خارج اصول آیت‌الله گنجی ۱۴۰۴۰۸۱۸ «جلسه ۴۴»

از آیت‌الله گنجی

درس خارج اصول                                جلسه 44                            تاریخ:18/8/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

شک در شبهه محصوره و غیر محصوره

کلام مرحوم نائینی و بررسی آن

بحث در فرمایش مرحوم نائینی بود. مرحوم نائینی از ابتدا که شروع کرد در شبهه غیر محصوره فرمود که احتیاط واجب نیست چون مخالفت قطعیه اش حرام نیست. مرحوم نائینی گفت مخالفت قطعیه اش حرام نیست چون قدرت ندارد. پس موافقت قطعیه هم واجب نیست. بعد گفت اگر شک کردیم که آیا محصوره است یا غیر محصوره، چون که غیر محصوره را معنا کرده بود به غیر مقدور عرفا، فرمود که اینجا از باب شک در قدرت است، نمیدانیم که محصور است مقدور ما باشد، غیر محصور است غیر مقدور، شک در قدرت مجرای اشتغال است. اینها را در شبهات تحریمیه فرمود. اما در شبهات وجوبیه داستان دیگری است که بحث میکنیم.

ما دیروز قبل از ورود در کلام مرحوم نائینی در شبهات وجوبیه برگشتیم به همان بحث قبلی که عند الشک فی المحصوره بودن و غیر محصوره بودن آیا از مصادیق شک در قدرت است، احتیاط واجب است ام لا. یک استدراکی بود. علتش هم این است که بعضی آمدند دفاع کردند از مرحوم نائینی و گفتند نائینی درست گفته. اینجا همان نکته شک در قدرت در امتثال اینجا جاری است. اشکال بر نائینی این بود که اون شک در قدرت شک در امتثال است. شک در امتثال موضوع احتیاط است. درست است. اما در محل کلام ما شبهه تحریمیه است. شک در قدرت بر امتثال ندارم. یقینا میتوانم همه را امتثال کنم. همه را ترک کنم. شک در احراز عصیان دارم. شک در عصیان دارم. شک در احراز مخالفت دارم. نمیدانم محصوره است، میتوانم مخالفتش را احراز کنم به ارتکاب همه اش. غیر محصوره است، چون قادر هستم عرفا پس نمیتوانم احراز کنم عصیانش را. مخالفتش را نمیتوانم احراز کنم.

دیروز عرض کردیم که این اشکال بر مرحوم نائینی وارد است و اون دفاع درست نیست. عرض کردیم در موارد شک در قدرت بر امتثال، سیره عقلاء، حکم عقل به وجوب احتیاط است و منشا این وجوب احتیاط احد الامرین است. یا جهت این است که احتیاط نکنی، احتیاطش به این است که حرکت بکنی. حرکت بکنی ببینی قدرت داری یا نه. امتحان بکنی که قدرت داری یا نه. یک وجه این است که حرکت نکنی این بی اعتنایی به مولا است عند العقلاء. هتک مولا است. عقوبتش صحیح است عند العقلاء. این پر واضح است که عقوبتش صحیح است. و یک بیان هم این است که تفویت ملاک کردی. درست است که شک در قدرت داری، شک داری در حکم فعلی، چون قدرت شرط فعلیت حکم است ولی نسبت به ملاک، ملاک تام است فعلی است. فعلیت ملاک ربطی به قدرت شما ندارد. ادعا این است که هر دو وجه اینجا مجال ندارد.

وجه اول را گفتیم. آخر بحث بود تکمیل نشد. حاصل وجه اول این است که در شک در قدرت بر امتثال همین جور است. دوران امر است بین این که من قادر هستم یا قادر نیستم. عقلاء میگویند امتحان کن. اختبار کن. اما در محل کلام بحث دوران بین این که قادر بر امتثال هستم  یا قادر نیستم نیست. قطعا قدرت بر امتثال دارم. دوران امر است، این نکته را خوب رویش تامل کنید، در ذهن من پر واضح است بطلان دفاع از مرحوم نائینی، در محل کلام دوران بین این است که محصوره است میتوانم احراز کنم مخالفت را، قدرت بر مخالفت قطعیه دارم یعنی این، میتوانم احراز کنم مخالفت را. اما غیر محصوره است چون قدرت بر همه ندارم نمیتوانم احراز کنم مخالفت را، قدرت بر مخالفت هم دارم ها! اونی که حرام است من در بین اینها حرام است قدرت دارم بخورمش. احراز بر مخالفت را قدرت ندارم. دوران امر است بین این که میتوانم احراز بکنم مخالفت را، عصیان را، یا نمیتوانم احراز بکنم مخالفت را، عقلاء در اینجا ها سیره ای ندارند. احراز بکنم مخالفت را، دوران امر است بین دو احراز. میتوانم احراز کنم مخالفت را یا نمیتوانم. عقلاء بگویند که، فوقش این است که بگویند احراز نکن مخالفت را. خب من هم احراز نمیکنم مخالفت را بعضی را مرتکب شوم.

