است یا خارج از محل ابتلا، اون حکم عقلی که در یک مواردی خاصه ای است، حکم عقلی در، این آیه و روایت ندارد اذا شککت فی القدره فاحتط. نه. این حکم عقل است. یک قدر متیقنی است. اون قدر متیقن در تمام مواردی که شک داری داخل محل ابتلا است یا نه، اونجاها محرز نیست.
روی این حساب ذهنیت مرحوم نائینی که قبول کرده فرقی نمیکند خارج از محل ابتلا باشد، مولا در صدد تحصیل ملاکش، همین: خارج از محل ابتلا قطعا باشد، شارع در صدد تحصیل ملاک، ملاک فعلی است ها! این هم تازه جای کلام دارد، اصلا فرض میکنیم که ملاک فعلی است. شارع در صدد بر نیامده. فرض کلام است. مبنای مشهور است، حکم ندارد مولا. اگر خارج از محل ابتلا است در صدد تحصیل ملاکش بر نیامده، پس جایی هم که شک داریم داخل محل ابتلا است یا نه، شک داریم در صدد تحصیل ملاکش بر آمده یا نه، این است که اونی نکته ای که میگویند در شک در قدرت عقلیه بعضی موارد موجب احتیاط است، اون نکته در شک در خروج از محل ابتلا، محقق نیست.
این که مرحوم نائینی ذهن عرفیش قبول کرده، فرقی نمیکند. خارج از محل ابتلا هم ملاکش را خودش رها کرده، در جایی هم که شک داریم همین. همین نکته اش است. چطور وقتی که یقین داری خارج از محل ابتلا است ملاک را نمیخواهی تحصیل کنی لذا احتیاط را واجب نکرده، اگر مهم بود احتیاط را واجب میکرد. وقتی یقین در خارج از محل ابتلا صاحب مساله تکلیفی ندارد، در جایی که شک داری، شک در همان داری، شک داری که آیا چنین ملاکی هست یا نه.
حاصل الکلام: شک در قدرت مجرای اشتغال است، آیه ندارد، روایت ندارد، حکم عقل است، این حکم عقل هم ضیق است، به نحوی که بعضی ها همان ضیق را قبول ندارند، میگویند نه، همان مسلک سامرا و اینها است، میرسیم بحثش. بعضی گفته اند شک در قدرت هم شک در فعلیت حکم است. شک در فعلیت حکم مجرای برائت است. گفتیم نه. انصاف این است که اگر احراز بکنیم که ملاک تام است، خواسته دارد مولا، و این که الان تکلیف نمیکند از ناحیه من است، مشکل در من است، اگر به این حد از ملاک رسید، به این حد از احراز رسید، عقل میگوید که برو.
داستان جنب بعید نیست همین طور باشد. در داستان جنب ملاک محرز است، هیچ قصوری ندارد، در صدد تحصیلش برآمده مولا. منتها در خصوص من نمیتواند تکلیف کند چون که ممکن است قدرت نداشته باشم. این فرمایش مرحوم نائینی دو تا حرف است. این فرمایش آغا ضیا که میگوید وقتی خارج از محل ابتلا را معنا میکنید یعنی غیر مقدور عرفا، پس شک در خارج و داخل شک در قدرت است عرفا، این تمام. همان طور که این تمام است این حرف نائینی هم باز تمام است. فرقی بین این جایی که یقین داری از محل ابتلا خارج است با اونجا که شک داری از محل ابتلا خارج است در هر دو تا عقل نسبت به این داخل محل ابتلا حکم به اشتغال ندارد. چون این ملاکی که در بین است محرز نیست. گیر در این است محرز نیست که از اون ملاکهایی است که در بعضی از موارد شک در قدرت عقلیه است. این معلوم نیست.
سوال:؟؟؟
جواب:یعنی خطاب شاملش میشد. یقینی که نیست. خطاب شاملش میشد. ببین به عبارت دیگر ما در موارد شک ما باید یک مئونه زایده داشته باشیم که حتی اگر شک هم داشتی بیاورش که اهتمام مولا باشد.
