درس خارج اصول جلسه 3 تاریخ:17/6/1405
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
بررسی شرطیت فحص برای اجرای برائت شرعیه
شرطیت مذکور در شبهات حکمیه
بررسی روایات توقف و وجوب فحص
بحث در این بود که یکی از شرایط جریان اصل عملی، فحص از ادله اجتهادیه است. و بحث منتهی شد به دلیل شرعی بر این مطلب که مقبول مرحوم آخوند واقع شده بود. دلیل شرعی بر لزوم فحص از احکام شرعیه، عبارت بود از بعضی از آیات کریمه و بعضی از روایات ماثوره. و عرض کردیم که اشکالاتی هم در بین هست که عمده اش تمام شد. بعضی ها در اون روایاتی که ما گفتیم بهترین دلیل است بر لزوم فحص هلا تعلمت، بعضی ها اشکال کردند. در ذهنم بیشتر منتقی الاصول است که این اشکال را کرده. گفته نه، این روایات داله بر ثبوت مواخذه عند ترک فحص، اینها دلالتی بر لزوم فحص ندارد. اینها هم مثل روایات آمره به توقف بود. چطور روایات آمره به توقف دلالتی بر وجوب توقف نداشت عند الشبهه. حرف اخباریها ناتمام بود که استدلال کرده بودند به اخبار آمده به توقف عند کل شبهة، گفته این روایاتی که دلالت دارد بر مواخذه عند ترک تعلم، هلات تعلمت، اینها هم مثل اون روایات است. چطور میگفتید انها ارشاد است و شبهات بدویه را نمیگیرد. اینها هم ارشاد به همین است که مثلا در جهل نمانید اما کجا در جهل نمانید، اینها هر کجا که عقل میگوید دیگه. عقل در اطراف علم اجمالی مثلا میگوید.
بعضی آمدند دلالت این اخباری که بر ترک تعلم گفت مواخذه داری، یعنی عند ترک تعلم مواخذه داری بر مخالفت واقع، صحیحش این است. گفته است اینها هم دلالتی ندارد. ارشاد به حکم است. باید ببینیم عقل کجاها لازم میداند و کجاها لازم نمیداند.
و لکن در ذهن ما این است که نه. اخباری که ما گفتیم و دلالت میکرد بر ثبوت عقوبت عند ترک تعلم، همین، بحث این است، با اخبار آمره به توقف فرق میکند. اخبار آمره به توقف شامل شبهات بدویه نمیشد. بحث کردیم. چرا؟ چون در اخبار آمره به توقف تعلیل شده بود. فان الوقوف عند الشبهات خیر من الاقتحام فی الهلکات. رتبه تعلیل متقدم است. این که میگویم قف چون در رتبه قبلش هلکه است. عقوبت است. خب شبهات بدویه را شامل نمیشود دیگه. چون شبهات بدویه در رتبه قبلش عقوبت نیست. بر خلاف شبهات مقرون به علم اجمالی که ابتداءً اونجا عقوبت هست. گذشت در اون بحث مع الاخباریین که اخبار آمره به توقف که احتیاط است، اونها ارشادی هستند. معلل هستند به یک علتی و اون علت باید رتبه قبل محقق باشد. و اون در شبهات مقرون به علم اجمالی محقق است. در شبهات بدویه قبح عقاب بلا بیان داریم. اونجا هلکه ای وجود ندارد. بر خلاف اخبار محل کلام ما. اینها تعلیل ندارند. اخبار محل کلام ما میگوید در روز قیامت اگر مخالفت تکلیف کرده باشی، مخالفت تکلیف کرده باشی، تکلیف البته محتمل دیگه، اگر تکلیفی یقین داشته ندارد که اطلاق ندارد. تکلیفی را که احتمال میدادی، مخالفت کردی میگوید چرا مخالفت کردی؟ استحقاق عقوبت داری بر مخالفتش. این تنجز تکلیف را میرساند. این که در اون روز از ما سوال میکنند و نتیجه اش این است که ما مستحق عقوبت هستیم بر خلافت تکالیفی که نمیدانیم، این دلیل بر تنجز اون تکالیف است در فرض جهل. اینها وجهی ندارد. اونها اخبار توقف تعلیل داشت. یک وجهی برای ارشادیت حکم عقل بود. اما اینها تعلیل ندارد. هر کسی که جاهل است، همین، اینها را با هم قیاس کنید. اون روایات میگوید هر کس که مخالفت کرده است از روی جهل، به او میگویند هلا تعلمت. هنوز عقاب مستقر است. استحقاق عقاب ثابت است. برای جاهلین استحقاق عقوبت را اثبات کرده. مجرد جهل موضوع است. همین که مخالفتت عن جهل باشد. این موضوع برای استحقاق عقوبت است. حالا جهلت در اطراف علم اجمالی باشد که البته مرحوم اخوند میگفت مناسبتش بدویه است. ما گفتیم اطلاق دارد. یا این که جهلش بعید نیست قدر متیقن جهل در اون روایات شبهات بدویه باشد. نتوانستیم بفهمیم قیاس این روایات به روایات توقف قیاس مع الفارق است. نتوانستیم بفهمیم چرا در منتقی الاصول آمده اینها را قیاس کرده به امر به توقف. بابا در امر توقف در رتبه قبلش گفته عقوبت هست. خب هر جا عقوبت هست. اما این جا میگوید عقوبت داری اصلا. فرض عقوبت نکرده. میگوید عقوبت داری. تو نادان بودی، نمیدانستی، مخالفت کردی عقوبت داری. یک عبارتی اخرش نوشتیم. ان الاخبار المولا عن عقوبته علی مخالفة تکلیفه اذا کان منشا.... الجهل این کاشف از تنجز احکام است عند الجهل.