سوال:؟؟؟

جواب: غایتش این است احراز بکنم دوران امر است بین این که میتوانم احراز بکنم مخالفت را، عصیان را، یا نمیتوانم احراز بکنم مخالفت را.

سوال:؟؟

جواب: بین الاحرازین عقلاء چه میگویند؟

سوال:؟؟

جواب: قدرت ندارم یعنی چه! قدرت بر احراز ندارم نه بر مخالفت.

سوال:؟؟

جواب: موافقت قطعیه لازم نیست اما شما احراز نمیکنید مخالفت را.

سوال:؟؟؟

جواب: الان دوران امر است که من میتوانم احراز بکنم مخالفت قطعیه را. اگر محصوره باشد میتوانم با ارتکاب همه احراز کنم. و اگر غیر محصوره باشد من نمیتوانم. دوران بین اینها است. غایتش این است که عقل، ما هم قبول کردیم در دوران بین محذورین گفتیم احراز مخالفت بد است. ما قبول کردیم. غایتش این است که عقل و عقلاء میگویند کاری نکن که احراز بکنی مخالفت را. خب باشه. من بعضی ها را مرتکب میشوم و احراز مخالفت نمیکنم.

ارتکازتان را دریابید. قدرت دارم بر عصیان. عصیان یعنی احراز مخالفت ها! یا قدرت ندارم، پس صبر کن. هیچ دست نزن. ربطی به هم ندارد.

سوال:؟؟؟

جواب: احتیاط واجب نباشد. بابا شبهه غیر محصوره اصلا نائینی میگوید امکان ندارد همه اش را مرتکب بشوی. میگویم بعضی اطراف را مرتکب میشوم. احتیاط تام واجب نیست. میتوانی بعضی ها را مرتکب بشوی. اگر محصوره باشد میتوانم مخالفت را احراز بکنم. عصیان را احراز بکنم. اگر غیر محصوره باشد نمیتوانم. عقل و عقلاء بین احرازین چه میگویند؟ فوقش این است میگویند احراز نکن مخالفت را. خب من هم به ارتکاب بعضی احراز نمیکنم مخالفت را. بعضی را مرتکب میشوم.

سوال:؟؟؟

جواب: بحث در مورد وجوب موافقت است. احتیاط کن.

خب، دوران امر بین دو احراز نتیجه اش این است که پس احراز نکن مخالفت را. من هم احراز نمیکنم مخالفت را. همه را که قدرت ندارم. به احراز نمیرسم. چون شک است هیچ وقت به احراز نمیرسم.

بحث ملاک در مساله

و اما داستان ملاک، این هم ناتمام است. ما قبول داریم فرمایش مرحوم آغاضیا تمام است که ملاک در این جور موارد فعلی است این که مرحوم اقای خویی اشکال میکند یا مرحوم نائینی هم قبلا اشکال کرد که از کجا میگویید ملاک در اینجا فعلی است. فعلیت ملاک در اینجا ها اول کلام است. ما گفتیم بعید است قدرت دخیل در اصل ملاک باشد. ملاک فعلی است. سلمنا که الان دوران بین شبهه محصوره و غیر محصوره است یک ملاک فعلی در بین داریم. درست است. فرق این جا با شک در قدرت بر امتثال این است: در قدرت بر امتثال یک ملاک فعلی هست. غسل جنب یک ملاک فعلی دارد. نمیدانم قدرت دارم یا نه، عقل و عقلاء میگوید احتیاط کن. اما در محل کلام دوران امر است بین این که ملاک فعلی لازم التحصیل است اگر شبهه محصوره باشد. فرض این است که اگر شبهه غیر محصوره بود بحث این است اون مبنای اقای خویی را کنار گذاشتیم، اگر شبهه غیر محصوره بود احتیاط واجب نیست، دوران امر است، این ملاک فعلی آیا واجب التحصیل است اگر محصوره باشد، یا نه، واجب التحصیل نیست اگر غیر محصوره باشد. بر خلاف ملاک فعلی اونجا، اونجا ملاک فعلی فقط مشکلش عدم قدرت من بود. نه. میگویم علی تقدیر. اگر محصوره باشد واجب التحصیل است.