سوال:؟؟؟
جواب: لذا گفتم قدرت عقلی ضیق است. این ایه و روایت ندارد. اون هم ضیق است. اون معنای ضیق در همه جای شک در ابتلا محقق نیست. بله اگر یک جایی بود. پس مجرد شک در دخول، تاکید کردم مجرد شک سبب احتیاط نمیشود. بله یک وقت مساله حفظ مومن است یا اینجا یا اونجا. جای احتیاط است. اون مورد خاص است.
سوال:؟؟؟
جواب:نه. ملاک اون قدر. گفتم. فقط مشکلش از ناحیه شما است.
سوال:در قدرت عرفی هم مشکل از ناحیه مکلف است
جواب: نه. اون مختلف است.
بررسی تطبیق محل کلام بر قدرت عرفی
خب، بگذریم مضاف بر این که ما نه حرف مرحوم آغا ضیا را فهمیدیم در اینجا نه حرف مرحوم نائینی را. این که محل کلام ما داخل در شک در قدرت عرفی است، مفهوم نمیشود برای ما. شک در قدرت که بحث میکنند شک در قدرت بر امتثال است. شک داری قادر بر امتثال هستی یا نه، میگوید بی اعتنا نباش، شاید بتوانی امتثالش کنی. برو دنبالش. نکته دارد. این که میگویند شک در قدرت مجرای اشتغال است، قدرت بر امتثال، قادر هستی بیاوری یا نه؟ که همان مثال معروف هم همین است. شک داری میتوانی بیاوری یا نه، بی خیال نباش، امتحان کن ببین میتوانی بیاوری یا نه، یک امر عرفی و عقلائی است. عبد باید زور خودش را بزند. این که راحت بشیند بگوید من شک دارم که قدرت دارم یا نه، این عند العقلاء پذیرفته نیست. میگویند اقدام کن تا عجزت احراز بشود. شک در قدرت مجرای اشتغال است، شک در قدرت بر اتیان، بر امتثال، به نکته بی اعتنایی، کم اعتنایی به امر مولا.
این موضوع نه خودش و نه نکته اش در محل کلام موجود نیست. خودش موجود نیست، من شک در قدرت بر امتثال ندارم. یقین دارم من قدرت بر امتثال دارم. اون یکی که شک در ابتلا دارم رهایش میکنم این یکی هم رهایش میکنم. مشکل ندارم که. نائینی اختصاص به محرمات داد دیگه. در محرمات پر واضح است من قدرت بر امتثال دارم. شک در امتثال ندارم. این خارج از محل ابتلا را، اونی که شک دارم خب رهایش میکنم. این هم که یقین دارم این هم رهایش میکنم. من شک در قدرت بر امتثال ندارم که چون شک دارم بر قدرت بر امتثال پس بیاورمش. اصلا مفهوم میشود یعنی چه. شک دارم در قدرت بر عصیان نه بر امتثال. شک دارم، این هم علی تاملٍ، قدرت بر عصیان دارم یا نه، اگر داخل در محل ابتلا باشد عرفا قدرت بر عصیان دارم هم این و هم آن را بیاورم. خارج از محل ابتلا باشد، قدرت بر عصیان ندارم، عرفا قدرت بر عصیان ندارم چون یکی منترک است و یکی دیگر هم شک دارم اصلا تکلیف دارم یا نه.
عدم تطبیق محل کلام بر شک در قدرت
این که محل بحث را هم آغا ضیا و هم مرحوم نائینی داخلش کردند در شک در قدرت و گفته اند احتیاط واجب است، محل کلام ما شک در قدرت نیست. ملاک شک در قدرت هم اینجا نیست. کسی بگوید خب حالا درست است، شک در قدرت بر امتثال اون هم که ایه و روایت ندارد، حکم عقل است. اگر ملاک اون شک در قدرت بر امتثال این جا باشد، باز حکم عقل اینجا هم هست. میگوییم نه، ملاکش هم اینجا نیست. ملاک شک در قدرت مجرای اشتغال است نکته اش این بی اعتنایی به امر مولا است. اگر نروی سراغش این را عرف ظلم به مولا میداند، هتک حرمت مولا میداند. نکته اش این است. قبح باید بر گردد به یک جهت ظلم. کسی که شک دارد قدرت بر عصیان دارد یا نه، ربطی به بی اعتنایی به امر مولا ندارد که. این است که نه مصداق شک در قدرت بر این جا منطبق است. نه ملاک وجوب احتیاط در شک در قدرت اینجا محقق است. نه کلی منطبق است و نه ملاک متحقق است.
