درس خارج اصول جلسه 38 تاریخ:6/8/1404
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
عدم تنجیز علم اجمالی در شبهات غیر محصوره
دلیل شرعی اول: اجماع و بررسی آن
بحث در ادله شرعیه بود که استدلال شده به اون ادله شرعیه بر عدم وجوب احتیاط در اطراف شبهه غیر محصوره. وجه اولش اجماع بود که گذشت. ما عرض کردیم که المحصل منه غیر حاصل، شیخ هم ادعای اجماع محصل نکرده. ادعا کرد که اجماع منقول است. محصلش غیر حاصل است از این باب که این مساله را سابقی ها متعرض نشدند. و لکن مجال دارد که تتبع بکنید. درست است که این مساله به این عنوان در کلمات کثیری از سابقین مطرح نشده. ولی در ضمن بعضی از مسائل فقهیه ممکن است این مساله را تذکر داده باشند. بیان کرده باشند. یکی از تلاشهای شیخ انصاری در مکاسب یا بگوییم یکی از هنرهایش این است که برای اثبات شهرت در مساله، اجماع در مساله، به مظان زیادی از کلمات فقها مراجعه کرده. بحثش در بیع است میبینی از نکاح شاهد میاورد. از باب مضاربه شاهد میاورد. همان مساله را میبینید که از جاهای دیگری تتبع کرده و شاهد میاورد که مثلا این مساله شهرت دارد. اجماع دارد.
این است که در محل کلام جا دارد که تتبع بکنید. در فقه ممکن است یک موارد کثیره ای را در فروع فقهیه پیدا کنید که فقهای سابق در اونجا گفته باشند شبهه غیر محصوره مثل شبهه بدویه است. این که این مساله را به این نوع به این صیاغت مطرح نکرده اند این خیلی اثر ندارد. اون مهم است که ما تتبع بکنیم و انظار سابقین را در فقه پیدا نکنیم. خب این را شما دیگه دنبال بکنید.
سوال:؟؟؟
جواب: همان هنری که در مکاسب داشته اینجا هم اورده. حالا باز هم این میشود اجماعش برای ما منقول. حالا شما خودتان تحصیل بکنید یک اجماع محصلی در مقام هست یا نه؟ اگر در کلمات سابقین موارد عدیده ای در فقه پیدا کنیم از علمای بسیار زیادی که میگویند حلیت، این قوت قلب است و لو حالا شبهه غیر محصوره وجوب اجتناب ندارد ولی اون هم موید خیلی خوبی است.
سوال:؟؟؟
جواب: ولی خب همان داستان نسوا ما بنوا. باز اون در فقه است این در خود اصول است.
دلیل دوم: اخبار
اخبار حل و برائت و توضیح کلام شیخ انصاری
و اما دلیل دوم تمسک به اخبار است. اخبار حلّ. اخبار برائت. هر چند بعضی از اخبار برائت یا اخبار حلّ اطلاقش قابل منع است مثل مثلا رفع ما لا یعلمون. الناس فی سعة ما لم یعلموا. اونها را ممکن است کسی بگوید شبهه غیر محصوره را نمیگیرد اطلاق ندارد از باب این که اینجا ما علم داریم. که بعضی ها همین را هم گفته اند. گفته اند این اخبار ترخیصی که موضوعشان عدم علم است اطلاق ندارد. لا باس به. و اما بعضی اخبار حل اطلاقشان جای انکار ندارد. مثل اون روایاتی که در قاعده حل وارد شده. کل شیئ لک حلال حتی تعرف. کلی شیئ فیه حلال و حرام فهو لک حلال حتی تعرف الحرام، حالا حتی تعرف الحرام منه همین مقدار یا بعینه که بعضی هایشان داشت. اطلاق اون کل شیئ فیه حلال و حرام فهو لک حلال، اطلاقش این دیگه عدم علم را اخذ نکرده که. اصلا در شبهات غیر محصوره همین است دیگه. بعضیش فیه حلال و بعضیش حرام فهو لک حلال.
خصوصا اون روایتی که بعینه داشت که بعینه حتی شبهه محصوره را هم میگیرد. که مرحوم آخوند با روایات بعینه در شبهه محصوره گفت علم از کار میافتد. در بحث علم اجمالی اول جلد دوم اونجا، نه اینجا، اونجا گفت کل شیئ لک حلال ... بعینه. یا کل شیئ قذر..... فاذا علمت انه قذرٌ فهو قَذِر یا قَذُرَ، مرحوم آخوند گفت شبهه محصوره را میگیرد و وعلم در شبهه محصوره از کار میافتد چون این کشف میکند که حکم فعلیت ندارد.
