درس خارج اصول جلسه 42 تاریخ:17/8/1404
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
شک در محصوره یا غیر محصوره بودن اطراف علم اجمالی
مقتضای روایات باب
بحث پیرامون روایات بود که در موارد شک در محصوره و غیر محصوره روایات اطلاق دارد یا ندارد.
روایات نافیه یا مرخصه سه طایفه هستند. یک طایفه روایاتی که موضوعشان عدم علم است. رفع ما لا یعلمون. الناس فی سعة ما لا یعلمون. که بعضی ها قائل هستند این روایات اطلاقش شامل اطراف علم اجمالی نمیشود. که ما گفتیم نه بعید نیست. کل مورد لا یعلم است. اطلاق آنها شامل اطراف علم اجمالی میشود. یک قسم روایاتی است طایفه ثانیه که عدم علم را نیاورده. غایت را اورده. حتی تعلم. حتی تعرف. مشکوک. به اصطلاح هر چی شک داری. بعضی روایات حل از این قسم هستند. اینها اطلاقشان مشکلی ندارد. اون مشکل لا یعلم را ندارد. طایفه ثالثه روایاتی است که مشتمل بر کلمه بعینه است. منوط کردند منع را به علم تفصیلی. که پیش آخوند اینها مهم بوده. کل شیئ فیه حلال و حرام فهو لک حلال حتی تعرف الحرام منه بعینه.
مرحوم آخوند در بحث علم اجمالی، نه بحث اشتغال، بحث علم اجمالی در بحث قطع، بحث قطع، اول بحث قطع تفصیلی را بحث میکنند بعد علم اجمالی. در اونجا هم به این روایات هم برای شبهه محصوره تمسک کرده. گفته در شبهه محصوره چون بعینه نیست حلال است و از این که شارع مقدس ترخیص داده در اطراف شبهه محصوره حتی، کشف میکنیم که حکم فعلیت ندارد. چون مرحوم آخوند حکم فعلی را میگفت جمع نمیشود با ترخیص در ترک. حتی علی سبیل الاحتمال هم میگفت معنا ندارد.
که ما عرض کردیم که این حرف نادرست است. کل شیئ فیه حلال و حرام فهو لک حلال حتی تعرف انه حرام بعینه شبهه محصوره را نمیگیرد. ما گفتیم اطلاق ندارد از اولش. چون بعید است که شارع مقدس مثل هر مقنّنی به مجرد این که حکمش مشتبه شد بین دو چیز از فعلیت ساقط شود. خیلی بعید است این. همین استبعاد سبب میشود که مردم از کل شیئ..... بعینه، ارتکازات مانع از انعقاد اطلاق است. این را حتما تا به حال احساس کرده اید.
خصوصا که روایت هم داشتیم در اطراف علم اجمالی. خصوصا اجمال داریم. تسالم است که بابا اطراف علم اجمالی نمیشود بگوییم حلال است حتی تعرف انه حرام بعینه. این یکی از حرفهای دور از فقه مرحوم آخوند است. مرحوم آخوند در اصولش چند مورد فرمایشاتی فرموده که ربطی به فقه ندارد. دور از مذاق فقه است که مرحوم نائینی میگوید. گاهی اوقات میگوید قابل التزام در فقه نیست رد آخوند است در بعض جاهایش. کل شیئ..... شبهه محصوره را قطعا نمیگیرد.
بحث در این است که به برکت این بعینه میتوانیم در شبهات غیر محصوره یا حتی مشتبه محصور و غیرمحصور، به اطلاق این تمسک بکنیم یا نه؟ ما گفتیم این در ابتدا این اطلاق دارد. ما بعینه را نمیتوانیم در شبهات محصوره تطبیق کنیم. خب رفع ید میکنیم. جاهای دیگری بعینه میگوییم علم تفصیلی لازم است. حالا شبهه غیر محصوره باشد. خارج از محل ابتلا باشد. که عرض کردیم مرحوم شیخ انصاری. مرحوم اقای خویی. اینها حمل کردند این روایت را بر شبهه غیر محصوره. منتها با این اختلاف. مرحوم شیخ انصاری گفته این شبهات غیر محصوره را تجویز میکند. مرحوم اقای خویی گفته شبهات غیر محصوره ای که در اونجا یکی از عناوین رافعه محقق است. در ذهن مبارک اقای خویی این بوده که نمیشود. ترخیص خیلی سخت است. شارع مقدس ترخیص بدهد در مخالفت حکمش بدون هیچ عنوان رافعی عسر و حرج و ضرر نباشد، به مجرد جهل، بیاید ترخیص بدهد گفته این اذن در مخالفت قطعیه است. اذن در مخالفت قطعیه قبیح است. تا اینجا را هم آمده حتی گفته حتی غیر محصور هم شد، خارج از محل ابتلا، فرق نمیکند، ایشان میگوید نمیشود اذن بدهد. به این قرینه عقلیه ضیقش کرده. این موارد بعینه مثل بقیه روایات. اون طایفه اول و دوم هم ضیق کرده. گفته اینها شامل شبهات غیر محصوره هم نمیشوند الا مگر این که مثلا قدرت نداشته باشد عسر و حرج داشته باشد. یکی از این عناوین رافعه باید بیاید و حکم را رفع کند تا شارع بتواند اذن بدهد.