این را خوب تامل کنید. این اشکال عام است. عمده اشکال همین است ها! اشکال عمده بر این علمین این است که بحث ما ربطی به شک در قدرت عقلیه ندارد که به اونجا قیاسش کردید و میگویید همان طور که در شک در قدرت عقلیه احتیاط لازم است در اینجا هم احتیاط لازم است. نه. تعجب از مرحوم آغا ضیا است که مقداری جلوتر رفته و لکن باز به این نکته نرسیده که اینجا ربطی به شک در قدرت ندارد.
سوال:؟؟؟
جواب: در محرمات امتثال به ترک است. من شک در قدرت ندارم.
سوال:؟؟؟
جواب: اینها اصلا ربطی به جریان اصل فعلا ندارد میخواهیم با یک قاعده دیگری احتیاط را واجب کنیم. و الا مرحوم نائینی هم قبول دارد اگر به اصل نوبت برسد اصل در اون اثری ندارد. محرز نیست. اصل در این بلا معارض جاری میشود. بحث نداریم.
سوال:؟؟؟
جواب: اونها در کلام میگویند. در نظام عبد و مولا این حرفها نیست.
خب بگذریم. هذا تمام الکلام در بحث تنجیز علم اجمالی. بر هر سه مبنا بحث کردیم. علم اجمالی منجز است بنا بر این که خارج از محل ابتلا تکلیف ندارد. منجز است یا نه، گفتند منجز نیست. دو: علم اجمالی در جایی که بعض اطراف خارج از محل ابتلا است منجز است یا نه؟ بنا بر این که خارج از محل ابتلا تکلیف دارد. مثل مرحوم اقای خویی. گفتیم اونجا هم نه. و لو مرحوم اقای خویی در بعض کلماتش ادعای وضوح میکند که علم اجمالی اینجا منجز است گفتیم نه. اینجا هم علم اجمالی منجز نیست خصوصا بر مسلک اقتضا. سوم این بود که شک بکنیم. حالا شک بکنیم که ابتلا شرط است یا نه، یا شک بکنیم که محل ابتلا هست یا نه، فرق نمیکند. شک داریم که حکم فعلی دارد یا نه، فرض سوم شک داریم که اونی که یک طرفش حکم فعلی دارد یا ندارد. در جایی که شک داریم یک طرفش حکم فعلی دارد یا نه، اون هم مثل اونجا است که یقین داریم اون طرف حکم فعلی ندارد. در هر دو صورت ما علم به حکم فعلی فی البین پیدا نمیکنیم. در هر دو صورت اصل در ناحیه محل ابتلا، اصل بلا معارض است. و مساله روشن است.
فقط اون یک مقدار ابهام و ناروشنی روی مبنای اقای خویی است که اگر گفتیم خارج از محل ابتلا هم حکم دارد، شک را کنار گذاشتیم، فرض دوم، اون یک مقداری ابهام داشت که عرض کردیم ایشان بعضی جاها ادعا کرده واضح است تنجیز علم اجمالی و در بعض کلماتش هم در فقه و هم در اصول در هر دو مختلف صحبت کرده. گفته که نه. علم اجمالی منجز نیست. که ما هم در ذهنمان همین است. عقلاء در جایی که بعض اطراف علم اجمالی از محل ابتلا خارج است و جایی که شک داریم خارج است یا نه، عقلاء اعتنا نمیکنند. کلاً عقلاء نسبت به علم اجمالی این طور که ما فکر میکنیم شفاف است، نه، برخوردشان در رابطه با علم اجمالی شفاف نیست. هذا تمام الکلام در تنجیز علم اجمالی.