حالا شبهه محصوره بعید است. انصراف دارد این روایات. همین بُعد، این که شارع مقدس حرامش را حلال بکند به مجرد این که مردد بین دو چیز شد خیلی بعید است. بعید است از ارتکاز. لذا اطلاق این گونه اخبار نسبت به شبهه محصوره مجال ندارد. خصوصا اجماع داریم خصوصا که اون روایات یهریقهما در اطراف علم اجمالی گفته احتیاط کنید در شبهه محصوره. دو تا اب است یکیش نجس است حضرت فرموده یهریقهما.
سوال:؟؟
جواب: طهارت و نجاست که دیگه ساده ترین مساله است و شرع مقدس اصلا سخت نگرفته اونجا میگوید یهریقهما. بقیه ها دیگه به طریق اولی.
ما میگوییم کل شیئ فیه حلال و حرام ... بعینه اگر قدر متیقنش شبهات غیر محصوره نباشد، قطعا اطلاقش شامل شبهات غیر محصوره میشود.
بررسی کلام شیخ
این که مرحوم شیخ انصاری اطلاق اخبار حل را انکار کرده، نه، این انکار فی الجمله درست است، ولی بالجمله درست نیست. کافی است یک روایت اطلاق داشته باشد. مرحوم شیخ انصاری در جواب اولی که از این استدلال میدهد قائل استدلال میکند به این که ما دو تا طایفه از اخبار داریم. یک ادله منع واحتیاط یکی ادله ترخیص. ادله منع را حمل میکنیم بر شبهه محصوره. ادله ترخیص را بر غیر محصوره. شیخ انصاری اولا اشکال کرده که ادله منع در شبهات محصوره به اخبار منع نیست. این که در شبهات محصوره باید احتیاط کنیم به اقتضای همان تکلیف معلوم به اجمال است. یقین به اشتغال داری الاشتغال الیقینی یسلتزم فراغ یقینی را. گفته اصلا با اخبار منع ما احتیاط را واجب نکردیم. کما این که اخبار جواز هم اطلاق ندارد.
این فرمایش شیخ در رد این مقاله ناتمام است. اما این که فرموده منع به اقتضای خود تکلیف است این درست است منع به اقتضای خود تکلیف است. خب این منافات هم ندارد که اخبار منع هم بگیردش. هم تکلیف معلوم فی البین میگوید احتیاط کن، الاشتغال الیقینی یستلزم فراغ یقینی را، و هم اخبار منع. قف عند الشبهه. با هم تنافی ندارند. مفهوم نمیشود کلام شیخ. شما تامل بکنید. شیخ انصاری که ادعا میکند وجوب احتیاط در شبهات محصوره به اقتضای همان تکلیف معلوم است خب راست میگوید ولی منافاتی هم ندارد که به اقتضای اخبار منع هم باشد.
سوال:؟؟؟
جواب: مهم نیست ارشادی هم باشد برای اون اقا کافی است ما کار نداریم که.
و اما این که گفته است اخبار جواز اطلاق ندارد، نه، میخواسته تکثیر جواب بکند. سه تا جواب داده از این استدلال. نه. اخبار حل بعضیهایش اطلاق دارد و جواب اول شیخ انصاری ناتمام است.
ثانیا جواب داده مرحوم شیخ انصاری فرموده که خب سلمنا. ما یک اخبار منعی داریم یک اخبار جواز داریم. سلمنا. خب این اخبار منع تخصیص خوردند. قف عند الشبهه تخصیص خورده به اجماع الا شبهه بدویه. و لو فی الجمله ها! شبهه بدویه مثلا وجوبیه. موضوعیه. تحریمیه اش با اخباریین اختلاف بود. شبهه بدویه وجوبیه منع ندارد قطعا. شبهه موضوعیه هم منع ندارد قطعا. اگر ما دو تا خطاب داشته باشیم با هم تعارض داشته باشند مثل این جا، اخبار منع میگوید احتیاط. اخبار جواز میگوید ترخیص. ولی یک طایفه تخصیص خورده باشد به اجماع. ما هم بحث فقهمان هم اصولمان امروز همین قاعده هست. در فقه هم همین را خواهیم گفت. اگر یک طایفه تخصیص خورد به اجماع، به ضرورت، اون طایفه ای که تخصیص خورد تخصیص میزند اون طایفه مطلقه را. نمیخواهیم اسمش ببریم. اینها اصلا مثلا مثل مخصص لبی میداند شیخ انصاری. انقلاب نسبت در جایی است که ظهور منعقد شده باشد. لذا نگفته بناءً علی انقلاب النسبه.
