خارج اصول آیت‌الله گنجی ۱۴۰۴۰۸۲۸ «جلسه ۵۲»

از آیت‌الله گنجی
(تغییرمسیر از اصول ۲۸ آبان جلسه ۵۲)

درس خارج اصول                                               جلسه 52                            تاریخ:28/8/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

علم اجمالی به اقل یا اکثر ارتباطی

بحث در اقل و اکثر ارتباطی است. در اقل و اکثر ارتباطی آیا علم اجمالی موثر است یا نیست، اقوالی هست. یک قول این بود که علم اجمالی در اقل و اکثر ارتباطی مثل اقل و اکثر استقلالی است و علم منحل میشود واقعا. منحل میشود علم به وجوب اقل تفصیلا و شک در وجوب اکثر بدوا. اون شک در وجوب اکثر هم مجرای برائت است. این یک نظر بود که غیر مشهور است. نظری است که مرحوم آغاضیا دنبال کرد و ما هم به ذهنمان حرف درستی آمد که علم اجمالی نسبت به اقل وجوب میاورد، واجب است اقل، نسبت به اکثر شک داریم که وجوب دارد یا ندارد، دارد و ندارد میشود شبهه بدویه. انحلال حقیقی است و این علم اجمالی اثری ندارد. این یک نظر بود.

انحلال حکمی علم اجمالی در اقل و اکثر ارتباطی

نظر دوم این است که لو تنزلنا و بگوییم که این علم اجمالی به حال خودش باقی است که یا اقل واجب است یا اکثر واجب است، این فرق میکند با استقلالی ها، در استقلالی ها همه میگویند بحث نداریم، علم اجمالی دارد یا 5 تومن یا 10 تومن بدهکار است نسبت به 5 تومن علم تفصیلی دارد و نسبت به 5 تومن زائد شک بدوی است و انحلال پیدا میکند علم اجمالی. اونجا بحث ندارد. کسی بگوید در واجبات ارتباطی فرق میکند با استقلالی. در ارتباطی ها علم اجمالی به حال خودش باقی است. انحلال در ذهن مجال ندارد. انحلال حقیقی که علم زوال پیدا بکند در صفحه ذهن منتفی است. علم اجمالی داریم یا اقل واجب است یا اکثر.

اگر کسی انحلال علم اجمالی را در مرحله اول مثل مرحوم آغاضیا نتوانست تصور کند در مرحله ثانی که انحلال حکمی است، علم اجمالی حکماً منحل است، نمیتواند اثر کند در اکثر هم مجال دارد که بگوییم انحلال حکمی است. علم اجمالی داریم یا اقل و یا اکثر واجب است. نسبت به اقل که تنجز هست علی ای حال. بلا اشکال من اقل را ترک بکنم مستحق عقوبت هستم. حالا اقل واجب باشد از باب این که اقل را ترک کردم یا اکثر واجب باشد اکثر را ترک کردم. ترک اقل موجب استحقاق عقوبت است تفصیلا بلا اشکال. وقتی یک طرف تفصیلا است بلا شبهه است اون طرفش مشکوک است. اگر من اکثر را ترک کردم و واقعا هم اکثر واجب بود در واقع، شک دارم در استحقاق عقوبت. علم اجمالی منجز است که قابلیت داشته باشد معلوم به اجمال تنجز پیدا کند به این علم هم در این طرف و هم در اون طرف. اینجا نه. این اقل بلا اشکال ترک اقل استحقاق عقوبت دارد. وقتی ترک اقل استحقاق عقوبت دارد حالا یا از باب واجب نفسی یا واجب ضمنی است، ترک واجب ضمنی هم استحقاق عقوبت دارد چون ترک واجب است. وقتی یک طرف علم اجمالی استحقاق عقوبتش قطعی بود دیگر اون علم اجمالی اثر ندارد. علم اجمالی منحل میشود حکما. درست است که علم اجمالی داریم یا این واجب است یا اون. سملنا حالا. بیان اول را کنار گذاشتیم، علم اجمالی داریم یا واجب است اقل یا اکثر. این منحل نشد به وجوب اقل و شک در اکثر. ولی در ناحیه استحقاق عقوبت و ناحیه تنجز باز تبعض پیدا میکند. قطعا اقل بر من منجز است. ترک اقل استحقاق عقوبت دارد. باید بیارمش. حالا یا واجب است همین اقل، باید بیاورمش، ترکش استحقاق عقوبت دارد. یا نه. اکثر واجب است باز باید بیاورمش.