بعد بحثی را که اینجا مطرح کردیم این است که در بحث باز خروج از محل ابتلا، تکمیل خروج از محل ابتلا، قدر متیقن از خروج از محل ابتلا همین بود که فارسیش: در دسترس نیست. حالا نائینی آغا ضیا میگفتند مقدور نیست عرفا، ما گفتیم نه. حتی مقدور عرفی است، مبتلابه عرفی نیست. نه مقدور نیست عرفا. گفتیم اون تضیق هم لازم نیست. اون مثال معروف که یک قطره نجسی افتاده یا در این ظرف و یا در ظرف عند ملکه انگلیس، میگویند خارج از محل ابتلا است. نائینی میگوید که چون او مقدور نیست عرفا، ما میگوییم نه، به خاطر این که مبتلی به شما نیست. هر چند ممکن است اصلا اینجا بالاتر هم ادعا شود. کسی که الان اینجا است و اون ظرف اونجا است، عقلاً هم مقدورش نیست. اون اصلا خارج از محل ابتلا نه،
سوال:؟؟؟
جواب: تا وقتی اون ظرف هست ها! اون ظرف بماند و من هم. اینها به نظرم فرض خیالی است. میگویم چطور است ما عقلاً به او دسترسی داریم چطوری است. اونها یک فرضهای فارضی است که محقق نیست.
اگر یادتان باشد مرحوم آخوند در مقدمه شرعیه میگفت بر میگردد به مقدمه عقلیه چون شما فرض میکنید، خب فرض میکنید در فرضی که او محقق نیست. خب این هم محقق نیست عقلاً دیگه. اگر من بال در بیاورم یا مثلا یک کسی همین روز ها! برود به انگلستان، پیش ملکه، اون ظرف هم همان موقع داخل محل ابتلا باشد و ما هم همراهش بشویم اگر این فروض محقق شود ما قدرت داریم در حالی که این فروض محقق نیست من عقلاً قدرت نداریم.
سوال:؟؟؟
جواب: این محالی که در ذهن شما است اینها چیزهای طلبه ای است. بابا محال است لیوان آبی که پیش ملکه انگلیس است محال است من از آن استفاده کنم.
خب حالا مهم نیست. اونهایی که میگویند قدرت عقلی در تکالیف شرط است، اون مهم است. اون قدرت عقلی که اونها میگویند اینجا را شامل میشود. شما بگو حالا قدرت محال عرفی که نزدیک به محال عقلی است. ولی اون شاملش میشود. مردم میگویند قدرت ندارید. خب بگذریم. اونها قدر متیقن از خروج از محل ابتلا است.
بررسی دو مورد برای خروج از محل ابتلا
دو مورد دیگر هم شیخ انصاری مطرح کرده که ایا اینها خارج از محل ابتلا صدق میکند یا نه؟ یکیش جایی که در دسترس شما هست عقلاً قدرت داری و عرفاً قدرت داری ولی شرعاً قدرت نداری. این هم خارج از محل ابتلا صدق میکند یا نه؟ مثل همین فرض بفرمایید میته را، این که مرغی را که الان من خریدم در استیلای من است میته است یا اونی که مال مغازه دار است که تصرف من در اون مرغ پیش مغازه دار حرام است شرعا. آیا حرمت شرعی مثل منع عقلی و عرفی است، این هم خروج از محل ابتلا است؟ شیخ انصاری گفته بله. اینجا خروج از محل ابتلا است. خارج از محل ابتلا است از بابی که شارع اجازه نمیدهد که در آن تصرف کنید وقتی شارع اجازه نمیدهد در آن تصرف کنید در اینی که الان در اختیار شما است اصل بلا معارض جاری میشود قاعده طهارت و قاعده حل جاری میشود و حلال است مرحوم شیخ انصاری الممتنع شرعا را گفته کالممتنع عقلاً و عرفاً. خروج از محل ابتلا را توسعه داده به ممتنع شرعی. که اگر این جور باشد خیلی دیگه راحت هستیم. اگر این جور باشد علمهای اجمالی ما در موارد خروج از محل ابتلا خیلی گسترش پیدا میکند. اینهایی که الان محل ابتلای ما است اینها علمهایشان منجزیت ندارد ملاحظه بفرمایید کلام تتمه دارد.