خارج اصول آیت‌الله گنجی ۱۴۰۴۰۸۲۶ «جلسه ۵۰»

از آیت‌الله گنجی

درس خارج اصول                                        جلسه 50                            تاریخ:26/8/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

اقل و اکثر ارتباطی

انحلال حقیقی یا حکمی اقل و اکثر ارتباطی

بحث در اقل و اکثر ارتباطی است. آیا در اقل و اکثر ارتباطی انحلال مجال دارد یا نه؟ و اگر مجال دارد، انحلال حقیقی است یا انحلال حکمی؟ سه تا نظریه است. بالاترینش همانی است که آغاضیا ادعا کرده. انحلال حقیقی. علم اجمالیِ مردد بین وجوب اقل و اکثر منحل میشود به وجوب اقل تفصیلا. و شک بدوی داریم که آیا اکثر واجب است یا نه، در مقابل، بعضی ها گفتند انحلال حقیقی مجال ندارد. مثل مرحوم نائینی میگوید انحلال حقیقی مجال ندارد. اگر انحلالی باشد، انحلالش حکمی است. مرحوم نائینی که انحلال حقیقی را منکر شده، فرموده که شما اگر بگویید علم دارم، انحلال حقیقی، علم دارم به وجوب اقل تفصیلا، شک دارم که آیا اکثر واجب است یا اقل واجب است، میگوید این شک دارم اقل واجب است یا اکثر، همان علم اجمالی است دوباره، شک داری وجوب تعلق گرفته به مجموع، اکثر واجب است، یا به اقل تعلق گرفته. مرحوم نائینی انکار کرده انحلال حقیقی را فرموده این که میگویید اقل واجب است علی ای حال، شک دارم اکثر است یا اقل، این همان خود علم اجمالی را دوباره تکرارش کردید، علم تفصیلی نیست.

مثل مرحوم اقای خویی هم گاهی در ذهنم این است که کلماتشان مضطرب است. در بعضی کلمات میگوید انحلال حقیقی است و در بعضی کلمات میگوید انحلال حکمی است. که انحلال حکمی خواهد آمد. مرحله بعد است.

بیان مرحوم آغاضیا برای انحلال حقیقی اقل و اکثر

تنها مرحوم آغاضیا است که ادعا دارد اینجا انحلال حقیقی است. بلکه بالاتر، میگوید اصلا یا ندارد. ما در باب اقل و اکثر علم تفصیلی داریم که اقل واجب است. اما این که مردد است بین اقل و اکثر، گفته نه، اون تردیدش اثری ندارد. مرحوم آغاضیا میگوید که علم اجمالی در این جا منعقد نیست. علم داریم مثلا فرض کنید نماز منهای سوره ده تا است. با سوره میشود یازده تا. میگوید شما علم داری که این ده تا واجب است قطعا. نسبت به یازدهمی شک داری که واجب است یا واجب نیست. واجب است واجب نیست اثری ندارد چون یک طرفش نفی تکلیف است. علم داری ده تا واجب است شک داری که آیا یازدهمی واجب است یا واجب نیست. طرف علم اجمالیِ شما دو تا حکم الزامی نیست.

این فرق میکند با جایی که شما علم اجمالی داری یا فلان شیئ مانعیت دارد یا جزئیت دارد. یا به شرط لا است. یا به شرط شیئ است. بله اونجا علم اجمالی منعقد است دو طرفش. اگر شیئی مردد شد بین این که جزء باشد یا مانع باشد اونجا علم اجمالی هست. اما در جایی که شک در جزئیت داریم، دوران امر است که جزء باشد یا نباشد، این نباشد ترخیص است، علم اجمالی اگر یک طرفش ترخیص بود که اثر ندارد. همه جا علم اجمالی ها جاهایی که برائت جاری میکنید همه جاعلم اجمالی هست. شک دارید شرب تتن حرام است یا نه، علم اجمالی هست. در بحث علم اجمالی بحث کردیم. علم اجمالی عهده میاورد منجزیت میاورد که دو طرفش الزامی باشد. آغاضیا ادعا دارد که این جا دو طرفش الزامی نیست. به چه بیانی؟

کلام منتقی الاصول: تفصیل بین تدریجی و دفعی

قبل از بیان مرحوم آغاضیا بعضی ها میخواستند بگویند که اینجا علم اجمالی هست و خود همین واجب، طرف علم اجمالی است. اونها گفته اند که گاهی قیدی که میاید یا جزئی که ضمیمه میشود گاهی به این نحو است که وجوب میاید روی اون ذات مقید و تقید. وجوب تعلق میگیرد به ذات اون و تقید. تدریجی است. مثل خط تدریجی که میکشید چطور خط تدریجی است وجوب هم تدریجی است. وجوب آمده روی نماز نمیدانیم امده روی تقید به جزء اخر یا نیامده. یا بگوی روی جزء اخر امده یا نه. اون تقیدش مهم نیست. و گاهی وجوب که تعلق میگیرد به نحو دفعی است. مثل این که مثلا یک دفعه یک چیزی را فتوکپی میگیرند دفعتا حاصل میشود نه که خارجا اون خط را میکشند.