سوال:؟؟؟

جواب: محبوب مولا بود.

سوال:؟؟؟

جواب: ملاکات واجب التحصیل عقلی است. اینجا اگر ملاک فعلی در ناحیه غیر محصور باشد از نظر عقل این لازم نیست.

دوران امر است بین محصوره بودن که ملاکش فعلی ای است که عقل میگوید این محبوب مولا است نباید به زمین بماند. در اون شک در قدرت محبوب مولا است علی ای حال تو قدرت نداری معذور میشوی. اما اینجا دوران امر است که این ملاک فعلی در شبهه محصوره است این محبوب مولا است و نباید به زمین بماند و بین این که غیر محصوره باشد و لو این که ملاک فعلی است ها! اصلا ملاک فعلی است، اصلا شما برو در غیر محصور مرتکب بشو. مبغوض مولا نیست. مشکلی ندارد.

سوال:؟؟؟

جواب: لازم التحصیل شرعی صحبت نمیکنم. اونجا ملاک فعلی است محبوب خدا است اگر ترکش بکنی یعنی دندان لای جگر میگذارند میگویند این تعبیر. میگوید خب قدرت نداشت دیگه. ولی محبوب من بود. این الان تفویت ملاک. فوت ملاک فعلی. ما نارحت هستیم ازش.

سوال:؟؟؟

جواب: فعلیت یعنی از ناحیه مولا تمام است. اونجا از ناحیه مولا تمام است. مشکل از ناحیه عبد است. بر خلاف اینجا. اینجا از ناحیه مولا هم ناتمام است. اگر غیر محصور بود مولا هم محبوبیتی ندارد نسبت به اون ملاک. شما اگر حرام غیر محصور را خوردی مشکلی نداری. فرض کلام این است. اون حرف اقای خویی است که میگفت فرق نمیکند.

سوال:؟؟

جواب: رفع ید کرده شارع از حکمش اگر غیر محصوره باشد.

اگر ملاک را حساب کنید، ملاک غسل کردن، همین را با هم قیاس کنید، ملاک غسل کردن جنب ملاک فعلی است. مطلوب خدا است. اگر قدرت نداشتی مطلوب خدا را ترک کردی منتها معذوری. مطلوب نه طلب انشائی ها! مطلوب به ملاک مطلوبیت. مطلوب مولا را ترک کردی که مثلا فرض کنید در موالی عادیه که مولا ناراحت شد که انجام نشد هر چند چوب هم نمیزند ها! ولی ناراحت شد. اونجا ملاک مطلوب بالفعل است. مردد نیست به همین معنایی که میگویم. بر خلاف محل کلام که اگر ملاک اگر این غیر محصور باشد ملاک مثل همان جا مطلوب است و اما اگر غیر محصور باشد شارع مقدس برایش مطلوبیت ندارد.

سوال: ؟؟؟

جواب: چون قدرت نیست از مطلوبیت میافتد. نه که قدرت بر فعلش نداری. میگفت قدرت بر جمعش نداری. بر مخالفت قطعیه میافتی. اون هم نمیگفت از مطلوبیت میافتد. اون نداشت مرحوم نائینی. همین را حسابش کنید. ملاک فعلی که در اغتسال جنب است با ملاک اینجا با هم فرق میکند. اون ملاک فعلی لازم الاستیفا است. به همین معنایی که گفتیم. از ناحیه مولا هیچ مشکلی ندارد. ملاک فعلی این جا نه.

یک حرف این است که اصلش لازم الاستیفا معلوم نیست باشد؟؟؟ ملاکی که مردد است بین لازم الاستیفا به همین معنایی که گفتم و غیر لازم الاستیفا اون لزوم استیفا عند العقل و العقلاء. مثل تکلیفی میشود که شک دارم تکلیفی دارد یا نه. محل بحث مثل شک در وجود تکلیف و عدم وجود آن است. از نظر عقلاء مجرای برائت و قبح عقاب بلا بیان است. این است که قیاس شک در محل کلام که شک دارم قدرت بر عصیان هستم یا نه، قیاسش به شک در این که قدرت دارم متعلق حکم را بیاورم یا نه، قیاسش قیاس مع الفارق است. ما در اونجا میگوییم عقلا و عقل میگوید احتیاط کن ولی در اینجا میگوییم لا مجال للبرائه.

