خارج اصول آیت‌الله گنجی ۱۴۰۴۰۷۱۳ «جلسه ۲۱»

از آیت‌الله گنجی

درس خارج اصول                                جلسه 21                            تاریخ:13/7/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

بررسی حرمت تصرف و خروج از محل ابتلا

کلام شیخ انصاری

بحث در این بود که مجرد نهی شارع کافی است برای خروج از محل ابتلا یا میشود با این که شارع نهی کرده و حرام کرده، بگوییم که اون محرم داخل محل ابتلا است؟ ظاهر کلمات شیخ انصاری این است که اگر چیزی حرام شد شرعا فهو خارج عن محل الابتلاء. کأنّ ممتنع شرعا کالممتنع عقلاً.

لذا اگر مرغی را فرض بفرمایید از مرغ فروش میخرید علم اجمالی داری یا این که ملک شما است میته است یا اون که در اختیار او است و ملک او است میته است، این علم اجمالی منجز نیست. دور نیستید از اون مرغ. نزدیک هستید. و لکن چون شرعاً حرام است این علم اجمالی شما اثری ندارد. کأنّ در ذهن مبارکش این بوده که اونی که در اختیار اون شخص است ملک اون است، خب این که اصاله الحل ندارد. حرام است خوردنش. اونی که در اختیار شما است شک داری حلال است یا نه، کل شیئ لک حلال، اصاله الحل بلا معارض جاری میشود. شاید این که مرحوم شیخ انصاری در جایی که یکی از دو طرف علم اجمالی ممتنع شرعی باشد، گفته علم اجمالی منجز نیست، از این جهت است که اصل مرخص در داخل محل ابتلا بلا معارض است.

کلام مرحوم نائینی

مرحوم نائینی فرمایش شیخ را فی الجمله قبول کرده. مرحوم نائینی در محرمات شرعیه یک عنوانی را به کار میبرد و ادعا میکند و بر آن ثمراتی بار میکند. میگوید اگر چیزی حرام شد شرعا، تحریم شرعی سلب قدرت است شرعا. قدرت شما را سلب کرده. این از ابداعات مرحوم نائینی است. خیلی جاها به کار میبرد. در نهی از معامله هم میگوید نهی از معامله موجب فساد است چون وقتی شارع نهی کرد قدرت شما را از معامله گرفته. ولایت و قدرت بر معامله نداری و چنین معامله ای باطل است. یا در مثلا آبی است که للغیر است و منحصر است آب شما در همان آب غیر. اذن نمیدهد در تصرف. شارع میگوید حرام است تصرف در این. وقتی حرام شد پس شما قدرت بر وضو نداری. سلب قدرت میکند. مرحوم نائینی میگوید که هر چیزی که در او قدرت شرط است اگر نهی بیاید از اون موضوع اخراجش میکند. اون وقت در خارج از محل ابتلا هم این جور معنا کرد. گفت خارج از محل ابتلا این است که عرفا قدرت نداری. خب وقتی نهی آمد شارع سلب قدرت کرده و من عرفا دیگر قدرت ندارم. وقتی قدرت نداری عرفا علم اجمالی منجز نیست. تا اینجا با مرحوم شیخ همراهی کرده با یک بیان مختص خودش.

و لکن یک استثنا زده که این در کلام شیخ نیست ظاهرا. ولی شاید مراد شیخ باشد. خیلی روشن نیست. مرحوم نائینی شفاف صحبت کرده. فرموده الا. مگر این که اون که ملک غیر است و تصرف شما در او حرام است، اون را غیر در معرض تملیک قرار بدهد. اگر در معرض تملیک قرار داد میشود مبتلی به شما. مثل همین مرغ فروش. شما یک مرغ خریدی و میتوانی اون مرغ دوم را هم، گذاشته بفروشد. در معرض فروش گذاشته این مرغ ها را. شما علم اجمالی داری یا این مرغی که خریدی میته است یا اون مرغ دیگری که ملک غیر است ولی در معرض فروش گذاشته. مرحوم نائینی فرموده اگر در معرض فروش گذاشت یا یک جوری که نمیخواهد بفروشد ولی اگر تقاضا کنی که ببخش به من، میبخشد. عند العقلاء و العرف میشود که بیاید تحت سلطه شما. گفته اگر این جور بود نه، این محل ابتلا است. شما نمیتوانی مرغ را مصرف کنی. اگر او میفروشد نمیتوانی این را مصرف کنی. اگر نمیفروشد میگوید یکی دیگر بیشتر نمانده میگوید میخواهم ببرم خانه خودم، نمیفروشم گفته میتوانی تصرف کنی.