این با متباینین فرق میکند. متباینین که شما شک داری قصر تمام است یا تمام واجب است، این جور علمی ندارد که ترک قصر حتما استحقاق عقوبت دارد؟ نه، شاید تمام واجب باشد. در متباینین نمیشود ما در یک طرفش بگوییم علم داریم به استحقاق عقوبت بر مخالفتش، طرف دیگر شک داریم. نه. نه این طرف را یقین داریم به استحقاق عقوبت بر مخالفتش، تجری حالا میگوییم استحقاق عقوبت ندارد. اگر هم دارد دون واقع است. نه اون طرف را. خب علم در هر دو اثر کند. اما در اقل و اکثر نسبت به ترک اقل یقین داریم اگر ترک کردیم اقل را یقین به استحقاق عقوبت دارم. در اکثر شک در استحقاق عقوبت دارم. این علم اجمالی که یک طرفش معلوم به تفصیل است استحقاق عقوبتش، اثر ندارد. علم اجمالی ای موثر است که بتواند هم استحقاق عقوبت برای این بیاورد و هم برای او. اگر قصر واجب است ترک قصر استحقاق عقوبت دارد. اگر تمام واجب است، ترک تمام استحقاق عقوبت دارد. اما درجایی که استحقاق عقوبت محرز است علم اجمالی اثر ندارد. در یک طرف که اثر نداشت در طرف دیگر هم. همیشه تاثیر علم اجمالی منوط است به این که بتواند علی کل تقدیر چه در این طرف و چه در اون طرف استحقاق عقوبت بیاورد. انحلال حقیقی را اگر ما انکار کردیم انحلال حکمی جای انکار ندارد.

محال بودن انحلال حکمی در علم اجمالی مذکور از منظر مرحوم آخوند

به ذهن میاید واضح است این مقدار. و لکن مرحوم آخوند گفته نه، انحلال محال است. بیانی آورده که میخواهد اقل را در طرفیت نگه دارد. اگر مساله واضح باشد که ترک اقل استحقاق عقوبت دارد بلا اشکال، قطعا، تفصیلا، دیگه هر کسی هر چه بگوید شبهه است. اون واقعیت ندارد. یکی از شبهات شبهه ای است که مرحوم آخوند القا کرده. مرحوم آخوند ادعا کرده که نه، انحلال مجال ندارد. و این تقریب را که اقل استحقاق عقوبت دارد بلا اشکال، شک داریم در استحقاق عقوبت بر ترک اکثر، گفته اینها نادرست است. بیانی دارد مرحوم آخوند در رد انحلال. اگر ما انحلال را، انحلال حکمی ها! در مقام حکم عقل ما میگوییم انحلال است، انحلال حکمی را انکار بکنیم انحلال حقیقی هم که مفروغ عنه است که مجال ندارد چون علم اجمالی داریم یا اقل و یا اکثر واجب است. علم هست. فلا محاله باید قائل به وجوب احتیاط بشویم عقلا! حالا تا به شرع برسیم که اصل بلا معارض در یک طرف داریم یا نه. فعلا حکم عقلی به وجوب احتیاط است.