سوال:؟؟؟

جواب: عذر غیر از محبوبیت در ناحیه مولا است. عذر ربطی به ملاک ندارد.

این تتمه اون کلام مرحوم نائینی بود که به مناسبت که اینجا رسیدیم به کلام نائینی احیائش کردیم و بحثش کردیم.

سوال:؟؟

جواب: قدرت همیشه مال عمل است. در مقام جعل مولا لازم نیست قادر باشد. قطعا مقصود قدرت در مقام عمل است. یعنی عمل به متعلق تکلیف. نه عمل احراز مخالفت.

اما جهت دیگری که در مقام است این است که اگر شبهه غیر محصوره بود و شبهه ما وجوبیه بود. مثل همین مثالی که بعضی رفقا زدند نذر کرده یک روز را از سال الان مردد است این روز معین کدام یک از این 365 روز بوده. یا یک جمعه معینی را روزه بگیرد. این جمعه بین پنجاه و چند تا هست مثلا. شبهه غیر محصوره وجوبیه. باحثین غیر از نائینی تفصیل ندادند. فرقی بین شبهه وجوبیه تحریمیه نگذاشتند. مثل شیخ انصاری که میگفت احتمال ضعیف است فرق نمیکند. شبهه وجوبیه باشد یا تحریمیه. نه مخالفتش حرام و نه موافقتش واجب است. اخبار هم اگر گفتیم شبهات غیر محصوره را میگیرد اخبار هم اطلاق داشت. این گذشت در بحث برائت که اخبار و لو بعضیهاش مثل کل شیئ مطلق حتی یرد فیه نهی شبهه تحریمیه است ولی خیلی از اخبار هم اطلاق داشت و شبهه وجوبیه را میگرفت. فرقی بین شبهه وجوبیه و تحریمیه در اخبار نیست. فرقی بین شبهه وجوبیه و تحریمیه که شیخ گفت و مرحوم آغاضیا قبول کرد اطمینان به عدم تکلیف فرقی نیست.

انما الفرق بر بیان مرحوم نائینی است. مرحوم نائینی که در شبهه تحریمیه فرمود علم اجمالی در شبهات غیر محصوره منجز نیست. تعلیل کرد چون حرام نیست، چون قدرت بر مخالفت ندارد. مخالفت قطعیه. و الا قدرت بر مخالفت متعلق تکلیف دارد که یک وقت ممکن است اولی را خورده همان هم شرب خمر بوده. قدرت داشته. بحث نداریم. خب وقتی که میتوانی مخالفت قطعیه بکنی پس موافقت قطعیه اش هم واجب نیست. مرحوم نائینی بیانی را که برای عدم تنجیز اورد این بود.

خب این بیان همان طور که خودش فرموده مختص به شبهات تحریمیه است. در شبهات وجوبیه عکس مساله است. در شبهات وجوبیه قدرت بر مخالفت قطعیه دارد، قدرت دارد که مخالفت کند قطعا. ترک کند. همه را ترک کند. میتواند همه را ترک کند. این فعل بود که چون زیاد بود قدرت نداشت. در ناحیه ترک که مئونه ندارد. قدرت دارد بر مخالفت قطعیه پس مخالفت قطعیه اش حرام است. مرحوم نائینی در شبهه غیر محصوره تفصیل میدهد. بین این که تحریمیه باشد میگوید علم اجمالی تنجیز ندارد، نه نسبت به حرمت مخالفت نه وجوب موافقت. اما در شبهه وجوبیه چون قدرت دارد بر مخالفت قطعیه علم اجمالی نسبت به مخالفت قطعیه اش تنجیز دارد میگوید مخالفت قطعیه نکن. و لکن موافقت قطعیه اش هم واجب نیست. چرا؟ چون قدرت بر موافقت قطعیه ندارد. عکس اونجا است. اونجا موافقت قطعیه اش ناممکن.

مرحوم نائینی اون نظریه شیخ را قبول دارد که ربّما بین این دو اثر انفکاک است. اون آخوند است که قبول نداشت. میگفت هر جا مخالفت قطعیه حرام بود موافقت قطعیه واجب است. نه. مرحوم نائینی میگوید نه. باید ببینیم موردی است. الان در اینجا مخالفت حکم، حکم فعلی است. مخالفت قطعیه اش ممکن است. فلا یجوز مخالفت قطعیه این علم. نمیتوانی همه را ترک کنی. یک روز را روزه بگیر از این جمعه ها. اما موافقت قطعیه اش واجب نیست چون قدرت نداری. این فرمایشی است که ایشان فرموده.