سوال:؟؟؟

جواب:اون هم در ذهن مبارکش همین است ها! نائینی که دیگه پدر تعارض اصولی است دیگه. میگوید وقتی او را نمیفروشد قاعده حل در اون معنا ندارد. اما وقتی که در معرض فروش گذاشت قاعده حل معنا دارد. هم در این که ملک من شده و هم در او. قاعده حل جاری است. کل شیئ لک حلال اجازه میدهد که ازش بخریم و اصل در او هم مجال دارد و اصول تعارض میکنند و احتیاط لازم است.

سوال:؟؟؟

جواب: چرا ممنوع کرده؟ شاید میته نباشد. احتمال است.

بررسی کلام مرحوم شیخ و مرحوم نائینی

و لکن به ذهن میاید که نه. نه اون توسعه ای که مرحوم شیخ داده و نه اون استثنایی که مرحوم نائینی فرموده. محل ابتلا اوسع از اینها است. کلمه محل ابتلا در آیه و روایت نبود که معنا کنیم. ما این عنوان را از اثرش باید پیدایش بکنیم. محل ابتلا در عنوان خطابی نیامده. مهم اون نکته ای است که میگفت علم اجمالی در جایی که خارج از محل ابتلا است منجز نیست که عبارت بود از لغویت حکم. ما اگر میخواهیم بفهمیم که محل ابتلا است یا نه، باید ببینیم عرفا حکم لغو است یا نه. اصلا عمده همان لغویت است. کلمه و لفظ محل ابتلا و اینها الفاظ و صیاغت است. در حقیقت علم اجمالی منجز نیست در جایی که بعض اطرافش حسن خطاب نداشته باشد. باید ببینیم اینجا کجا حسن خطاب دارد و کجاها ندارد. همان خطاب تحریمی که ما علم اجمالی داریم.

میشود گفت که این حسن خطاب اوسع از اونی است که حتی نائینی فرموده. ممکن هم هست یک چیزی ملک غیر است در معرض تملیک من هم قرار نداده، ابداً به من هبه نمیکند ولی معذلک در معرض ابتلای من هم باشد. جا داشته باشد که شارع بگوید نخورش. شخصی که قدرت دارد میتواند به زور از این شخص مالش را بگیرد. یا این مرغی که دست من است میته است یا مرغی که دست او است و اون هم به هیچ وجه راضی نیست به من ببخشد یا بفروشد. میگوید میخواهم ببرم منزلم. نیاز به آن دارم. ولی من میتوانم ازش بگیرم. عداوناً. خطاب لا تاکل المیته این جا مستهجن نیست. یک خطاب داریم که ملک غیر است. لا یحل مال امرء الا بطیبة نفسه. این به جای خودش. یکی هم لا تاکل المیته که یا اون است یا این است.

رفتند فرض کنید به شکار. شکار کردند پرنده ای این گرفته و یکی هم اون گرفته. یقین پیدا کرد این اقا که در یکی از این پرنده شرایط شکار مراعات نشد. یکی از اینها میته است. یکیش هم ملک اون است ولی هر لحظه میتواند از او بگیرد. جابجا کند. هر دو را خودش بخورد. لا تاکل المیته عرفیت دارد اینجا. این که، نکته مهمش این است، این که مرحوم شیخ انصاری و مرحوم نائینی اول لا یحل مال امرء ... را منطبق کردند بعد گفتند با لا یحل از ابتلا خارج شد فلا مجال برای لا یحل اکل میته، این وجهی ندارد. دو تایشان در عرض هم هستند. الان اونی که دست اون است لا یحل مال امرء علی نحو الاطلاق و لا یحل اکل المیته اگر میته باشد. دو تا خطاب در عرض هم این را میگیرد.

نمیدانم این را احساسش میکنید یا نه، اشکالی ندارد خطاب لا تاکل المیته، لا تاکل النجس به من متوجه شود نسبت به مال غیر. قبح ندارد. حالا جاهای اصلا علم اجمالی را کارش نداشته باشید. یک میته ای است دست غیر است دو تا خطاب عقلائیت دارد که شارع به من بفرماید که اون مال مردم است تصرف نکنی، اون میته است نخوری، لغویت ندارد.

سوال:؟؟؟

جواب: ما اونجا را نمیگوییم. همه جا نمیتوانید از او بگیرید.

سوال:؟؟؟؟

جواب: یک قطره خون افتاده در همین نقطه روی لباس من یا در همین نقطه جلوی این اقا. که الان من میتوانم دست بزنم بگویم مخلصتم اقا. علم اجمالی منجز است دیگه.

