خارج اصول آیت‌الله گنجی ۱۴۰۴۰۸۰۳ «جلسه ۳۵»

از آیت‌الله گنجی
(تغییرمسیر از اصول ۳ آبان جلسه ۳۵)

درس خارج اصول                                        جلسه 35                                    تاریخ:3/8/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

بررسی احتیاط در شبهات غیر محصوره

کلام مرحوم آخوند

بحث در شبهه غیر محصوره است. آیا علم اجمالی کما این که در شبهه محصوره مقتضی وجوب احتیاط بود، آیا در شبهه غیر محصوره هم این اقتضا را دارد یا نه؟ مشهور و معروف این است که علم اجمالی در شبهات محصوره منجِّز است. و اما شبهات غیر محصوره علم اجمالی منجِّز نیست.

غیر مشهور مثل مرحوم آخوند فرموده که فرقی نمیکند. علم اجمالی در شبهات غیر محصوره با محصوره فرقی ندارد. مادامی که در، میخواهد اون نقطه اشتباه و ابهام را بیان کند؛ مادامی که یکی از عناوین رافعه رخ نداده باشد. مثل مثلا عسر و حرج. خب عسر  و حرج از عناوین رافعه است. ضرر هم از عناوین رافعه است. اگر اینها رخ بدهد حکم از فعلیت میافتد. علم اجمالی در شبهه محصوره هم اگر حکم فعلی نبود منجز نبود. کأنّ میخواهد بفرماید درست است در شبهات غیر محصوره که شمای مشهور میگویید علم منجز نیست نه از باب این که متعلقش غیر محصوره است بلکه از این باب است که معلوم از فعلیت افتاده به خاطر عناوینی که طاری شده. مشهور که میگویند علم اجمالی در شبهات غیر محصوره منجز نیست بعضی به همین حرج و مشقت تمسک کردند. آخوند میگوید خب اگر حرج است حکم از فعلیت میافتد دیگه. مرحوم آخوند ادعا کرده که لا فرق بین شبهه محصوره و غیر محصوره.

تمام حرف مرحوم آخوند همین است: اگر علم به حکم فعلی تعلق گرفته، منجز است میخواهد اطرافش محصور باشد یا غیر محصور. و اگر حکم فعلیت ندارد از باب این که اضطراری رخ داده حرجی رخ داده ضرری رخ داده، عناوین رافعه، خب حکم از فعلیت افتاده، علم منجِز نیست. اطرافش محصور باشد، و لو محصور باشد. مرحوم آخوند در این ادعایش نیاز به دلیل ندارد. فرق نمیکند علم، علم است. علم اگر به حکم فعلی تعلق گرفت، الاشتغال الیقینی یستلزم فراغ یقینی را. نیاز به دلیل نداریم. لذا همین طور ادعا کرده و تمام شده. دلیل نیاورده. گفته لا فرق بین این که شبهه محصور باشد یا غیر محصور باشد.

سوال:؟؟؟؟

جواب: علم یک حکم فعلی در بین دارد دیگه. فرق نمیکند.

سوال:؟؟

جواب: یقین دارم در این صدتا یک حکم فعلی هست.

سوال:؟؟؟

جواب: آخوند تلازمی شد دیگه. آها اونهایی که میگویند منجز نیست بحثی دارد.

خب این فرمایش مرحوم آخوند. در مقابل، فرمایش مشهور است که ظاهرش این است که محصوره بودن دخالت دارد در تنجیز علم. و اذا کانت اطرافه کثیرةً غیر محصورة فلا تنجیز للعلم. حالا باید روی مبنای مشهور بحث کنیم:

معنای غیر محصوره بودن

اولا موضوع بحث شبهه غیر محصورة. مراد چیست؟ در تعریف شبهه غیر محصوره بیاناتی گفته شده است. بعضی گفته اند غیر محصوره امر عرفی است. عرف بگوید غیر محصوره است. حد و حدودی ندارد. زیاد است، غیر محصوره. بعضی ها گفته اند که شبهه غیر محصوره یعنی اونی که شمارش اطرافش یا متعذر است یا متعسر. سخت است. و بیانات دیگری که برای شبهه غیر محصوره آوردند.