گفته اند اگر تدریجی باشد کلام آغاضیا درست است. تدریجی باشد وجوب آمده تا سر حد مثلا سوره. نمیدانیم به سوره هم تعلق گرفته یا نه. اصل وجوب متیقن است تا این حد. از این حدش شک داریم. خوب است. اما در جایی که به صورت تدریجی نیست به صورت دفعی است، که جعل وجوب این جور است. وجوب را اعتبار میکند روی اون مجموعه. در احکام شرعیه دفعی است. در دفعی گفته اند که این علم اجمالی مردد است. یک عملیه بیشتر نیست. این عملیه به این مجموعه خورده یا به اون مجموعه خورده گفته اند علم اجمالی در اینجا منحل نیست. در منتقی الاصول تفصیل داده بین این که تدریجی باشد اون عرض مثل وجوب مثل خط، یا این که دفعی باشد. و چون در احکام شرعیه دفعی است تدریجی نیست، وجوب را برای این جعل میکند. گفته است اینجا جای مثلا انحلال حقیقی نیست.

ادامه کلام مرحوم آغاضیا در انحلال علم اجمالی

و لکن به ذهن میاید که فرمایش مرحوم آغاضیا فرمایش تمامی است. در نهایه الافکار سه تا امر ار مطرح کرده. مهم همان امر سوم است. اون امر اول و دومش خیلی دخالت در حکم ندارد. همان امر سوم مهم است. در امر سوم ادعا دارد که در اقل و اکثر ارتباطی، استقلالی از محل بحث خارج است، در اقل و اکثر ارتباطی اصلا علم به اقل تعلق گرفته، نسبت به اکثر شبهه بدویه است. این ادعای مرحوم آغاضیا است. علم تعلق گرفته به اقل. همین اقل را علم تفصیلی داریم که به آن تکلیف تعلق گرفته. فرق نمیکند میخواهد دفعی باشد یا تدریجی. تنظیر به خط میکند. خط تدریجی است. دفعیش هم همین جور است. علم اجمالی دارم که وجوب به این ها تعلق گرفته، اینهای مع اون سوره یا بلا سوره. در این که علم به همه اینها تعلق گرفته گفته این معلوم به تفصیل است. اون مع السوره یا بلاسوره، مع السوره تقید است ولی بلا سوره تقید نیست. عمده کلامش همین است. به این تعلق گرفته منهای سوره این معنایش این است که یعنی وجوب آمده تا سوره. سوره جزء متعلق وجوب نیست.

ادعای مرحوم آغاضیا این است که در اقل و اکثر اون اقل، نه به حد اقلی، ذات اون اقل که متعلق تکلیف است، ذات اون اقل معلوم به تفصیل است. اصلا میگوید، نزدش خیلی واضح بوده که تردید بدوی است، تکلیف تعلق گرفته به این ذات، ذات اقل. سوره را شما حساب نکنید. همان ذات را حساب بکنید اون ذات متعلق تکلیف است. حالا مقید به اون باشد یا نباشد. این ذات گفته متعلق تکلیف است. مرحوم آغاضیا ادعا دارد در اقل و اکثر که ذات معلوم به تفصیل است که وجوب به آن تعلق گرفته. اون ذات، وجوب روی آن ذات آمده، نمیدانیم اون ذات که آمده این وجوب تجاوز کرده به اکثر، خورده یا نخورده، اقل هم باشد همین وجوب است، اکثر هم باشد همین وجوب هست.

سوال:؟؟؟

جواب: اونها الفاظ است دیگه.

سوال:؟؟؟

جواب: ما گفتیم در نوشته هم هست که این بیان آغاضیا میتواند همان بیان وجه دوم شیخ باشد که نه غیری. غیری نه. همان ضمنی. ضمنی و استقلالی.