سوال:؟؟؟

جواب: اینها مواردش فرق میکند. ما که نگفتیم همه جا. اصلا بحث ما چیست؟ مجرد تحریم شرعی، اصلا یک خونی افتاده یا این لباس غصبی که پیش من است یا لباس دیگه. بابا میگوید تصرف نکن از دو جهت. یکی غصب است و یکی هم تصرف نکن چون نجس است اگر تصرف نجس حرام باشد. مجرد این که شیئی ملک غیر بود و حرمت تشریعی داشت، حرف این است، نکته بحث این جا است، مجرد حرمت تصرف در مال غیر، موجب نمیشود که بگوییم فهو خارج عن محل الابتلا. ما نمیگوییم همه جا داخل در محل ابتلا است. ملک غیر که همه جا داخل ابتلا نیست. شک نداریم. مجرد این.

ثمره اینجا ظاهر میشود. یک مرغ را به ما فروخته علم اجمالی پیدا کردم یا این میته است یا اونی که داخل ویترین است. اصلا به من نمیفروشد. فروشنده نیست حرف نائینی را منطبق بکنیم. گفته این اخری است میخواهم ببرم منزلم و به هیچ کس نمیفروشم ولی من میتوانم بگیریمش. محل ابتلا است. محل ابتلا است یعنی اشکالی ندارد که شارع مقدس نهیش شامل این بشود.

خب این فرماش مرحوم شیخ انصاری، مجرد الممتنع شرعا کالممتنع عقلاً این آیه و روایت ندارد. باید موردی بررسی کنیم. بعضی جاها مثل ممتنع عقلی هست و بعضی جاها نیست.

سوال:؟؟؟

جواب: متشرع و غیر متشرع ندارد. مهم این است که شارع میتواند به این خطاب کند یا نه؟ اهل اطاعت هم باشد نهیش صحیح است دیگه.

سوال:؟؟؟

جواب: بنا بر این شد دیگه. معصوم که نیست دیگه. احتمال هست دست بندازد بردارد. زاجریت دارد. لغو نیست بهش.

سوال:؟؟؟

جواب: مجرد نهی. همه جا را نمیگوییم. ولی فی الجمله درست است. فرمایش شیخ به نحو کلی نادرست است.

مورد دیگر از خروج از محل ابتلا: بعید بودن ارتباط با آن

کلام مرحوم شیخ انصاری

مورد اخری که مرحوم شیخ انصاری فرموده و یک روایت را استدلال کرده فرموده مجرد این که بعید است که سر و کار با این داشته باشد. ممتنع نیست لا عقلا و لا عرفا و لا شرعا. یک موردی است که بعید است که سر و کار بهش داشته باشد. مثل این که مثال زده که یک قطره خونی افتاده، نمیداند که پشت ظرف افتاده، ظرف نجس است. داخل ظرف افتاده اون آب نجس است. یا اون آب نجس است یا پشت ظرف. ما با پشت ظرف سر و کار نداریم. قدرت داریم در آن تصرف کنیم. عقلا عرفا شرعا. ولی از ابتلای ما خارج است. خیلی شل گرفته دیگه. تنزل کرده در خروج از محل ابتلا همان که ما ادعا کردیم. به آن سر و کار نداریم. فرموده اگر یک جوری باشد که بعید باشد شما با آن کار داشته باشی، در حاجاتت او را صرف بکنید، یعنی بعید باشد، گفته این هم خارج از محل ابتلا است.

بعد هم استشهاد کرده به صحیحه علی بن جعفر در اون کتاب طهارت این را مفصل بحث کردند. صحیحه علی بن جعفر که خون دماغ شد و یک خونی از بینیش افتاده و این جستن کرد و بعد افتاد حالا یا پشت ظرف خورد یا داخل ظرف. حضرت فرمود که نگاه کند اگر چیزی در آب نمیبیند، شکش به حال خودش باقی است، آب را بخورد. مرحوم شیخ انصاری میگوید الان این از اطراف علم اجمالی است که یک طرفش خارج از محل ابتلا است. ما پشت ظرف را چکار داریم. نمیخواهیم بلیسیم که! اون داخل ظرف آب است با آب سر و کار داریم. اون محل ابتلا و مصرفی ما است. اما پشت ظرف که ربطی به ما ندارد. در دسترس ما نیست. گفته این از موارد علم اجمالی است. حضرت فرموده که آب را نگاه کن یک وقت اطمینان پیدا میکنی و قطره خون اگر داخل آب بیافتد قرمز میشود که همان اطمینان. و الا پیدا نکردی علم اجمالی است یا داخل اب و یا پشت ظرف. این علم اجمالی منجز نیست. قاعده ی طهارت کل شیئ طاهر در آب جاری میشود بلا معارض.