یک اخبار منع داریم مطلقا. یک اخبار جواز داریم مطلقا. سلمنا شده. اخبار منع یک تخصیصی دارد قف الا فی الشبهه البدویه. خب میشود خاص. وقتی شد خاص اون اخبار جواز را که گفت کل شیئ لک حلال میگوییم الا در سائر شبهات غیر بدویه. شبهات غیر بدویه هم شامل میشود شبهات محصوره و هم غیر محصوره را. وقتی ما تخصیص بزنیم ادله منع را و بگوییم اطلاق ندارد اونها میشوند خاص. میشود ممنوع است در شبهه غیر بدویه. بعد اون میشود جایز است الا اونجایی که شبهه غیر بدویه باشد. شبهه غیر بدویه میشود مقرون به علم اجمالی، محصوره باشد یا غیر محصوره باشد.
مثل این که مرحوم شیخ این جواب دلچسبش نبوده. میدانید دأب مرحوم شیخ در رسائل این است یک مشکله اش این است که یک حرفی میزند بعد و الحاصل یا بالجمله یک جور دیگری میشود. و الحاصلش از اون به دست نمیاید. خیلی جاها مثل این که مثلا دلچسبش نبوده بعد میگوید و الحاصل یعنی حاصل اون که حالا میگوییم. نه این که حاصل اونهایی که گفتیم. و الحاصل این که از تخصیص رفع ید کرده. گفته ما دو دسته روایت داریم. مطلقه. یکی اخبار حل. قدر متیقنش شبهه بدویه است. این که درست است دیگه. یکی اخبار منع. اخبار احتیاط. قدر متیقنش شبهه محصوره است. این هم درست است. قِف قدر متیقنش شبهه محصوره است دیگه. میماند شبهه غیر محصوره. این که شما میایید شبهه غیر مخصوره را میدهید به اخبار منع و خارج میکنید از اخبار جواز، وجهی ندارد. دو تا مطلق داریم هر مطلقی یک قدر متیقنی دارد شبهه غیر محصوره هم مشکوک هر دو تا است. اصلا شما تخصیص را کنار بگذارید. تخصیص فنی بود. چه وجهی دارد، این دو تا در شبهه غیر محصوره تعارض دارند اخبار جواز میگوید ازاد هستی و اخبار منع میگوید ممنوعی، به چه بیانی این را داخل در اخبار جواز میکنید دون اخبار منع؟ یعنی این جمع شما تبرعی است نکته ندارد. ثانیا میگفت اصلا فن میگوید این جور جمع کن. خلاف شما. حالا فن را بگذار کنار اون به جای خودش. مثل همان ثمن العذره سحت و لا باس بثمن... که هر کدام یک قدر متیقنی دارند یک مشکوکی دارند این که مشکوک را به یکی بدهیم دون دیگری این جمع تبرعی است. لا وجه که ما حمل بکنیم اخبار منع را به شبهه محصوره. وجهی ندارد. اخراج شبهه غیر محصوره از اخبار منع نکته ندارد. وجه ندارد.
بعد گفته اللهم مگر کسی بگوید که اگر ما شبهه غیر محصوره را به اخبار جواز ندهیم لازم میاید حمل اخبار جواز بر فرد نادر. یک قاعده است دیگه. اگر دو خطاب دارید با هم تعارض کردند در یک مجمعی. اگر مجمع را به یکی از اینها بدهیم دیگری حمل بر فرد نادر نمیشود. به اون یکی بدهیم حمل بر فرد نادر میشود. در اینجا باید اون را بدهیم به اون خطابی که اگر ندهیم بهش حمل بر فرد نادر لازم میاید. این را مرحوم علامه در اون باب کر اونجا گفته. در باب عذره طیور اونجا گفته اند که اگر دو خطاب داشتیم نسبتشان عامین من وجه است مثل اینجا. یک مجمع و دو مورد افتراق دارند. این مجمع را اگر به اون ندهیم حمل بر فرد نادر است. اون کبری درست است. عرف در این جور جاها میگویند نمیشود مراد مولا از این خطاب فرد نادر باشد قبیح است. پس این خطاب نسبت به فرد نادر اظهر است. فرد نادر خطاب را اظهر میکند در مجمع از اون یکی دیگر.