خیلی تطویل کرده آغاضیا اگر نگاه کرده باشید ملاحظه کرده باشید تطویل کرده، وجوب آمده روی این افعال. شک دارم که وجوب تعدی کرده از این افعال به سوره یا تعدی نکرده، این تعدی نکردنش یک قیدی نیست، به شرط لا که نیست. لا بشرط است. یقینا وجوب آمده. وقتی شارع مقدس این عمل را که نگاه کرده وجوب را جعل کرده، وجوب تعلق گرفته است به این عمل تا سوره یقین دارم که وجوب را برایش گذاشت. این سوره به شرط لا نمیکند. لا بشرط است. نمیدانم که این وجوب از این تعدی کرد به سوره یا تعدی نکرد. این که اینها ضمنی هستند استقلالی هستند اینها انتزاعات شما است. وجوب ضمنی و استقلالی اینها از کیفیت جعل شارع انتزاع میشود. وجوبی را که جعل کرده نمیدانم تا همین قبل از سوره مانده یا این که این توسعه پیدا کرده به سوره. شک در توسعه ای دارم به سوره. این قدر متیقن است وجوب را در مقام جعل اینها را تصور کرد وجوب را اورد روی این متصورش. این وجوب را که اورد روی متصورش، اون که تصور کرده آیا مع السوره است، وجوب را اورد از اونها تجاوز کرد و گفته و السوره، یا نه وجوب همین جا ماند. این ماندنش شما انتزاع میکنی که پس وجوب اینها استقلالی است مثلا.

مرحوم آغاضیا ادعایش این است. که انحلال، اصلا بالاتر از انحلال. میگوید اشتباه اینجا است که فکر کردید اکثر واجب است یا واجب نیست، اون واجب نیست یک تکلیفی است، نه. اون واجب نیست عدم تکلیف است. عدم سرایت تکلیف است به اون سوره. شک شما این است که تا اینجا که قطعا امده نمیدانم سرایت کرده به سوره یا سرایت نکرده. سرایت کردن یا نکردن این علم اجمالی است ولی اثر ندارد ها! میگوید اشتباه اونها این است که فکر میکردند سرایت نکردن این یک کاری است. گفته اند مردد بین این کار و اون کار. در حالی که سرایت نکردن کار نیست. نبردن اون وجوب است به اکثر. این عدمی است. نبردن وجوب به اون اکثر است. مرحوم آغاضیا میگوید علم اجمالی به اقل و اکثر لبش علم اجمالی نیست. اشکال ندارد بگویی علم اجمالی دارم یا اقل و یا اکثر واجب است. منتها اقل واجب است معنایش این است که وجوب سرایت نکرده. نرفته. امر عدمی است اون. نه که واجب است اقل یک الزامی میاورد. نه. واجب است اقل یعنی وجوب از این جا نرفته. وجوب نیست. اون بین وجوب نیست و وجوب هست علمش اثر ندارد که. تمام حرفش سر این است که اقل، نکته کلام آغاضیا این است که اون اقل مثل اکثر نیست که یک عهده اضافه ای بیاورد. اقل یعنی عدمی است یعنی تجاوز نکرده از این. همین جا ایستاده. شما انتزاع میکنید اقل واجب است. نرفتنِ وجوب است.

سوال:؟؟؟

جواب: تا این جا قطعا امده. شک داریم رفته یا نرفته.

سوال:؟؟

جواب: همین ها است که میگوییم دیگه.

سوال:؟؟؟

جواب: حد اقل الزام اورد نیست. اقل است یعنی نرفته به اکثر. بابا اون که رفتن و نرفتن اون که اثر ندارد. علم اجمالی داریم که نرفته رفته. اون که اثر ندارد. یک طرفش عدم تکلیف است. مثل همه علم های اجمالی که شک در اباحه داری. یعنی شک داری حرام است یا حرام نیست. مهم این است که در ناحیه اقل مرحوم آغاضیا میگوید یک چیزی در کنار اکثر نیست. وجوب به اقل تعلق گرفته، اقل قدر متیقن است معنایش این است که وجوب تا اینجا امده. قدر متیقن است که تا اینجا امده دیگه. اکثر رفتن است. شک داریم که این وجوب به اکثر رفته یا نه، میشود اکثر وجوب دارد یا نه، مثل همه شبهات وجوبیه است.

سوال:؟؟

جواب: اینها الفاظ است. ضمنی یعنی چه؟ اینها را معنا کنیم.