خب این که فرموده موافقت قطعیه اش واجب نیست چون قدرت نداریم، قدرت نداشتن ما عادی است. عقلی نیست. عقلاً من قدرت دارم. این که مرحوم نائینی فرموده موافقت قطعیه اش واجب نیست چون قدرت نداری، نه، چه بسا من قدرت عقلی دارم برای، همان طور که حکم شریعت برایش کفایت میکند قدرت عقلی، در حکم عقلی هم قدرت عقلی کافی است. این که قدرت ندارم عادتاً، عقلاً قدرت دارم ها! عادتا قدرت ندارم. اگر یک عنوان عسر و حرجی، عنوان ثانوی آمد فبها که این از محل بحث خارج است. ما هستیم و شبهه غیر محصوره. عناوین رافعه وجود ندارد. اگر عناوین رافعه وجود ندارد مجرد این که موافقت قطعیه را عادتا قدرت ندارم پس واجب نیست، نه، این جای تامل دارد. روشن نیست.

سوال:؟؟؟

جواب: خود مرحوم نائینی هم اول بحثش گفته که بحث ما جایی است که عناوین رافعه نباشد. فرض کلامش است دیگه. حالا دارد یک بحث دیگری است. فرض کلامش است که میگوید عناوین رافعه نیست. عادتا میگوید که درست است زور بزند شاید هم حرج هم نشود! در ذهن مبارکش این بود که به حد حرج هم نرسد ولی عادتا میگویند تو که نمیتوانی همه را بیاوری.

در هر حال، این که مرحوم نائینی در اون قسمت اولش فرموده که مخالفت قطعیه ممکن است پس حرام است. مخالفت قطعیه ممکن است پس حرام است، این امکانش ملازمه قرار داده با حرمتش. این هم بیان نیاز دارد. به چه بیانی؟ مخالفت قطعیه اش ممکن است پس حرام است. این مقدار هم ملازمه ندارد. مخالفت قطعیه اش ممکن است ما باید هدفمان را روی این بگذاریم که اون علم را، برای اون علم که مقتضی تنجیز است ببینیم مانعی دارد یا نه. مجرد این که مخالفتش ممکن است، مخالفت قعطیه اش، پس حرام است، نه، باید ببینیم اون علم مانع از تنجیز دارد یا نه، اونها را باید دفع کنیم. شیخ انصاری گفت احتمال ضعیف است عقلاء اعتنا نمیکنند. اون را باید بحث کنیم. اگر اون وجوه تمام باشد فرقی بین وجوبیه و تحریمیه نیست.

حاصل الکلام: این که مرحوم نائینی فرموده چون که مخالفت قطعیه اش ممکن است پس حرام است و چون موافقت قطعیه اش عادتا ممکن نیست پس واجب نیست، هر دو تایش جای تامل دارد. مگر این که اون توجیهی که ما کردیم. مگر این که مرحوم نائینی بفرماید مخالفت قطعیه اش حرام است به معنا که اصول در اطرافش تعارض میکنند. ما اصل مرخص نداریم. روی مبنای اقتضا. مخالفت قطعیه اش حرام است به این معنا، یعنی اصول مرخصه در اطرافش نداریم. و چون اصول مرخصه نداریم حالا اضافه کنید مثلا، اصول مرخصه نداریم حجت فی البین که اون شیخ انصاری میگفت احتمال ضعیف اون هم ناتمام است. اگر مقصود مرحوم نائینی از این که میگوید مخالفت قطعیه اش ممکن است پس حرام است، ظاهرش این ملازمه ثابت نیست. اگر مقصودش این است که ممکن است پس اصول مرخصه در اطراف علم اجمالی ساقط هستند و حجت دیگری هم بر ارتکاب نداریم پس علم منجز است درست است.

سوال:؟؟؟

جواب: اونها هم میگویند که. منتها اونها میگویند محال است که اذن بدهد در مخالفت. و الا باز هم اونها میگویند اصول متعارض است. جاری نمیشود از باب این که.

سوال:؟؟؟

جواب: علیت تامه معنایش این است. اصلا اقتضائی ها هم نسبت به حرمت مخالفت علیتی هستند. ولی معنا میکنند علیت یعنی اصول جاری نمیشود. چون اذن در مخالفت قطعیه را میگویند قبیح است.