و لکن چون شبهه غیر محصوره در عنوان خطاب نیامده بحث از تعریفش، ماهیتش، حقیقتش مجال ندارد. ما باید اون ادله ای که برای عدم تنجز آوردند اون ادله را ملاحظه کنیم همان ادله حدود غیر محصوره بودن را معین میکند. اونهایی که گفته اند واجب نیست احتیاط در اطراف علم اجمالی، اگر اطرافش غیر محصوره باشد به چه بیان؟ خود بیانها حدود موضوع را معین میکند. همین جور هم هست. بیانات مختلفه ای که در بین است، خود اون بیانات موجب میشود که غیر محصوره هم اختلاف پیدا کند به حسب اختلاف اون بیانات. ما باید ببینیم اون نکته ای که میگوید علم اجمالی منجز نیست اون نکته چیست و اون نکته خودش این موضوع را معین میکند. خب حالا اون نکته چیست؟

عدم تنجز علم اجمالی در شبهات غیر محصوره از منظر شیخ انصاری

مرحوم شیخ انصاری فرموده در تایید مشهور، علم اجمالی که اطرافش غیر محصوره است منجز نیست. چرا؟چون در جایی که اطراف کثیره هستند، احتمال تکلیف در خصوص هر طرفی موهوم است. خیلی ضعیف است احتمالش. و احتمال موهوم را عقلاء اعتنا نمیکنند. خب پس شبهه غیر محصوره کدام است؟ شبهه غیر محصوره به اون میگوییم که احتمال تکلیف در خصوص هر کدام موهوم باشد. اون موهومیت منشا عدم تنجز است. همیشه حیثیات تعلیلیه در احکام عقلیه بر میگردد به حیثیات تقییدیه. اگر عقل گفت چون موهوم است علم منجز نیست، پس ما هو الموهوم اونجایی که موهوم است علم منجز نیست. مرحوم شیخ انصاری فرموده در شبهات غیر محصوره در جایی که کثیر هستند، خود همین کثرت ملازمه دارد با موهومیت احتمال. احتمال که موهوم شد عقلاء اعتنا نمیکنند. فیا صاحب الکفایه، ما میگوییم، نیازی به عناوین رافعه نداریم. ممکن است حرج و ضرر هم نباشد، همین موهومیت کافی است که ناشی از کثرت اطراف است. این فرمایش مرحوم شیخ انصاری.

اشکال نقضی به شیخ انصاری

بر این فرمایش اشکال شده. نقضاً و حلّاً. اما نقضاً. گفته اند اگر که موهومیت احتمال سبب شود که علم منجز نباشد، پس در شبهه محصوره هم شما باید قائل باشید باید تفصیل بدهید. باید بگویید در شبهه محصوره اگر علم داریم احتمال در طرفین یا چند طرف موهوم نیست در هیچ کدام، علم منجز هست. اما اگر موهوم بود منجز نیست. مثل این که شما علم اجمالی دارید یا این ظرف نجس است یا اون ظرف. ولی ظن قوی دارید که این. اون یکی احتمالش ضعیف است علم اجمالی همیشه اطرافش مساوی نیستند. علم اجمالی ممکن است باشد اطرافش مختلف باشند در شبهه محصوره. پس یا شیخ در اینجا هم باید بگویید که علم اجمالی لااقل در همین طرفی که موهوم است باید بگویید منجز نیست با این که شما این تفصیل را ندادید.

اشکال حلی به شیخ انصاری

حلّش هم این است که احتمال موهوم هم عند العقل منجز است. در جایی که علمی باشد، در جایی که علمی باشد اطرافش احتمال موهوم هم باشد، لازم الاجتناب است. فرق است بین اونجایی که علم هست و بعض اطراف موهوم است و اونجایی که از اول موهوم است. از اول موهوم است قبیح است عقاب بلا بیان. عقلاء اعتنا نمیکنند. راست میگوید شیخ انصاری اگر یک موردی بود احتمال تکلیف در آن میدادیم ولی موهوم و ضعیف بود لا یتعنی به العقلاء. این درست است. اما اگر علم آمد اون جامع را اون تکلیف فی البین را منجز کرد، یک اشتغالی آمده به گردنت، اشتغال یقینی است، حالا میخواهد در این طرف موهوم باشد یا نه در هر دو مشکوک هستند، الاشتغال الیقینی یستلزم فراغ یقینی را. ما باید موهومات را بیاوریم تا فراغ یقینی پیدا شود.

همین جور هم هست ها! در مقام فراغ باید موهومات را هم بیاوری. اول ظهر نماز واجب شد، ظن قوی داری نماز را خواندی، ولی احتمال ضعیفی هم داری که نخواندی. باید این احتمال را مراعات کنی. الاشتغال الیقینی... این افراد مثال زدند به جایی که احتمال موهوم بدهیم که این سمّ قاتل است. نه. نیاز به سم قاتل هم نداریم. احتمال طرف علم اجمالی و لو کان موهوماً باید مراعات شود، چون اگر مراعات نشود، فراغ یقینی حاصل نمیشود. همین. اگر احتمال موهوم را هم مراعات نکنیم فراغ یقینی حاصل نمیشود. این را اضافه میکنیم: خصوصا اگر محتمل از مثل قاتل سم باشد مثلا. ما الان علم اجمالی داریم که یکی از این پنجاه تا سم است. و لو در بعضیهایش، نه، در هر طرفی اصلا احتمال موهوم است. ما باید اینجا مراعاتش کنیم اون معلوم به اجمال را.