سوال:؟؟؟

جواب: وجوب روی چی آمده. مرحوم آغاضیا میگوید دوران امر بین اقل و اکثر حقیقتش این است. یک وجوبی از شارع صادر شده روی یک متعلقی نمیدانم اون وجوب از اون متعلق عبور کرد به سوره یا عبور نکرد.

سوال:؟؟؟

جواب: عبور کرد یعنی گفت و سوره واجب است. عبور کرد.

سوال:؟؟؟

جواب: روی مجموعه وجوب را اورده. این وجوب را که بر مجموعه اورده این را کش داده، به سوره کش نداده. کش دادن الزام است. کش ندادن ترخیص است.

سوال:؟؟؟

جواب: همان یک طرفش معلوم است که الزامی است. اگر کش داده باشد الزام است. اگر کش نداده باشد ترخیص است. علم اجمالی یک طرفش توسعه دادن و یک طرفش توسعه ندادن است. علم اجمالی شما یک طرفش ترخیصی است.

عبارت مرحوم اغاضیا را نوشتیم حالا اونها را کاری نداریم. اونی که مهم است همان مقام جعل که شارع میخواست لحاظ کند، همین مجموعه را قطعا لحاظ کرده، وجوب را هم بر این مجموعه اورده، ایا وجوب را از این مجموعه به اون زائد کشانده یا نه. علم اجمالی ما یک طرفش الزام است و یک طرفش لا الزام است. تمام اشتباه سر این است که فکر میکنند نکشانده یعنی یک کار وجودی کرده. اقل کار وجودی نیست. اقل کش ندادن وجوب است. امر عدمی است. الزامی اور نیست. در ناحیه اکثر الزام اور است که خب برائت جاری میکنیم. مهم این است که آیا ما علمی که داریم به دو طرف الزامی است یا علمی که داریم یک طرفش الزامی است و یک طرفش ترخیصی است. مرحوم آغاضیا میگوید که علم شما یک طرفش الزامی است و یک طرفش غیر الزامی است مثل بقیه شبهات بدویه که در آن برائت جاری میشود.

سوال:؟؟؟

جواب: تدریجی که در مقام عمل است. در مقام چی که تدریجی نیست.

سوال:؟؟؟

جواب: شما میگویید اقل واکثر. یا واجب است اقل و یا واجب است اکثر. اغاضیا میگوید اقل واجب است قطعا.

سوال:؟؟

جواب: همین که قدیمی ها میگفتند اقل قطعا واجب است.

در سائر علم های اجمالی این جور نیست. علم اجمالی داری یا نماز جمعه و یا نماز ظهر واجب است. هیچ تدریجی ندارد. یا علم اجمالی داری یا مانع است یا شرط است. علم اجمالی منجز است. بحث نداریم. بر خلاف اقل و اکثر میگوید که شما نسبت به اقل علم تفصیلی دارد که واجب است. اقل علم تفصیلی است که واجب است. برگرد به مقام جعل، شارع مقدس که وجوب را اورد قطعا روی اینها اورده، حالا روی اینها اورده شک داری که آیا کشش داده و روی سوره هم برده یا نه، بردن یا نبردن تکلیف و عدم تکلیف است.

سوال:؟؟؟

جواب: نفسی و غیری را بگذار کنار. اینها امور انتزاعی است که از کیفیت جعل شارع انتزاع میشود.

مرحوم آغاضیا ادعایش این است که میگوید یک وجوب داریم یک متعلق وجوب داریم. وجوب همین جور است. وجوب الان مردد بین این دو تا است. وجوب آمده تا اینجا یا تا اونجا. تا اینجا که قطعا آمده. نمیدانم اضافه اش رفته یا نرفته. متعلق وجوب هم این جور است. متعلق وجوب نمیدانم، متعلق وجوب هم همین جور است. ده جزء را حساب کنید منهای سوره. سوره یازدهمی. وجوب روی این ده تا امده. نمیدانم از این ده تا، از این واجب، رفته روی اونها، واجب توسعه دارد یا ندارد. به ذهن میاید فرمایش متینی باشد. حالا یک چیزهایی دارد محال است و استحاله اینها را کار نداریم. جهات استحاله را بیان کرده.