ما هم در این که کل شیئ فیه حلال فهو لک حلال حتی تعرف انه حرام بعینه که منوط به علم تفصیلی باشد ما هم گیر کردیم. گفتیم انصاف این است که. خارج از محل ابتلا گفتیم مشکلی ندارد. بعینه بگوید. چون اونها منترک است. اما داخل محل ابتلا است و زیاد هم هست منوط بکند حکمش را به علم این بعید است. فرقی بین محصور و غیر محصور نیست. گفتیم کل شیئ فیه حلال و حرام فهو لک حلال.... بعینه همین که شایع و ذایع است همانرا میگوید که خارج از محل ابتلا است نه این که داخل محل ابتلا ولی غیر محصور. ما گیر کردیم در اطلاقش.
و لکن اطلاق مثل رفع ما لا یعلمون یا مثل روایاتی که کلمه بعینه ندارد ما اونها را گفتیم بعید نیست که شبهات غیر محصوره را شامل بشود. ما این فرمایش اقای خویی که فرموده اذن در مخالفت قطعیه قبیح است علی نحو الاطلاق میگوییم نه، ما ایه و روایتی نداریم که مطلق اذن در مخالفت قطعیه قبیح باشد. نه. باید موردی نگاه بکنیم. شبهه محصوره باشد همین جور است. حالا ایشان میگوید قبیح است ما میگوییم عقلائیت ندارد. حرام کرده این قدر گفته عقوبت دارد همین که بین دو تا شد بگوید حلال است، اینها قابل تصدیق نیست. شبهات محصوره را گفتیم درست است فرمایش شما. اذن در مخالفت قطعیه، این اساس بحث است. در چند بحث ما از این مبنا استفاده کردیم گفتیم عقلائیت ندارد اما اگر یک مبرری پیدا شد، اونجا این طور نیست که عقلائیت نداشته باشد. همین که شبهه غیر محصوره شد میگوید در شبهه غیر محصوره کسی اجازه بدهد در مخالفت حکمش، غیر عقلایی نیست که. خصوصا که در شبهه غیر محصوره همه را که مرتکب نمیشوند!
ما ادعایمان این است که طایفه اولی و ثانیه نسبت به شبهات غیر محصوره و نسبت به جایی که شک داریم شبهه محصوره است یا غیر محصوره، اطلاقش مشکلی ندارد. این که مرحوم اقای خویی میفرماید اذن در معصیت همه جا، اذن در مخالفت تکلیف الزامی همه جا قبیح است، ما میگوییم نه. جا تا جا دارد. حالا یک کلمه اضافه میکنیم که اونجا نگفته بودیم. خصوصا اون حرمتهایی که ما الان داریم حکم میکنیم با اطلاق درست شده. اگر میگویند میته حرام است. اطلاقش میگیرد جایی که میته بین غیر محصوره است. این هم محکم نیست. این هم یک منبهی است که میتواند اذن بدهد. از اولش که یقین نداریم. حجت داریم فقط. ما یقین نداریم که میته در جایی که مردد بین غیر محصوره است یا مردد بین داخل و خارج از محل ابتلا است یا اضطرار و غیر اضطرار است، همان جایی که تا به حال میگفتیم قاعده حل و ادله برائت میگیرد، غالب این مواردی را که ما تمسک میکنیم به قاعده حل به برائت، خود شمول حکم یقینی نیست. بالاطلاق است. چون اون یقینی نیست این اذن را مبرر دیگری پیدا میکنیم میگوییم یقینی نیست که حالا میته. همین جور هم هست الان! یک گوسفندی ما هم یقین نداریم. یک مشکله ای است دیگه. یک گوسفند حرامی بین ده تا گم شده است. معلوم نیست حرمت میته اینجا را بگیرد. حجت فقط داریم. اطلاق داریم. معلوم نیست شارع مقدس گفته باشد اینجا هم حرام است.