این است که یا شیخ انصاری! موهوم بودن احتمال در غیر موارد علم اجمالی لا یعتنی به العقلاء است اما در اطراف علم اجمالی به نکته این که الاشتغال الیقینی یستلزم فراغ یقینی را احتمال موهوم یعتنی به العقلاء است. حرف این است. این دو تا ایرادی که بر مرحوم شیخ انصاری شده است.

معنای موهومیت در کلام شیخ انصاری و جواب از اشکال

و لکن به ذهن میاید که شیخ انصاری یک نکته ای را در کلامش متعرض شده. مرحوم شیخ انصاری که میگوید در شبهات غیر محصوره احتمال تکلیف فی کل مورد بالخصوص، موردٍ موردٍ دست بگذاری احتمالش موهوم است این میخواهد یک چیز دیگری را بگوید. درست است عبارتش این است که احتمال موهوم است لا یعتنی به العقلاء ولی میخواهد بگوید که احتمالش موهوم است پس عقلاء اطمینان دارند یا وثوق دارند که اون تکلیف در غیر این مورد است. حالا ببینید همین جور هست یا نه. وقتی که اطراف کثیره میشود به حساب احتمالات، وقتی اطراف کثیره میشوند هر موردی را که دست بگذاری احتمال تکلیف، هر چه بیشتر، احتمال در این ضعیف تر. احتمال ضعیف تر میشود به این معنا که شما اطمینان داری که یا وثوق داری که تکلیف در غیر این مورد است. پس این را از طرفیت علم خارج میکنی. علم را لبّاً منحلش میکنید. در هر موردی خصوصی میگویید طرفیت علم را ندارد.

در بحث حجیت خبر واحد ما بحث کردیم اونهایی که وثوقی هستند معنای وثوق اطمینان نیست. ما یک وهمی داریم. یک شکی داریم. یک ظنی داریم یک وثوقی داریم یک اطمینانی داریم یک علمی داریم. اینها مراتبش همین طور مختلف است. اونجا ما بحث کردیم گفتیم که کسانی که وثوقی هستند میگویند خبری حجت است که وثوق میاورد، نه که اطمینان میاورد. نه، اطمینان که عرفا علم است. علوم مردم همین اطمینان است. نه، یک چیزی بالاتر از ظن، یک مرتبه ای از ظن که به مطلق ظن مردم اعتماد نمیکنند. میگویند من بهش وثوق ندارم. همین جور است. اگر یک خبری کسی برای شما میاورد دو تا حالت است. یک وقت خیلی آدم معتبری است، صفات کذایی دارد اطمینان پیدا میکنید که راست میگوید. یک وقت به این حد اطمینان پیدا نمیکنید، وثوق  پیدا میکنید که حرفش درست است. در غالب موارد که ما حرف اشخاص را گوش میکنیم، آدمهای ثقه ها! وثوق داریم به کلامشان، نه اطمینان.

ادعای ما این است شیخ انصاری میگوید هر کدام را بالخصوص دست بگذاری، احتمال تکلیف در اون موهوم است به خاطر کثرت اطراف، به معنا، این را معنا میکنیم، به این معنا که ما وثوق پیدا میکنیم که تکلیف در ماعدای این است. این تکلیف ندارد. وقتی وثوق داری که تکلیف ندارد حجت داری که تکلیف ندارد و اون علم اجمالی منحل است. تک تک اینها مورد وثوق شما است که تکلیف ندارد. شیخ این را میگوید.

این مساله در شبهه محصوره غالبا نیست. شبهه محصوره و لو این طرفش موهوم است اون طرفش مظنون است. ولی غالبا چون کثرت اطراف نیست وثوق پیدا نمیشود. ولی اگر یک قرائنی و شواهدی در بین بود که ما اونجا وثوق پیدا کردیم که حرام در اون یکی است، خب در شبهه محصوره هم میگوییم. حرف شیخ این است که شبهه غیر محصوره خود کثرت موهومیت میاوید. شبهه محصوره که این موهومیت را نمیاورد. احیاناً در شبهه محصوره ممکن است شما در یکیش خیلی احتمال ضعیف بدهی. و در اون دیگری وثوق پیدا کنی که تکلیف در اون است خب شیخ انصاری اون را هم میگوید که علمت اثر ندارد. علمت منحل است. علم اجمالی کما ینحل به علم تفصیلی، ینحل به اطمینان. ینحل به وثوق. چون وثوق عند العقلاء حجت است. ما در خبر واحد بحث کردیم که همان طور که خبر ثقه حجت است خبر موثوق به هم حجت است.