ما در اقل واکثر نسبت به تعلق وجوب به اقل هیچ شکی نداریم. انما الشک در توسعه و عدم توسعه است. که این توسعه و عدم توسعه مثل علمش اثر ندارد. چون یک طرفش ترخیصی است. این که میگویند اقل واجب است یا اکثر، نه، اقل واجب است قطعا. شک داریم اکثر واجب است یا نه، اصلا گفته علم اجمالی منعقد نمیشود. اصلا از اول علم اجمالی منعقد نمیشود که یا اقل واجب است یا اکثر، اقل قطعا واجب است، اکثر را شک داریم. شک در توسعه وجوب، شک در وجوب اکثر است، توسعه دارد یا ندارد، مجرای برائت است. این جور فرموده مرحوم آغاضیا. ما خیلی ارادت به آغاضیا نداریم بیشتر به نائینی ارادت داریم ولی این حرفش هر چی فکر میکنیم میبینیم حرف حساب است. انحلال است، اصلا بالاتر از انحلال.

سوال:؟؟؟

جواب: اکثر شبهه بدویه هم باشد شک دارم. لزوم ندارد که حتما طرف علم اجمالی باشد. شاید این وجوب سرایت کرده باشد. شاید هم اینجا مانده باشد.

سوال: ؟؟؟ شاید اکثر واجب باشد ولی ضمنا واجب باشد!

جواب: ضمنا واجب است یعنی وجوب روی این آمده دیگه.

سوال:؟؟؟

جواب: نفسی و غیری اونها را رهایش کنید. اعتباری که از شارع در مقام جعل صادر شده. گفته اوجبتُ اینها را. تا اینجا گفته اوجبت.

سوال:؟؟؟

جواب: گفته اوجبت. قطعا گفته اوجبت. گفته اینها را برعهده ات گذاشتم. اما گفته بر عهده ات گذاشتم به علاوه او یا نه همین جا؟

سوال:؟؟

جواب: همین جا اضافه نمیکند.

سوال:؟؟؟

جواب: اکثر هم واجب باشد باز اقل هم واجب است.

خب حالا این را تامل کنید. فرمایش مرحوم آغاضیا که قائل شده بالاتر از انحلال ها! اصلا مرحوم اغاضیا میگوید صحبت انحلال نیست. میگوید اگر تامل کنید از اول این تخیل است که علم اجمالی داری یا اقل واجب است یا اکثر. نه، علم تفصیلی داری اقل واجب است شک بدوی داری اکثر واجب است یا نیست.

اینکه در منتقی فرمودند که این حرف درست است در تدریجی نه در دفعی، فرق نمیکند. تدریجی و دفعی در این بیان فرق نمیکند. و لو دفعی هم هست. وجوب دفعی است. تدریجی نیست. در تدریجیش که واضح تر است. وجوب آمده روی اینها همین طور خط را بکش ارام ارام شک داریم از اینجا هم تجاوز کرد به اکثر یا نه. ایشان هم قبول کرده. اما در دفعی هم این جور است. مقداری مثل اون واضح نیست ولی در دفعی هم این طور است. وجوبی را که مولا تصور کرده اون متعلق حکم را، وجوب را اورده روی اون متعلق حکم، نمیدانم اون وجوبی را که متعلق حکم اورد اینجا در همین حد باقی ماند یا این که وجوبی را که اورد روی همه اورد. اگر اقل اورده باشد روی همین حد توقف کرده. اگر روی اکثر برده توقف نکرده.

سوال:؟؟؟

جواب: با هم اشکال ندارد. وجوب را روی اینها برده. یک بار وجوب را برده. همین یک بار که وجوب را برده نمیدانم این جور اورد که سوره را گرفته و یا منهای سوره بوده. همین وجوب را اون وقت که به سوره برده روی اینها هم اورده قطعا. یا در ضمن یا مستقلا.

سوال:؟؟؟

جواب: اونها جزء هم نمیشوند. مثل مثلا این که مولا دستش را زده یقینا دستش را زده نمیدانم به این جا زده یا به اونجا زده.

سوال:؟؟؟

جواب: اگر یازده تا هم زده باشد در ضمن اون هم هست. ده در ضمن یازده هم هست. اقل و اکثر است نه متباینین. اگر یازده است باز اون ده تا را اعلام کرده.

نکته اش این است قطعا این که گفته واجب است روی این ده تا گفته واجب است حالا گفته ده به علاوه یازدهمی یا گفته ده است. ده به علاوه قید است اما یازده ندارد ترخیص است. اون اثری ندارد. این فرمایش مرحوم آغاضیا که میگوید انحلال در علم اجمالی مردد بین اقل و اکثر، انحلال حقیقی است نه انحلال حقیقی است، بالاتر، اصلا علم اجمالی منعقد نمیشود. خب ملاحظه کنید باز هم هنوز ادامه دارد. فردا انشالله بحث خواهیم کرد.