این را مرحوم شیخ انصاری فرموده ولی جرات نکرده که به نحو موسع ادعا کند. اخرش گفته که انصاف این است که خیلی جاها مشکل است. همین که سر و کار نداریم دیگه خارج از محل ابتلا. نه. سخت است انصافا. گفته تشخیص داخل و خارج از محل ابتلا. راست میگوید یک امر وجدانی است ما خودمان شک داریم خیلی اوقات محل ابتلا هست یا نه. تشخیص محل ابتلا مشکل است جداً. موارد زیادی هست که نمیتوانیم بگوییم خارج یا داخل محل ابتلا.

این فرمایش مرحوم شیخ انصاری که اگر دیگه این حرف درست باشد ما اون ضابطه مرحوم نائینی را هم کنار میگذاریم. نائینی فرموده خارج از محل ابتلا یعنی اونی که مقدور نیست عرفا و لو به سبب نهی شارع. مرحوم نائینی ادعا میکند وقتی که نهی شارع میاید عرفا هم ممتنع است. غیر مقدور است. یسلب القدره. نهی میگوید این جوری است. اون هم که اول بحث عرض میکردیم جای مناقشه دارد. نه. تخصیص محل ابتلا به اون که مقدور باشد عرفا، نه، بحث محل ابتلا در این جا نیست که یک طرفش عرفا مقدور نباشد. ما لا یطاق باشد. اگر ما لا یطاق باشد داخل بحث قبلی میشود. مثل مضطر میشود. نه. یک چیزی اوسع از غیر مقدور عرفی است.

فرمایش شیخ همانی است که ما ادعا میکردیم. در دسترس نبودن. دور از دست ما بودن. با آن سر و کاری نداریم. حالا هر چه میخواهی بگو. اجنبی از ما است. به قول مرحوم آخوند داعی ما نداریم که بیاوریم یا ترکش بکنیم. اینها الفاظ است ها! مهمش این است که ما کاری به کارش نداریم. ما داعی نداریم. با ما اجنبی است ارتباط بین ما و او بر قرار نمیشود. البته خیلی جاها گیر است ها! که ارتباط هست یا نه، حرف شیخ حرف متینی است. ولی معنای خارج از محل ابتلا یک چیزی وسیعتر از غیر مقدور عرفی است. اون ذهن اصولی است که برده به سمت غیر مقدور عرفی. نه. ذهن عرفی و عقلائی که بخواهیم بگوییم علم اجمالی اثر ندارد تکلیف مجال ندارد، این جور باشد که در دسترس ما نباشد. ما با اون ارتباطی نداریم. اینها همه اش یک معنایی را میخواهند برسانند با عبارات مختلفه. اون که ما با آن ارتباط نداریم. بعضی ها هم گفته اند اون که از ما دور است. دور و لو دور معنوی. دور مکانی قدر متیقن است. دور است ولی دور معنوی. از ما دور است. ما سر و کاری بهش نداریم. بعید نیست که همین جور باشد.

علم اجمالی در جایی که بعضی اطرافش از محل ابتلا خارج است یعنی ما سر و کاری به بعض اطرافش نداریم داعی نداریم او را بیاوریم داعی نداریم او را ترک کنیم به حسب اختلاف موارد، این جور علم اجمالی عند العقلاء اثری ندارد. عقلاء همین جلوی چشمشان را میبینند. یا این یا او. یا او چه ربطی به تو دارد! مردم علمها را این جوری تشکیل نمیدهند. اون که دور از ما است و ما ربطی نداریم اون را کسی طلبه ای بحث کند میگوید چه میگویی! یا این نجس است یا او. اون چه ربطی به تو دارد! چه ربطی به تو دارد یعنی همین خارج از محل ابتلا.

کلام استاد «دام عزه»

فرمایش مرحوم شیخ فرمایش متینی است. نه این که اینها مثلا ضمیمه بحث محل ابتلا است. نه. اصلا بحث محل ابتلا خارج از محل ابتلا همین است. همین که شیخ میگوید است. که بعضی از محرمات شرعی هم این صفت را دارند. با ما ارتباط ندارند. بعضی هم نه که بعضی، همه اونها که قدرت عرفی نداریم اونها هم با ما ارتباط ندارند. ملاک این عدم ارتباط است. ربطی به ما ندارد. این فرمایش مرحوم شیخ متین است. و این ضابطه برای ما نمیتواند همه جا حل مشکل کند. کثیری از موارد نمیتوانیم بگوییم مرتبط هستیم، به ما ربط دارد ندارد. همین الان یک مرغ خریدی رفتی منزل یقین پیدا کردی یا این یا اون پیش مغازه دار است نجس است، نمیتوانی بگویی اون که نزد مغازه دار است مبتلی به شما است یا نه. چه بسا بعضی موارد باید فحص کنی که محل ابتلا هست یا نه. تازه خیلی اوقات هم فحص میکنی باز به نتیجه نمیرسی. این حرف شیخ انصاری متین است. که تشخیص محل ابتلا از غیر محل ابتلا مشکل است.