سوال:؟؟؟
جواب: مردد بین غیر محصور به اطلاق است. ما اول فرض کردیم حرام قطعی است بعد میگوییم اذنش قبیح است. بابا حرمت اون هم قطعی نیست به حجت است. نه به قطع و یقین.
این نکته را هم که ضمیمه کنید اذن در اطراف شبهه غیر محصوره خارج از محل ابتلا مردد بین محصور و غیر محصور مبرر غیر عقلائی تری پیدا میکند. این است که اشکال ندارد.
تحصل الی هنا: عمده در شبهه غیر محصوره یک وجهی بود که از شیخ گذشت. احتمال. که اون احتمال فقط در غیر محصوره بود. احتمال ضعیف است. احتمال ضعیف است فقط در غیر محصوره بود. در فرض شک بین محصور و غیر محصوره نبود. ما هم اون را قبول کردیم. و لو شیخ امر به تامل کرده بود گفتیم این دلیل خوب است و در غیر محصوره گفتیم اخبار برائت جاری است. در محصور و غیر محصور اون وجه نمیاید ولی خصوص اخبار برائت و حل میاید و میگوییم اگر شک داری که شبهه محصور است یا غیر محصور ارتکابش مانعی ندارد.
ضابطه محصور و غیر محصور بودن
اون وقت گفتیم ضابطه محصور و غیر محصور چیست؟ گفتیم اون به دلیل نگاه میکند. اون ادله است که ضابطه را معین میکند. ادله تا هر جا گفت حلال است تا همان جا میشود غیر محصور. ضابطه ما این میشود هر کجا که اذن در مخالفت، غیر عقلائی باشد، عقلائی نباشد، ضابطه محصوره است. غیر محصوره اونجایی است که. محصور غیر عقلائی و غیر محصوره عقلائی. هر کجا که اذن شارع در اونجا در ارتکاب حرامش عقلائیت داشت اصلا ما موافق آخوند هستیم لا فرق بین محصور و غیر محصور. لا فرق بین داخل ابتلا و خارج از ابتلا. راست میگوید اینها موضوع احکام شرعیه نیستند که. مهم این است که آیا ترخیص مجال دارد یا ندارد. اطلاق ادله مرخصه شامل مورد میشود یا نمیشود.
رُبّ مورد محصوره است و اطلاق ادله اصول عملیه میگیردش. و غالب موارد غیر محصوره اخبار میگیردش. اخبار برائت میگیرد. بله؛ یک جایی هست که شارع اهتمال شدیدی دارد به اون حکمش. مساله قتل مومن است مثلا. یا مثل همان موطوئه خیلی شارع اهتمام دارد میگویید اخبار حل نمیگیرد. اما در عموم احکام شرعیه اخبار حل میگیرد هر جایی که ترخیص در مخالفت قبح نداشته باشد. غیر عقلائی نباشد. اگر بتوانید پیدا کنید یک موافقی خوب است. حتی مثلا مردد بین ده چیز. یک گوسفندی میته شده الان ده تا گوسفند کشته شده میبینند که اون حلقوم طرف بدن است بریده نشده. ما سابق هم گفته بودیم اگر پیدا کنید قائل خوب است. اذن شارع در، الان بگوید ده تا را بریزد دور مردم این را بعید میدانند. ولی اگر بگوید اون یکی حالا بین ده تا گم شده دیگه! گوسفند قیمتی را بریزید دور...
سوال:؟؟
جواب: حالا فوقش اونی که بنا دارد همه را نخورد.
این که اذن شارع قبیح است ما هنوز باورمان نشده. دو تا سه تا چهارتا اشکال ندارد. اما ده تا و زیاد بشود. اگر این را دنبال بکنید ببینید پیدا میشود یا نه، ضابط محصور و غیر محصور این است که اذن قبیح است یا نه، کجاها قبیح است چندتا، اون چندتا خیلی روشن نیست. در هر حال این را شما دیگه دنبال بکنید. تمام.
سوال:؟؟؟
جواب: همیشه فتوای شاذ همین جوری است دیگه. اولش یکی احتیاط واجب میکند بعد یکی دیگر ارام ارام فتوا میشود بعد ارام ارام لا اشکال فیه میشود.