اما صغری، صغرایش این است که اگر ما شبهه غیر محصوره را از اخبار جواز بگیریم اخبار جواز منحصر میشوند به شبهه بدویه. مرحوم شیخ انصاری میگوید شبهات بدویه نادر هستند. غالب اون مواردی که شما فکر میکنید بدویه است غالب اون موارد شبهه غیر محصوره است. الان پنیری اینجا هست نمیدانی حلال است یا حرام. شما فکر میکنید شبهه بدویه است نه، اینجا من یقین دارم اجمالا یا این پنیر یا اون پنیر... تا برو هر جا رفتی، یکی از اینها نجس است. مرحوم شیخ انصاری میگوید شبهه بدویه ای که اطراف علم اجمالی نباشد، شبهه بدویه ای که شبهه غیر محصوره نباشد کم است. پس اگر اخبار جواز را بگوییم مقصود شبهه بدویه است و شبهه غیر محصوره را نمیگیرد حمل بر فرد نادر است. آخرش میخواهد درست بکند حرف قائل را. پس اخبار جواز اظهر هستند در شبهه غیر محصوره از اخبار منع. وقتی اظهر شدند مقدم بر اخبار منع هست و حرف قائل درست شد. اینرا مرحوم شیخ انصاری فرموده.
وجه ثانی که شیخ فرمود با اجماع آمد درست کرد یک شبهه دارد. شاید همان شبهه سبب شده که شیخ صیاغت کلامش را عوض کند. و الحاصل غیر از سابق بشود. و الحاصل لا اقل است ها! یعنی مثلا شیخ میگوید اولا اخبار منع به کمک اجماع مخصص است، و الحاصل حالا اون را هم قبول نکنیم لااقلش تعارض است دیگه. اخبار جواز مقدم نیستند. اللهم گفت اخبار جواز مقدم هستند. این سبک و سیاق کلام شیخ انصاری است. این که شیخ انصاری رفع ید میکند از وجه ثانی و میگوید و الحاصل، لعل در ذهن مبارکش این بوده که خب همان طور که ما در اخبار منع اجماع داریم ما در اخبار، بله مرحوم شیخ فرمود اخبار منع شبهه بدویه را نمیگیرد. اجماع داریم که اخبار منع شبهه بدویه را نمیگیرد خب در اخبار جواز هم یک اجماعی داریم دیگه. مسلمی داریم. اخبار جواز هم از یک حیث خاص هستند و شبهات محصوره را نمیگیرند. همان طور که اینها خاص هستند از یک حیث اونها هم خاص هستند از یک حیث دیگری، تعارض، اون عموم و خصوص من وجه باقی است. شاید شیخ انصاری که رفع ید کرده از جواب ثانی در ذهن مبارکش این بوده که این اجماع در هر دو طرف هست. هر دو طرف خاص هستند. یک خصوصیتی دارند. جایز است الا در محصوره. ممنوع است الا در شبهه بدویه. هر دو از یک حیثی خاص هستند تعارض بر میگردد.
و اما اونی که در و الحاصل فرموده درست است. وجهی ندارد که ما شبهه غیر محصوره را بدهیم به اخبار جواز. شبهه غیر محصوره مجمع است. هر کدام از دو طایفه قدر متیقنی دارند و شبهه غیر محصوره مجمعی است که مشکوک است. وجهی ندارد که این را به این بدهیم یا به اون بدهیم. درست است.
و اما این که اخرش فرموده که اللهم که حمل بر فرد نادر لازم میاید، این خیلی. یعنی اللهم ظاهرا همین اللهم است دیگه؟ شاگرد؟؟؟ استاد؟ الا ان یقال. مطارح را نگاه کنید شاید اونجا گفته باشد کی. الا این یقال مجال ندارد. این که اغلب موارد شبهه بدویه داخل در شبهه غیر محصوره میشود دو تا اشکال دارد. یکی اولا نمیشود. شبهات بدویه داخل شبهات غیر محصوره نمیشود. چرا؟ چون در کثیری از شبهات بدویه ما غافل هستیم از اون علم. اون علم وجود ندارد. ما احساس نمیکنیم که الان که شک داریم شرب تتن حرام است یا نه، احساس علم اجمالی غیر محصوره نمیکنیم. خیلی حرف عجیبی است که غالب موارد شبهه بدویه، شبهه ی معلومه ی غیر محصوره است. بله، اگر التفات پیدا کند و بقیه را ضمیمه کند به این درست است میشود شبهه معلومه غیر محصوره. ولی غالبا التفات ندارند. اصلا به ذهنمان نمیامد که اینجا معلوم غیر محصوره است. اولا.