مهم این است که، ما میگوییم درست است مشکل است ولی این مشکل بودن مشکل ساز نیست. تشخیص محل ابتلا از غیر محل ابتلا مشکل است درست است. ولی همین که شک هم بکنیم، ما این طور گفتیم دیگه، اون بحث شک خیلی کارساز است، همین که شک کنیم محل ابتلا است یا نه کفایت میکند که اصول عملیه در محل ابتلا جاری بشود. این نکته مهم است همین که شک بکنی محل ابتلا است کما یتفق کثیرا، شک داری اصول عملیه این را میگیرد یا نه، همین که شک داری در این جاری نمیشود. در اون یکی که محل ابتلا است بدون شک جاری میشود. اصل بلا معارض داری، این است که ما این جور در حقیقت میگوییم؛ میگوییم علم اجمالی منجز است، نه که همه اطرافش محل ابتلا باشد، نه، علم اجمالی منجز است که احراز بکنی همه اطرافش محل ابتلا است. احراز. چون احراز شرط است مشکل ساز نیست.

مفاد صحیحه علی بن جعفر

و اون که مرحوم شیخ انصاری در استشهاد به صحیحه علی بن جعفر فرموده این را عرض کردم در کتاب طهارت مفصل بحث کردند. استشهاد مرحوم شیخ انصاری نادرست است. این که مورد روایات از موارد علم اجمالی است، نه، ما این را نمیتوانیم استظهار کنیم. ظاهر اون روایت این است که خون افتاده اصاب اناء را. نسبت به خود اناء مشکل ندارد. اناء متنجس شده، شک دارد که علاوه بر این که به ظرف خورده ریخته در آبش هم یا نه، حضرت فرمود که نه. اصل عدم اصابه به اناء است. طبیعیش همین است. خون که میافتد که این خون به خود اناء خورده. اناء متنجس شده. پشت اناء. نمیدانم به خود آب هم رسید یا نه، این اصل اناء قدرت متیقن است، اصاب اناء را. موضوع روایت این است. حضرت فرمود که نگاه کن ببین اگر نگاه کردی دیدی که اون قرمزی نیست شک داری به آب رسیده یا نه، کل شیئ طاهر. خیلی بعید است که مرحوم شیخ انصاری میگوید خارج از اناء محل ابتلا نیست. خیلی حرف بعیدی است. درست است خارج از محل ابتلا وسیع شد اما نه این که دیگه پشت اناء و داخل اناء یکیش خارج از محل ابتلا باشد. بابا پشت اناء هم داخل محل ابتلا است. دست رطوبتی به آن میخورد. همه اش لازم نیست خوردنی باشد که. خیلی بعید است که مورد روایت اونجا باشد که علم اجمالی داریم یا به پشت اناء خورده یا داخل اناء بعد حضرت فرموده باشد چون خارج از اناء از محل ابتلایت خارج است کل شیئ طاهر داخل اناء را بگیرد. این خیلی بعید است. گذشته از این که این بعید هم هست ظاهر روایت هم هست که اصاب اناء را. به خود اناء خورده منتها شک دارد به آبش هم خورده یا نه. حضرت فرموده نگاه کن. اگر دیدی یک جایش یک لکه قرمز، همین جور هم هست ها! خود اینها امور عرفی است. اگر یک قطره خونی از بینی ما افتاد شک کردیم در آب افتاد نگاه میکنیم ببینیم افتاده یا نه. حضرت فرمود نگاه کن اگر نیافتاده بود شک داری در اصابه دم، استصحاب میگوید اصابه نکرده. شک داری در نجاست ماء کل شیئ طاهر میگوید این آب پاک است.

صحیحه علی بن جعفر ربطی به علم اجمالی که بعض اطرافش خارج از محل ابتلا هستند ندارد. دعوای شیخ درست است ولی استسشهادش به این روایت نادرست است. و بهذا یتم الکلام در تنبیه بحث محل ابتلا. ما برای این که تکمیل بکنیم بحث را، فردا در مورد خطابات قانونیه مطرح میکنیم که بعضی فرمودند یکی از ثمرات خطابات قانونیه در بحث علم اجمالی در بحث ما جاری است یا نه.