سوال:؟؟؟

جواب: خود شیخ انصاری متوجه هست. کجا وثوق میاید و کجا نمیاید میگوید این امر وجدانی است. هر کجا وثوق بود این علم اثر ندارد و اگر شک کردیم خودش بحث کرده و متوجه است که باید چکار کرد.

سوال:؟؟؟

جواب: اشکالی ندارد مرحوم شیخ انصاری قائل میشود. ما هم همین طور میخواهیم بگوییم به ده تا نرسیده ما میخواهیم بگوییم برائت جاری میشود.

مرحوم شیخ انصاری حرفش این است نه مجرد این. تکیه ما بر این است. درست است میگوید احتمال ضعیف است و لا یعتنی به العقلاء ولی لبّ کلامش این است که احتمال ضعیف است پس وثوق و اطمینان این است که در غیر این است پس اون علم از تاثیر افتاد. با این علم با این اطمینان، علم را از کار میاندازند. و در شبهه محصوره هم که نقض کردند اونجا کثرت موهومیت نمیاورد چون کثرتی نیست، ولی اگر از قرائن و شواهد موهومیت آمد فرق نمیکند، مثل شبهه غیر محصوره.

و این که به اون مستشکل گفت احتمال موهوم هم واجب المراعات است مثل باب سم قاتل، میگوییم درست است در سم قاتل همین جور است. بعضی احتمالات در باب انسداد بحث شده، بعضی احتمالات ضعیفِ ضعیفشان هم منجز است. مثل جایی که محتمل خیلی قوی است. احتمالاتی که محتملشان خیلی قوی است هر چند ضعیف هم باشند، عند العقل لزوم مراعات دارند. این ربطی به علم اجمالی ندارد. بله، درست است اگر احتمال سم قاتل دادیم و لو موهوم، این از جهت قوت محتمل است که احکام شرعیه این طور نیست. احکام شرعیه مثل سم قاتل نیست. درست است حالا بعضی ها بالای منبر میگویند قیاس میکنند به سم قاتل و به امور خیلی مهمه، این جور نیست. احکام شرعیه همان دماء و فروج هم حتی به این حد نیست تا چه برسد به غیر دماء و فروج! نه، شریعت اون جور احکامش اون چنان اهتمام ندارد که نتیجه آن بشود که احتیاط در همه جا باشد. نه این طور نیست. حتی در فروج هم گفت که اون که تحت تو است لعلها اختک من الرضاعه کل شیئ لک حلال. احکام شرعیه احتمالشان منجز نیست. ما حق الطاعه ای نشدیم. ما برائتی شدیم. کل شیئ لک حلال میگوییم جاری است حتی در فروج. در دماء گیر کردیم. اشکال ندارد در خصوص دماء احتمال ضعیفش هم منجز است. این درست است. ولی در غالب احکام شرعیه احتمال موهوم، احتمال موهوم که چه عرض کنم، مظنونش هم شیخ انصاری گفت برائت در مظنونات هم جاری است اگر غیر معتبر باشد. ظن به تکلیف داری، برائت جاری میکنی. ظنش منجز نیست فضلاً از شکش. احتمال موهومش. نه. اونها منجزیت ندارد.

اشکال مرحوم نائینی به کلام شیخ

میماند کلام مرحوم نائینی در مقام، مرحوم نائینی به شیخ انصاری اشکال کرده، فرموده این که کثرت موجب میشود احتمال تکلیف موهوم باشد، این احاله به مجهول است. کجاها موهومش میکند، گفته این ضابطه شیخ انصاری ناتمام است. شاید در ذهن بعضی از شما همین الان همین آمده باشد. احتمالش موهوم است خود وهم مراتبی باز دارد. چند درجه. موهومات خودشان مراتب دارند. وهم مثلا یک درجه از صد درجه، دو درجه سه درجه... اینها همه موهومات است. گفته کلام شیخ انصاری احاله به مجهول است که گفته هر کجا احتمال تکلیف در خصوص هر کدام موهوم باشد، خب کدام مرتبه از وهم، مجهول است.