ثانیا اصلا اشکال ندارد ما میگوییم که همه این موارد شبهه بدویه ای را که میگویید غالبش بر میگردد به شبهه غیر محصوره. غایتش این است که شبهات بدویه ای که بر میگردد به غیر محصوره خیلی هم زیاد هستنند خارج هستند. خیلی خوب. اونها را نگیرد. ولی خب ما یک موارد دیگری داریم که جای قاعده حل باشد. مثل اونجایی که بعضی ها از محل ابتلای ما خارج هستند. که این هم خیلی زیاد هستند. مواردی که از محل ابتلای ما خارج هستند اخبار حل میگیرد. حتی محصوره اش را هم میگیرد. شبهات محصوره و غیر محصوره در جایی که بعض اطراف از محل ابتلا خارج هستند میمانند در اخبار حل. یا اونجایی که دیگران هم میگفتند، از باب این که اضطرار داریم و اضطرار موجب میشد که اصل بلا معارض جاری کنیم در یک طرف. یک مقدار شبهه بدویه است که همان نادر. یک مقدار هم شبهات معلوم به اجمال است بدویه نیست ولی علم اجمالی اثر ندارد. ما مواردی که علم اجمالی اثر ندارد زیاد داریم. علم اجمالی منحل شده. علم اجمالی از اول نمیتواند اثر کند. در این تنبیهات چند مورد ما بحث کردیم که علم اجمالی منجزیت ندارد. همه اون مواردی که علم اجمالی منجزیت ندارند داخل میمانند در اخبار حل. حمل بر فرد نادر لازم نمیاید.
سوال:؟؟
جواب: اصلا به نظرم خود شیخ انصاری روایات بعینه یکی از محمل هایش همین است. حالا خوب ایشان هم یاداوری کرد. یکی از محملهای شیخ انصاری کل شیئ ... بعینه میگوید اونجایی است که اکثرش از محل ابتلا خارج است.
سوال:؟؟
جواب: اصاله الطهاره چه ربطی به اصاله الحل دارد؟ اصاله الحل داریم صحبت میکنیم. که در خارج از محل ابتلا معنا ندارد.
خب این است که این فرمایش شیخ انصاری ناتمام است. ولی این حرفش تمام است که اخبار حلّ با اخبار منع با هم در شبهه غیر محصوره تعارض دارند. مجمع است. نسبتشان عموم و خصوص من وجه است. با هم تعارف دارند. یا میگوییم وجه ثانی شیخ تخصیص. از این باب میگوییم تخصیص که ما بحثمان در محل بحث مثلا با قطع نظر از اجماع است. اجماع را مثلا بگوییم اجماع که تفصیل داده بین محصور و غیر محصور نه. مثلا بحث ما با قطع نظر از اجماع است. ادله جواز اطلاق دارد. ادله منع به ضم اجماع خاص است. حرف حساب این نیست. این نادرست است. نه اونها یک خصوصیتی دارند دیگه. حرف تمام همین فرمایش شیخ انصاری است. اخبار حل با اخبار منع یعنی احتیاط، در مجمع با هم تعارض میکنند.
و لکن این که مرحوم شیخ فرموده اینها مبتنی بر یک مقدمه است که اون را ما قبلا بحث کردیم. شیخ هم بعضی جاها قبول داشت. و اون مقدمه این است که اخبار منع ارشادی نباشد. تعبدی باشد. اما اگر گفتیم اخبار منع ارشادی است ارشاد به حکم عقل است نه. این اطلاق ندارد. شبهات غیر محصوره را نمیگیرد. اگر گفتیم ارشاد است اخبار منع، قف عند الشبهه، ارشاد است باید ببینیم مرشدالیه ما که عقل میگوید چه مقدار است؟ لا اقلش این است که عقل در شبهات غیر محصوره وجوب احتیاط ندارد. اگر نگوییم جواز دارد. خود شیخ انصاری هم ظاهرش این است که وجه پنجم را متمایل است. حکم عقل در شبهات غیر محصوره وجوب اجتناب نیست. پس اخبار منع که ارشاد است چون اینجا حکم عقل نیست شامل شبهات غیر محصوره نمیشود. خوب بود مرحوم شیخ انصاری این جور جواب میداد. شاید ها! شاید که مرحوم شیخ که میگوید اخبار منع کارایی ندارد، احتیاط در اطراف علم اجمالی به اقتضای تکلیف معلوم است، به ضم حکم عقل، شاید هم مقصودش این است که همان جواب اول، اخبار منع اطلاق ندارد شبهات غیر محصوره را شامل نمیشود. در نتیجه اخبار جواز به اطلاقش شبهات غیر محصوره را شامل میشود. این فرمایش ما یتعلق به فرمایش شیخ.