مرحوم آخوند این بیان را که انحلال باشد، نسبت به وجوب اقل گفته معقول نیست. یک تالی فاسد دارد. ظاهرا عبارت آخوند همین است که نوشتیم. مرحوم آخوند فرموده که انحلال مجال ندارد مستلزم خلف است یا مستلزم محال. گفته ان التنجز الاقل و العلم به تفصیلا، انحلال توقف دارد که یک طرف معلوم به تفصیل بشود دیگه، میخواهد این را بگوید معلوم به تفصیل نیست. اقل معلوم به تفصیل نیست. ان التنجز الاقل و العلم به تفصیلا موقوف علی تنجز التکلیف مطلقا. اگر تکلیف منجز شد مطلقا، چه اکثر باشد منجز، چه اقل، میتوانی بگویی ما علم تفصیلی داریم که اقل منجز است مطلقا. توقف دارد این علم تفصیلی شما به استحقاق عقوبت بر ترک اقل، این توقف دارد که تکلیف منجز باشد مطلقا. و لو علم فرض تعلقه بالاکثر واقعا. اگر که اون هم منجز باشد میتوانی بگویی اقل منجز است مطلقا است. استحقاق عقوبت دارد. و الا فلیس هو معلوما بالتفصیل فعلا، و الا نمیتوانی بگویی علم تفصیلی دارم که اقل استحقاق عقوبت دارد قطعا، نه، استحقاق عقوبتش مطلقا به نحو مطلق وقتی است که ما بگوییم اکثر هم، مطلقا معنایش این است چه اقل واجب باشد چه اکثر. پس وجوب اکثر را فرض کردی! چه اقل واجب باشد چه اکثر، پس استحقاق عقوبت بر ترک اقل یقینی است. منتها موقوف بر این که اقل واجب باشد یا اکثر، وجوب اکثر را هم اوردی در بیان معلوم به تفصیل اقل، و الا فلیس هو معلوما بالتفصیل فعلا. شما اگر وجوب اکثر را نیاوری عقاب بر مخالفت اقل معلوم به تفصیل نیست.

بعد گفته فلو کان تنجز الاقل کذلک موجبا، تنجز اقلی که استحقاق عقوبتش قطعی است چه اقل واجب باشد چه اکثر. خود اکثر داخل این معلوم به تفصیل است. فلو کان تنجز الاقل کذلک موجبا للانحلال العلم الاجمالی و عدم تنجزه فی الاکثر لکان خُلفاً. شما اول علم را، این که گفتید معلوم است که اقل تنجز دارد چه اقل واجب باشد چه اکثر. پس فرض کردی یک طرف این علم شما وجوب اکثر است. وجوب اکثر را فرض کردی. دوباره اگر خواسته باشی بگویی اگر وجوب ندارد نمیتوانید بگویید پس ترک اقل استحقاق عقوبت دارد. فرموده که فلو کان تنجز الاقل کذلک موجبا لانحلال العلم الاجمالی و عدم تنجزه فی الاکثر لکان خلفا. شما فرض کردید اقل استحقاق عقوبت دارد چه اقل وجوب داشته باشد و چه اکثر. پس اکثر را فرض کردی وجوب دارد. پس اگر اکثر وجوب ندارد نمیتوانی بگویی اقل را علم تفصیلی به استحقاق عقوبتش دارم. فرموده که اذ فرضنا فی مقدمه الانحلال و ما یتوقف علی الانحلال ان یکون الاکثر متنجزا ایضا و الا لما حصل التنجز، مقداری عبارت آخوند را تغییر دادیم. این جور میگوید فلو انحل العلم اگر علم منحل بشود شما علم را میخواهی منحل کنی به این اقل استحقاق عقوبتش قطعی است میگویید قطعی است چه اقل واجب باشد چه اکثر. اکثر را اوردی در این قطع. فلو انحل العلم و لم یتنجز الاکثر ثانیا للزم الخلف. دوباره گفتی اکثر وجوب ندارد خلف است. چون شما علمتان موقوف بر این که اکثر هم تنجز داشته باشد. فلو انحل العلم... خلف یک اشکال.

اشکال دوم: مع انه یلزم من وجود الانحلال عدم انحلال. از وجود انحلال لازم میاید عدم انحلال. چرا؟ چون شما تا گفتی انحلال یعنی اکثر وجوب ندارد. اگر اکثر وجوب ندارد پس علم به وجوب اقل هم نداریم. مع انه یلزم... لالستلزام عدم تنجز التکلیف. وقتی تنجز نداشت تکلیف نسبت به اکثر و منحل شد علم پس تنجز ندارد اقل علی کل. و هو یستلزم عدم انحلال را. و ما یلزم من وجوده عدمُه محال.

سوال:؟؟؟

جواب: اصلا دو گیر است. دو مشکله است. دو تا بیان یک مطلب نه.