رد اشکال مرحوم نائینی

میگوییم این اشکال وارد نیست. شیخ انصاری میگوید هر کجا به این حیث رسید که، مهم اون وثوق است، وثوق پیدا کردی به وجود تکلیف در غیر آن، که میشود، خیلی جاها آدم وثوق پیدا میکند، یک جاهایی هم بله وثوق پیدا نمیکند اونجا را هم بحث کرده شیخ انصاری، هر کجا وثوق پیدا کردی، هر کجا، به نظرم در جزوه مورد آوردیم، خیلی جاها میگویند اگر احتمال عقلائی دادی، میگوید اگر احتمال عقلائی ندادی که دیگر بر نمیگردی، میشود اعراض. اعراض از وطن را معنا کردند. جایی که احتمال میدهی ولی احتمالت عقلائی نیست. از روستا آمدی بیرون، احتمال عقلائی نمیدهی برگردی. خب چطور تحدیدش میکنیم؟ احتمال عقلائی یک حدودی مشخص است دیگه.

گاهی از ما میپرسند احتمال عقلائی یعنی چه مثلا؟ میگوییم احتمال عقلائی یعنی با اون مقدمات و موخراتی که در ذهنت هست عقلاء اونجا میگویند بر میگردی یا نمیگویند. مثلا روستا است میگوید خیلی بعید است. در چه فرضی! بله در فرضی که من دیگه کور بشوم دیگه نتوانم درس بخوانم مثلا، یک فروض بعیده ای. کسی من را اداره نکند. مجبور بشوم بیام اخوند همین روستا بشوم. بابا این احتمال عقلائی نیست دیگه. خیلی بعید است از چند احتمال باید بگذریم تا به این رسیم. احتمال عقلائی یک امر عقلائی است. احتمال عقلائی میدهی یا نه. احتمال عقلائی میدهی که این ضرر دارد برایت یا نه. احاله به مجهول نیست. درست است بعضی جاهایش هم ما گیر میکنیم که اعراض هست یا نه ولی خیلی جاهاش واضح است که اعراض هست و خیلی جاهاش واضح است که اعراض نیست. بند به همین احتمال هم هست.

حالا شیخ انصاری همین را میگوید منوط کرده عدم تنجیز علم را به این که احتمال وجود حکم فی کل مورد فی کل طرف عقلائی نباشد. که اگر عقلائی نبود وثوق پیدا میکنیم حکم در غیر اینها است. تا وثوق پیدا کردی دامنه علم از این جا برچیده میشود. فرمایش شیخ انصاری را مطالعه کنید. ببینید این حرفهای ما با کلمات شیخ جور در میاید یا نه. ما دفاع میکنیم از شیخ انصاری. میگوییم احتمال وجود تکلیف که موهوم شد وثوق پیدا میشود یا بعضی اوقات اطمینان. مختلف است مواردش. خیلی زیاد باشد ممکن است اطمینان پیدا شود که تکلیف در این غیر مورد است. پس ارتکاب این اشکالی ندارد.

نیاز نداشتن به جعل بدل در تفسیر کلام شیخ انصاری

و این نیاز ندارد به فرمایش مرحوم آغاضیا که ما، اون یک جور دیگری تحلیل کرده، که در این موردی که ما اطمینان پیدا میکنیم اطمینان پیدا کنیم به جعل بدل. ما نیاز به جعل بدل نداریم. مرحوم آغاضیا علم اجمالی را میگوید در غیر محصوره هم فرق نمیکند. اگر خواسته باشی علم اجمالی را از کار بیاندازی باید با جعل بدل از کار بندازی. اینها جعل بدلی هستند. لذا اینجا که میرسند میگویند ما اطمینان داریم به جعل بدل. ما میگوییم حرف شیخ انصاری این نیست که اطمینان داریم به جعل بدل در غیر این، نه، اطمینان داریم به وجود تکلیف در غیر این. هر کدام را دست بگذاری اطمینان داری وثوق داری به وجود تکلیف در غیر این. من دون حاجةٍ الی جعل بدل. جعل بدل را نمیخواهد اضافه کنیم.

خب حالا کلام شیخ را نگاه کنید. یک بار دیگر نگاه کنیم. کلام شیخ انصاری نیاز به جعل بدل که علیتی ها میگویند ندارد.

سوال:؟؟؟

جواب: اون را میرسیم که ایا مخالفت قطعیه ان جایز است یا نه. فعلا بحث در این است که شیخ میگوید موافقت قطعیه اش واجب نیست.

کلام شیخ اون مقداری که شیخ ادعا میکند این مقدار است که موافقت قطعیه اون تکلیف فی جمیع الاطراف واجب نیست. ملاحظه بفرمایید کلام شیخ را تا ببینیم چی میفرماید.