روایت دوم: روایت ابی الجارود
خب غیر از اخبار حل ما یک روایتی داریم که این بحث مستقلی دارد. روایت ابی الجارود. این یک نکته اضافه دارد غیر از اطلاق حلیت. نه. یک نکته اضافه ای دارد که اون نکته اضافه دلالت دارد که در شبهات غیر محصوره احتیاط واجب نیست. ابی الجارود سوال میکند از امام علیه السلام شخصی دیده که وقتی جبن را درست میکردند میته انداخته. مثلا شیر را پنیر کرده. یجعل الجبن المیته. میدانم این کار میشود. حالا میتواند پنیرهای بازار را بخرد و بخورد؟ حضرت فرمود این که در یک جایی میته را میاندازند پنیر درست میکنند یک جایی نجس است جبنش، پس پنیرهای در ارضین هم نجس باشد! شاگرد:؟؟؟؟ استاد: ارضیین. خیلی تند فرموده حضرت. یک جا نجس است دیگه هر چه در ارضیین است همه نجس. بابا این گفتنی نیست. حضرت در ادامه اش فرموده که ببین من.
اینها برای بعضی از وسواسها، طلبه های وسواس خیلی خوب است. اگر فقه و اصول را درست بخوانند وسواس نمیشوند. عمده منشا وسواسی جهل است. در اون روایت هم بود ان الخوارج ضیقوا علی انفهسم لجهلهم. یکی از راههای رفع وسواسی برای طلبه ها میگوییم ها! این است که درست درس بخوانند میبینند اینکه میگویند این نجس است خیلی محکم نیست محل اختلاف است. ارام ارام شل میشود. مبنای شریعت را پیدا میکنند که بابا مذاق شریعت سهولت است سموحت است آسان گرفته. اصلا همه اش راه نشان میدهد که حکم به نجاست نکنی. احتیال و حیله بیان میکند که شما به نجاست نرسی. در همان زمان هم بودند بعضی از وسواس هایی که الان هستند اون روایت هست دیگه، امام علیه السلام رأفتاً و منةً بر عباد الله حضرت پول دادند به اون غلامشان گفت برو بخر. بعد خرید. حضرت با اون نشستند خوردند که دیگه باورش بشود. به نظرم باز همان جا دارد که دوباره سوال میکند که حلال است یا! به نظرم. مریض هستند اینها. امام خورده باز هم میپرسد حلال است اینها؟ نه، اینها وسواسی گری است.
حضرت فرموده یک جا که نجس شد دیگه هر چه در عالم است نجس است این گفتنی نیست. بعد فرمود من خودم میروم در بازار همین هایی که محل ابتلای بعضی متاسفانه افراد هستند مرغ های بازار را میگویند بعضیهایش این جور هستند اون جور هستند نمیخرند و مرغ نمیخورند به ما گاهی تلفن میزنند میگویند ما میرویم مهمانی بچه های ما چنان حمله میکنند و مایه خجالتمان میشود. حضرت فرمود من میروم همین بازار گوشت میخرم از همین بربر سودان همین ها حالا شما اینجا هم تطبیق کنید از همین آدمهایی که این جوری هستند. و لا اظن گمان ندارم اینها بسم الله بگویند. اینها سودان هستند. یعنی چی میگویند برده های سیاه چهره ای هستند از دین و تقوا و تمدن و اخلاق و همه اینها برّی هستند. من گمان ندارم ولی میایم میخرم و میخورم. و آکل. تو اعتنا نکن.
این روایت ابی الجارود که البته سندش محل کلام است حالا علی المبنا است اینها. مثل مرحوم اقای خویی سندش را قبول ندارد در اصول بحث سندی مجال ندارد. این علی المبنا سند تمام است یا نه علی المبنا. اما از نظر دلالت به دو تا فقره این حدیث استدلال شده بر جواز در شبهات غیر محصوره. ملاحظه بفرمایید تتمه کلام فردا انشالله.