اولیش میگوید لازم میاید خلف. شما فرض کردی اقل استحقاق عقوبت دارد چه اقل واجب باشد چه اکثر. پس توقف دارد استحقاق عقوبت بر وجوب اکثر هم. و الا علم نداری. دوباره بگویی علم منحل شد اکثر وجوب ندارد خلف است. بالاتر، مع اشکال اضافه ای است. شما میگویید که این علم اجمالی منحل میشود، منحل میشود یعنی فقط وجوب پیدا میکند اقل، خب اگر اقل وجوب پیدا کرد، فرموده اگر اقل وجوب پیدا کند یلزم من وجود الانحلال عدم انحلال. للاستلزام چون وقتی انحلال پیدا کرد یعنی تکلیف نسبت به اکثر منجز نیست. خب اگر منجز نیست نسبت به اکثر لازمه اش عدم تنجز اقل علی کل حال است. پس علی کل حال اقل منجز نشده تا انحلال رخ دهد. اگر اقل تنجز پیدا نکند علی کل حال یسلتزم عدم انحلال را. و از وجود انحلال لازم میاید عدم انحلال.

سوال؟؟؟

جواب: یلزم من وجوده عمده. یک چیزی بالاتری است. خلف صحبت نیست.

سوال:؟؟؟

جواب:مع است. اضافه دارد. کلام مرحوم اخوند هم همین جور است. دو تا است. عبارتش را بخوانید. شاگرد؟؟؟؟ استاد: مرحوم اخوند انحلال را قطعی البطلان میداند. شاگرد:؟؟؟؟ استاد: اگر نسبت به اکثر تنجز هم نداشته باشد نمیتوانیم بگویید اقل منجز است مطلقا. شاگرد؟؟؟؟؟ استاد: یعنی مستلزما لعدم تنجز الاکثر. اگر این مستلزم بشود عدم تنجز اکثر را این لازمه اش خلف است. شاگرد؟؟؟؟ استاد: یلزم من وجود انحلال عدم عدم انحلال. چون انحلال توقف دارد بر این که نسبت به اکثر تنجز نداشته باشد. اگر تنجز نداشته باشد نمیتوانی بگویی که، بخوانید، شاگرد: لاستلزامه عدم...؟ استاد: شما باید اقل را مطلقا مطلقا واجب بکنید. این مطلقا واجب کردن توقف دارد بر تنجز اکثر. بعد از اون طرف اکثر را از تنجز میاندازید. لزم من وجوده عدمه.

این فرمایش مرحوم آخوند. یکی از جاهای پیچیده کفایه است که جا انداختنش برای مستمع سخت است. و لکن این فرمایش نادرست است.

سوال:؟؟

جواب: حالا چون تنجز گفته ظاهرش انحلال حکمی است. اشکال ندارد بیانش را کار نداریم. ظاهرش تنجز حکمی است.

رد نظر مرحوم آخوند

و لکن این فرمایش مرحوم آخوند خلاف وجدان است. این که فرق است بین طرف اقل و طرف اکثر بالوجدان این فرق هست. اقل را ترک بکنم قطعا استحقاق عقوبت دارم. اکثر را ترک کنم شک دارم که استحقاق عقوبت دارم یا نه. بالوجدان فرق است بین. علم اجمالی در جایی منجز است که متساوی الاقدام باشند نسبت به اطرافش. الان نسبت به ترک اقل، اقل را ترک بکنم قطعا استحقاق عقوبت دارم.

سوال:؟؟؟

جواب: پس ترک اقل استحقاق عقوبتش قطعی است.

سوال:؟؟؟

جواب: فرق میکند ترک اقل و ترک اکثر. مهم نیست ما انحلال حکمی داریم صحبت میکنیم.

بالوجدان فرق میکند دو طرف علم اجمالی متساوی الاقدام نیستند. با هم فرق میکنند. اگر من اقل را ترک کنم یقین دارم به استحقاق عقوبت. اگر اکثر را ترک کنم شک دارم در مخالفت.

سوال:؟؟

جواب: متباینین متساوی الاقدام هستند. این یکی را یا اون یکی را بخورم فرقی نمیکند. این یکی را بخورم شاید خلاف واقع است. اون یکی را بخورم شاید خلاف واقع باشد. متساوی الاقدام است. ولی اینجا اگر اقل را ترک کنم قطعا استحقاق عقوبت دارم.

سوال:؟؟؟

جواب: ربطی به مبنای مرحوم آغاضیا ندارد. شما هر نظری بگویید ترک اقل علم تفصیلی دارم که با ترک اقل من مستحق عقوبت هستم.

سوال:؟؟

جواب: اکثر که معنا ندارد. سوره را بیاور. شما اگر اقل را ترک کنید بلا اشکال.