بررسی مساله در شبهات وجوبیه
هذا تمام الکلام در شبهه تحریمیه. جهت دیگری که در بحث است شبهه وجوبیه است. این شبهه وجوبیه را ما جدا اوردیم به خاطر فرمایش نائینی است. مرحوم نائینی در شک بین محصور و غیر محصور در شبهه تحریمیه گفت که شک دارد قدرت بر مخالفت دارد یا نه، اونجا دیگه احتیاط مثلا. در شبهه وجوبیه گفته که اینجا یقینا میتواند مخالفت کند. شبهه وجوبیه مردد بین غیر محصور که در شریعت نیست ها! شبهه وجوبیه مردد بین، مگر دیگه چطور، چطور بشود کسی مثلا نذری بکند قسمی بخورد بعدا اون وقت مردد بشود که این نذرش بین چه چیزهایی است. شروع کند به شمارش. بیست سی تا را بشمارد که مردد بین این ها است غیر محصور است. به نظرم عقلش یک مقداری...
سوال:؟؟؟
جواب: میگویم اینها همیشه فرضی است دیگه. کسی بگوی عالم خاصی را واجب کند. بعد اون مردد بشود بین علمای بلد. اگر باشد در همین نذر و قسم است. مثالش اگر باشد در همین نذر و قسم است. نذر کرده قسم خورده. که معمولا اینهایی که سوال میکنند به آنها میگوییم در نذر ئ قسم وسواسی هستید میگویند بله. خب حالا مهم نیست.
مرحوم نائینی در شبهه وجوبیه مردد بین غیر محصور فرموده اینجا قدرت بر مخالفت قطعیه دارد دیگه. شک در قدرت ندارد اینجا. اینجا قدرت بر مخالفت قطعیه دارد. و چون قدرت بر مخالفت قطعیه در اینجا دارد میتواند مخالفت بکند احتیاط لازم است. از این باب که قدرت بر مخالفت قطعیه دارد.
توضیح بیشتر کلام مرحوم نائینی
این فرمایش مرحوم نائینی یک مقداری بیشتر در موردش صحبت کنیم. در بحث قبل میگفت شک دارد در قدرت بر مخالفت قطعیه، شک در قدرت بر مخالفت قطعیه را گفته بود مثل شک در سائر موارد، شک در قدرت مثل سائر موارد، مجرای اشتغال است. منتها اونجا که شک داری در قدرت احتیاطش به این است که فحص بکنی. شخص جنب شده نمیداند که میتواند غسل کند یا نه. حمام باز است یا نه. شک دارد در قدرت بر امتثال. که مرحوم نائینی میفرماید شک در قدرت بر امتثال احتیاطش به این است که برود تا عجز احراز شود. در جایی که شک دارد در قدرت بر مخالفت احتیاطش این است که از همه مصادیق تجنب کند. شک در قدرت مجرای قاعده اشتغال است. چه قدرت بر امتثال و چه قدرت بر مخالفت.
ما عرض کردیم که قیاس اینها به هم قیاس مع الفارق است. در شک در قدرت بر امتثال، معروف و مشهور احتیاط است. نکته اش به احد الامرین. یا از این باب است که اگر کسی شک دارد قادر است یا نه، و حرکت نکند تفحص نکند عقلاء این را بی احترامی به امر مولا میدانند. این را هتک مولا میدانند میگویند ادم بی خیال نسبت به امر مولایش بی اعتنا است. که در ذهن ما همین است. اگر امری از مولا صادر شده و لو ما شک در فعلیت حکم داریم ها! قدرت شرط فعلیت حکم است. با این که شک داریم در فعلیت حکم، مع ذلک احتیاط لازم است عند العقلاء.