سوال:؟؟؟

جواب: ما هم همین طور معنا میکنیم. مرحوم نائینی میگوید چون مخالفت ممکن است پس حرام است. به چه بیانی؟

سوال:؟؟؟

جواب: خب همانها را ما در توجیه میگوییم. پس مجرد امکان داشتن مخالفت قطعیه ملازمه ندارد با حرمت مخالفت قطعیه. امکان مخالفت قطعیه ملازمه دارد با حرمتش اگر اصول مرخصه در اطرافش جاری نشود. در شبهه غیر محصوره بعضی ها میگویند جاری میشود.

سوال:؟؟؟

جواب: علیتی ها درست است نسبت به حرمت مخالفت علیتی هستند. علیتی را معنا میکنند. اون میگوید که اصول اینجا با هم تعارض میکنند تساقط میکنند. اون میگوید نه، صحبت تعارض اصول نیست. اصلا تعارض هم نباشد، ترخیص در معصیت است. هر دو میگویند علیتی است. ولی در صیاغت با هم مختلف هستند. تعارض اصول ملاک است برای حرمت مخالفت. نائینی گفت همینطور ما معنا کردیم. گفتیم مرحوم. منتها این تعارض دائمی است. این تعارض هیچ وقت خلافش محقق نمیشود.

خب مهم نیست حالا. نائینی پس دو تا حرف میزند. میگوید در شبهات وجوبیه مخالفت قطعیه ممکن است. راست میگوید. حالا که ممکن است پس حرام است. پس علم منجز است. میگوییم این به ظاهرش ملازمه ندارد. مگر به ضم این که حالا که مخالفت قطعیه ممکن است پس اصول مرخصه در اطرافش مجال ندارد. اون حجت دیگر هم به نام اطمینان به عدم وجود ندارد پس حرام است مخالفت قطعیه اش. خب مهم نیست.

ادله این که دیگران اوردند فرقی بین وجوبیه و تحریمیه نیست. فقط دلیلی را که مرحوم نائینی اورد در شبهه غیر محصوره مقتضایش تفصیل است بین شبهه تحریمیه و شبهه وجوبیه. این هم جهت ثالثه یا رابعه.

و اما جهت اخیره.

سوال:؟؟

جواب: ما بحث کردیم. گفتیم اخبار همه جا هست. اینها دیگه بناءً.

سوال:؟؟؟

جواب: ما الان همین را گفتیم. گفتیم غیر از دلیل نائینی بقیه اطلاقی هستند. یکیش هم تمسک به اخبار بود که اطلاق داشتند شبهه وجوبیه و تحریمیه باشد.

سوال:؟؟

جواب: غیر از نائینی همه میگویند این را. اجماع داریم علم اجمالی در شبهات غیر محصوره منجز نیست. اجماع داریم اون را. اگر گفتیم معقدش اطلاق دارد. اجماع نسبت به نفی وجوب احتیاط همه میگویند نسبت به حرمت مخالفت اون محل کلام است.

سوال:؟؟

جواب: اشکالی ندارد بابا شیخ انصاری در تدریجیات گفت اشکالی ندارد. این که حالش بهتر است. گفت حائض در همه ماه نماز بخواند.

سوال:؟؟؟

جواب: اون هم روی مبنای جعل بدل همین جور است. یادم رفت این را بگوییم. علی المبنا هر که اونجا گفت. مخالفت قطعیه اش محل کلام بود. درست است حق با شما است.

شیخ انصاری که اونجا میگفت بعد میگفت هذا کله من ابتدا. گفتیم من ابتدا اثر ندارد همان عبارت را در شک در میزان شبهه محصوره و غیر محصوره چیست همان عبارت را تکرار میکند دیگه مِن ابتدا ندارد. برای اونهایی که دنبال میکنند. اونجا که عبارت را اورده من ابتداء الامر ندارد. درست میگویید روی مبنای مرحوم شیخ انصاری هم تفصیل است. تفصیل نیست بین وجوبیه و تحریمیه. تفصیل بین احتیاط و مخالفت قطعیه است. و الا کسی غیر از نائینی تفصیلی نداده. ادله اونها اطلاق دارد چه وجوبیه و چه تحریمیه و چه مطلقین و چه مفصلین. فقط نائینی است که بین شبهه تحریمیه و وجوبیه تفصیل داده. میخواستیم مطرح بکنم بحث شبهه کثیر فی الکثیر که ایا حکم محصوره را دارد یا حکم غیر محصوره را.