فرمایش مرحوم آخوند به نظرم در مقابل بداهت است. قطعا ترک اقل، یا اقل واجب است یا اکثر. اقل را اگر ترک کنیم قطعا استحقاق عقوبت دارم. اما اگر اقل را بیاورم اکثر را نیاورم، اینها متساوی الاقدام نیستند.

سوال:؟؟؟

جواب: اگر اقل واجب بوده اقل را ترک کردی و اگر اکثر هم واجب بوده اکثر را ترک کردی.

سوال:؟؟

جواب: این یقینی است. ترک اقل قطعا بالتفصیل استحقاق عقوبت دارد. همین کافی است که ما در ترک اکثر بگوییم شک داریم. برای انحلال همین مقدار کافی است یک طرفش میز پیدا کند با طرف دیگر.

سوال:؟؟؟

جواب: مرتبط باشد یا نباشد مهم نیست. قوام انحلال حکمی به این است که اون علم ما نسبت به دو طرف متساوی الاقدام باشد. اما اگر نسبت به یک طرف فرق میکند، متساوی الاقدام نیست. یک طرف را شما ترک کنی قطعا استحقاق عقوبت داری. یا بر خودش یا بر اون. بالاخره استحقاق عقوبت هست. بر خودش برای چی میخواهیم بیاوریم؟

سوال:؟؟

جواب: میخواهیم الان منجزش بکنیم. اکثر را میخواهیم با این بیان منجزش کنیم. ما الان علم اجمالی که داریم یا اقل یا اکثر واجب است نسبت به مخالفت اقل استحقاق عقوبت قطعی است. ربطی به این علم اجمالی ندارد. من اقل را اگر ترک کنم قطعا مستحق عقوبت هستم. حالا از باب این که ترک اقل است یا ترک اکثر.

سوال:؟؟

جواب: اقل را هم ترک کرده دیگه. فقط بر اکثر عقوبت ندارد. بر ترک اقل هم عقوبت دارد.

در علم اجمالی که میخواهد تاثیر بگذارد باید نسبت به اطراف متساوی الاقدام باشد. یا این یا اون. اگر یا را از علم اجمالی گرفتی. گفتی این استحقاق عقوبتش قطعی است. دیگر یا ندارد که.

سوال: با برهان خلف میگوید همین نیست.

جواب: اونهایی که میگویند انحلال همین را میگویند. میگویند ما علم تفصیلی داریم انحلال حکمی ها همین را میگویند که ترک اقل استحقاق عقوبت بر آن مترتب است. اقل را ترک بکنی یا از بابی که خود اقل واجب نفسی است یا از بابی که اکثر را ترک کردی.

سوال:؟؟

جواب: خلف است؟ بابا یک امر واقعی است خلف چیه؟

سوال:؟؟؟

جواب: خلف یعنی چه. این یک امر واقعی است. من اگر اقل را ترک کنم بلا اشکال استحقاق عقوبت دارم ولی اگر اقل را بیاورم و اکثر را ترک کنم شک دارم. بابا تمایز پیدا شد.

نکته اش هم این است که اون انحلال حکمی در ذهن ما واضح است. این که اقل را ترک کند قطعا مستحق عقوبت است، اکثر را ترک کند شک دارد که مستحق عقوبت است یا نه، فرق میکند. میز بین دو طرف واضح است. این شبهه را باید جواب داد. این شبه برهانی که مرحوم آخوند اورده باید جواب داد، جواب مرحوم آخوند این است که درست است میفرمایید که ترک اقل فعلا، یعنی موجود است ها! استحقاق عقوبت دارد، بندش میکنید به این که واجب باشد اکثر یا همان اقل، پس ترک اقل استحقاق عقوبت دارد تفصیلا. تفصیلا ترک اقل استحقاق عقوبت دارد. اقای آخوند میگوید این که میگویید ترک اقل استحقاق عقوبت دارد تفصیلا، این منوط به این است که واجب باشد اقل، یا اکثر، میگوییم این ضمیمه نیاز نیست. تمام حرف این است. ترک اقل قطعا استحقاق عقوبت دارد.  یا از باب این که ترک این واجب است که اقل است یا از بابی که این ترک اقل، ترک اکثر است. ترک اکثر است. یقین دارم اقل را ترک بکنم استحقاق عقوبت دارم. از باب این است که یا اقل را ترک کردم واجب است یا اکثر را از حیث اینکه اقل را ترک کردم واجب است. نه از حیث اکثر را ترک کردم.