و به همین که عند العقلا احتیاط لازم است این که در ارتکاز عقلا این است که وقتی شک داری قدرت داری یا نه، باید حرکت بکنی، رفع ما لا یعلمون اطلاق ندارد. این جا ما لا یعلم است دیگه. شک دارم حکم فعلی دارم یا نه. رفع ما لا یعلمون در شک در قدرت جاری نمیشود. این ارتکاز عقلائی مانع میشود از اطلاق رفع مالا یعلمون. الشک فی القدره شک در حکم فعلی است درست است ولی رفع مجال ندارد. این یک بیان است که شک در قدرت موضوع است برای احتیاط لسیره العقلاء. ریشه اش همین بی اعتنایی است. راست میگوید این یک واقعیت است. گفتیم به بچه بگوییم نان بخر امروز. بعد شک کرد که نانوانی باز است یا نه، نرفت. عقوبت شما ظلم نیست. بهش بگویی چرا نان نخریدی میگوید شک داشتم شاید امروز روز تعطیلی نانوایی بوده. هیچ کس این را قبول نمیکند. حالا باز هم بوده ها! عقوبتش صحیح است. میگوید خب میرفتی نگاه میکردی شاید باز بود. شک در قدرت موضوع است برای اهتمام عقلاء و تنبلی میدانند. بی اعتنایی به امر مولا میدانند. مستحق عقوبتش میدانند. ما در این شک نداریم. و لو این که بعضی جاها شک در قدرت شک در فعلیت حکم است، رفع ما لا یعلمون. نه بابا. رفع ما لا یعلمون اطلاق ندارد موارد شک در قدرت را نمیگیرد. این یک بیان است.
بیان دوم ملاکی ها هستند. میگویند در جایی که شما شک در قدرت دارید درست است شک داری در حکم فعلی. چون قدرت، شرط فعلیت حکم است. و لکن یقین داری که ملاک هست. اینها میگویند قدرت ربطی به ملاک ندارد که ما میگفتیم حرف بدی نیست. مرحوم آخوند هم در بحث ترتب گفت دیگه که نماز امر ندارد اگر ازاله را ترک کنی نماز امر ندارد ولی ملاک دارد. ما هم گفتیم درست است. ملاک ربطی به قدرت شرعی و عقلی ندارد. یک امر واقعی است ملاک. این اقای خویی بود که خیلی ضیق بود که گفت نه. شک در قدرت داری یعنی شک داری حکم فلعی است یا نه. نه. الحق و الانصاف قدرت دخیل در ملاک نیست. این هم یک فهم عقلائی است ها! یک ارتکاز عقلائی است. قدرت مال استیفای ملاک است. بله ممکن است جایی دخیل باشد اون مئونه زائده میخواهد. مثل وضو گفته اگر قدرت دارد. اون مئونه زائده میخواهد. اصل اولی این است که قدرت دخیل در اصل ملاک نیست. دخیل در استیفای ملاک است. عاجز هم باشی ملاک فعلی است.
الان کسی که شک دارد در قدرت بر امتثال، درست است شک دارد در فعلیت حکم ولی در فعلیت ملاک که شک ندارد. ملاک فعلی است. اون وقت عقل میگوید ملاکی که فعلی است کاری نکن که فوتش مستند به تو بشود. تفویتش نکن. کاری نکن که فوتش مستند به تو باشد. اگر این اقا بلند نشود ببینید حمام باز است یا نه و اتفاقا هم حمام باز بود، این ملاک را این اقا فوت کرد. تفویت ملاک هم قبحی است. این دو نکته است برای این که در شک در قدرت احتیاط لازم است.
سوال:؟؟؟
جواب: یکی میگوید از باب بی اعتنایی به خطاب مولا است. یکی میگوید تفویت ملاک مولا است. اقای خویی نمیتواند این حرف دوم را بگویید چون میگوید از کجا میگویید ملاک است؟
سوال:؟؟؟
جواب: اصلا شما اشعری بشو. ملاکی در کار نیست. خطاب مولا را بی اعتنا شدی. این بی اعتنا است. این هتک مولا است. عند العقلاء تنبلی کردن در مقابل خطاب مولا اقدام نکردن جرم است. و عبارة اخری مبرر عقوبت کردن است. قبح عقاب بلا بیان را اینجاها عقلاء جاری نمیکنند این جا حق الطاعه ای هستند. من حق الطاعه این است که اگر شک دارد که قادر است یا نه برود دنبالش ببینید قادر هست یا نه. حق الطاعه این جا درست است. یکی از موارد حق الطاعه شک در قدرت است.
سوال:؟؟
جواب: اصلا فرض کلام ما در جایی است که این فوت شد. شک در قدرت داشت واقعا هم قادر بود ایا مستحق عقوبت است یانه.