سوال:؟؟

جواب: شما اگر اکثر هم واجب باشد و اقل را ترک کنی باز استحقاق عقوبت هستی.

این استحقاق عقوبت بر ترک اقل هست چه اقل واجب باشد و چه اکثر واجب باشد. اکثر اگر واجب باشد ترک اقل استحقاق عقوبت دارد نه از باب این که اکثر را ترک کردیم. از باب این که خود همین اقل را در ضمن اکثر واجب کردیم. ترک اقل استحقاق عقوبت دارد علی ای حال. تمام حرف همین است. ترک اقل استحقاق عقوبت دارد علی ای حال، یا از باب این که خود این اقل واجب است یا اکثر واجب است از حیثی که نه اکثر را ترک کردم، از حیثی که ترک اقل ترک اثر است.

سوال:؟؟؟

جواب: این بالوجدان است که شما اقل را ترک کنی استحقاق عقوبت داری.

سوال:؟؟

جواب: اکثر را از ناحیه اقل ترک بکنی، اگر اکثر را به ترک اقل مخالفت کنی، دو حیث دارد. ما الان بحثمان در اکثر است از حیث خود اکثر. از حیث اکثر شما مخالفتش کنید یقین نداری شاید اکثر واجب نباشد. بقیه را بیاوری. اما اکثر را مخالفت کنی از ناحیه اقل. به اقل نیاورم استحقاق عقوبت داری.

سوال:؟؟؟

جواب: اونی که این برهان میاورد این مقدار است که شما اگر اقل را ترک کنی یقین به استحقاق عقوبت داری. چه اقل واجب باشد و چه اکثر. ما اکثر را که میگوییم عقوبت ندارد، نه از ناحیه ترک اقل. از ناحیه ترک اکثر. الان این استحقاق عقوبت اکثر از ناحیه ترک اقل است. اما استحقاق عقوبت بر ترک اکثر از ناحیه اکثر اون مشکوک است. این یک دقتی است که مرحوم آخوند با این که ادم دقی بوده، دقت نکرده.

سوال: ممکنه تبعض در تنجیز شده مرحوم آخوند!

جواب: تبعض در تنجیز جای انکار ندارد.

به عبارت دیگر، ترک اکثر از ناحیه ترک اقل کسی برائت جاری نمیکند که. باید اقل را بیاوریم. ما ترک اکثر را از ناحیه خود همان اکثر داریم محل بحث قرار میدهیم. اقل را اورده اکثر را نیاورده. اونی که یقینی است و موجب انحلال است ترک اکثر است از ناحیه اقل. که اون محل بحث نیست. اونی که محل بحث است ترک اکثر است از ناحیه اکثر. اکثر را نیاوری ترک اکثر بکنی اون مشکوک است. این علم شما توقف بر، علم شما که ترک اقل از ناحیه اقل استحقاقت عقوبتش قطعی است این توقف ندارد بر استحقاق عقوبت بر ترک اکثر از ناحیه اکثر. این وجدانیش همین جور است.

سوال: ... مواخذه میشود برای ترک اکثر به خاطر جزء مشکوک. باید چیزی که نفی کنیم این است مواخذه بر ترک...؟

جواب: ما در این که علم تفصیلی دارم جای بحث نداریم. کلام مرحوم اخوند شبهه است. این که من اقل را ترک کنم استحقاق عقوبت دارم بحث نداریم. وقتی علم اجمالی در یک طرف اثر ندارد در طرف دیگری هم اثری ندارد.

هذا تمام الکلام در بحث انحلال علم اجمالی در اقل و اکثر انحلال حقیقی یا انحلال حکمی. ما که گفتیم انحلال حقیقی دارد اگر کسی انحلال حقیقی را قبول نداشت انحلال حکمیش جای اشکال ندارد. باقی میماند بحث در سائر شبهات. شبهات از سائر جهات. یکی از ناحیه غرض که مرحوم آخوند مطرح کرده انشالله بعد از یک هفته تعطیلی. ده روز تعطیلی. بعدا انشالله عمری بود و توفیقی بود خدمت شما خواهیم بود.