خب حالا دو بیان است برای شک در قدرت. میخواهیم ببینیم این دو بیان در جایی که شک دارد در قدرت بر مخالفت. این اصل بیان مال مرحوم اسید محمد باقر است. به نائینی اشکال گرفت گفت شک در قدرت موضوع احتیاط است نه شک در قدرت بر مخالفت. اون شک در قدرت بر امتثال موضوع وجوب احتیاط است. راست میگوید. نه شک در قدرت بر عصیان. حالا ما خودمان میخواهیم حساب کنیم شک در قدرت بر عصیان ببینیم اون دو تا ملاک اینجا میاید یا نه.
اما ملاک اول که بی اعتنایی باشد. هتک مولا باشد. در جایی که من شک دارم که قدرت بر عصیان دارم. عصیان اشتباه نکنید ها! قدرت بر مخالفت نه، قدرت بر مخالفت. در شبهات غیر محصوره قدرت بر مخالفت دارم، اون که حرام است من در بین حرام است من قدرت دارم اون را بخورم. قدرت بر عصیان. احراز مخالفت. این را حتما بهش برسید. مرحوم نائینی هم گفت قدرت ندارد بر مخالفت قطعیه. بر احراز مخالفت قدرت ندارد. نه بر اصل مخالفت. چون زیاد هستند نائینی این جور گفت که چون زیاد هستند قدرت ندارد همه را بیاورد پس قدرت ندارد که احراز کند مخالفت را. حالا که شک دارد که ایا محصوره است یا غیر محصوره، شک دارد که قدرت بر احراز مخالفت دارد یا نه.
حالا صحبت سر این است که اگر کسی شک دارد که قدرت دارد بر احراز مخالفت، نه اصل مخالفت، اصل مخالفت که همان شک دارد در قدرت بر مخالفت یعنی شک دارد در قدرت بر موافقت و مخالفت. میشود اولی. نه. شک دارد در عصیان. قدرت بر عصیان. احراز مخالفت عصیان است. نه مجرد مخالفت. شک داریم در احراز مخالفت. قدرت داریم شک دارم که ایا قدرت دارم بر احراز مخالفت، ؟؟؟؟؟؟ من الان شک دارم محصور است یا غیر محصور. داخل در اون موضوعی است که هتک مولا است یا نه، مورد ما از موارد هتک مولا نیست. خب اگر من اقدام بکنم و در واقع محصور در آمد دیگه. از این بالاتر؟ دو مورد سه مورد را انجام دادم اتفاقا بعد فهمیدم که این سه مورد هم همین بوده. محصور بوده اصلا. ایا مستحق عقاب هستم؟ بی اعتنایی کردم به امر مولا؟ یا این که بی اعتنایی به امر مولا نیست. من مردد بودم شاید غیر محصور بود که این قطعا بی اعتنایی نبوده. یک طرفش قطعا بی اعتنایی نیست. اگر محصوره بوده بی اعتنایی است و اگر غیر محصوره بوده بی اعتنایی نیست. چون شک دارم که محصوره است یا غیر محصوره، این که ایشان ادعا بکند اقدام شما مع الشک در این که جای اعتنا دارد یا ندارد، مستحق عقوبت است، میگوییم نه، این اول کلام است. ما در اونجا قطعی بود که بی اعتنایی بود. اینجا شک است که بین اعتنایی است یا نه. اونجا قطعا تنبلی کردن بی اعتنایی بود. چون اینجا مردد بین محصور و غیر محصور بوده که اگر غیر محصور بود مجاز هستم خودش اجازه داده.
سوال؟؟؟
جواب: میگوییم اون نکته اینجا نمیاید. حالا این که عقلا میگویند اینجا هم بی اعتنایی است اول کلام است.
سوال:؟؟
جواب: اون میشود قسم اول. اون مخالفت است.
سوال:؟؟
جواب: مردد بین محذورین است باز هم. ربطی به اینجا ندارد.
سوال:؟؟؟
جواب: از نظر عقلاء دیگه. عقل. اونجا خود حکم شارع است که نمیدانم محبوبش است یا مبغوضش.
این که در جایی که شک دارم محصور است یا غیر محصور مثل اونجایی است که شک در قدرت بر امتثال دارم، نه. تازه همان جا هم بعضی انکار کردند ما فوقش در انجا میگوییم اشکال ندارد واجب است احتیاط. اما در جایی که شک داری محصور است یا غیر محصوره، مثل بقیه شبهات بدویه شک داری حلال است یا حرام چطور بی اعتنابی نیست، این هم چون شک داریم محصور است یا غیر محصور بی اعتنایی به امر مولا محقق نیست. و اما ملاک ثانی وقت تمام شد انشالله فردا بحث میکنیم.