سوال:؟؟؟
جواب: اخبار توقف نه. اگر شما عقوبت را از جای دیگری ثابت کردی. خودش عقوبت را ثابت نمیکند. هر جا عقوبت ثابت است ثابت هست در رتبه قبلش. اول کلام است. ما داریم بحث میکنیم.
این اشکالی که بر اخبار شده این اشکال ناتمام است. دلالت اخبار بر الغای عذر.
حاصل الکلام: و لو ما نگوییم اخبار مختص به شبهات بدویه است، فرمایش مرحوم آخوند را قبول نکنیم ولی اطلاق اخبار بر عدم معذوریت جاهل عند ترک الواقع همان طور که سندش تمام است دلالتش هم تمام است.
مرحوم آسید محمد باقر وجوه کثیره ای را اورده برای لزوم فحص. نیازی نیست دیگه. ما وقتی برایمان واضح است طبق همین اخبار که فحص لازم است. خصوصا از اولش هم اطلاق ادله مرخصه گیر دارد. چطور مولایی است بگوید فحص نکردی رفع. بابا اینها واضح است این که فحص از احکام شرعیه برای اجرای برائت لازم است امر واضحی است. دیگه ما ادله ای را که ایشان تکثیر کرده خیلی از ادله را اورده نیازی نیست. همین مقداری هم که ما اوردیم ایشان دارد.
بررسی شرطیت فحص برای اجرای استصحاب
فتحصل این که برای جریان برائت شرعیه در احکام شرعیه، احکام کلیه، فحص لازم است. و همان طور که فحص برای برائت لازم است برای استصحاب هم لازم است. درست است این بحثها را در برائت اوردند وقتی به استصحاب رسیدند گفته اند بحث کردیم. فرقی بین برائت و استصحاب نیست. همان بیاناتی که ما در برائت گفتیم هر دو موضوعشان جهل است. فقط یک فرق هست. و اون فرق این است که اگر کسی بگوید استصحاب اماره است اینجا به چه بیان فحص لازم است؟ استصحاب از امارات است از کواشف است، مثلا شبهه کند که اون روایات هلا تعلمت نمیگیرد چون استصحاب تعلم است. امارات است. شما هم در امارات کشفی هستید. اگر کسی بگوید استصحاب از امارات است علم است، و اون روایات هلا تعلمت که دلیل بر لزوم فحص بود شامل استصحاب نمیشود، میگوییم که اشکال ندارد. این ادله ما شامل استصحاب نشود. و لکن در امارات هم بحث کردیم که اماره ای حجت است که فحص از مخصصش ، معارضش بشود. ما در امارات هم بحث کردیم که امارات به نحو مطلق حجت نیست. وقتی که از مولایی امارات عدیده ای صادر شده است که اون امارات عدیده در آنها عام و خاص است. مطلق و مقید است. شما نمیتوانی در بحث تمسک به عام قبل از فحص بحث کردند، وقتی که شأن این مولا، دأب مولا این است که احکامش را تدریجا بیان میکند. مقیدات را بعدا میاورد. مخصصات را بعدا میارود. نواسخ را بعدا میاورد. اونجا هم گفتیم امارات هم در حق این مولا قبل از فحص از معارضش، قبل از فحص از مخصصش مجال ندارد، خب ما استصحاب را میخواهیم در شبهه حکمیه جاری کنیم. و این استصحاب هم اشکال ندارد از امارات است. کاحد من الامارات باید نگاه کنیم مخصص یا مقید دارد. فحص لازم است. این است که فرق نمیکند که استصحاب را از اصول عملیه بدانید، جهل را مرتفع نمیکند. هلا تعلمت در حق شما هست. یا نه، استصحاب را تعلم بدانی باز در اینجا درست است تعلم کردی ولی تعلمت ناقص است. فرقش این است. استصحاب کردی تعلم است ولی این تعلم حجیت ندارد. در بحث امارات گفتیم. امارات علم هستند ولی امارات قبل از فحص حجیت ندارند.
سوال:؟؟؟
جواب:شبهه حکمیه است. بابا در زمان حضور نماز جمعه واجب بود حالا میخواهم استصحاب کنم. حالا استصحاب وجوب مطابق احتیاط است. یک چیزی واجب نبود مثلا. میخواهم استصحاب بکنم استصحاب عدم وجوب قبل از شریعت. به من میگویند وقتی شریعت امده نمیتوانی استصحاب کنی. خب برو فحص کن. و لو استصحاب علم هم باشد و لو استصحاب اماره هم باشد همان طور که در سائر امارات یک عامی پیدا کردی میگوید این شیئ حلال است نرفتی سراغ مخصصش، حجیت ندارد. حالا به دلیل استصحاب رسیدی باید بروی سراغ مقیدش معارضش مخصصش، تمسک به اطلاق ادله استصحاب بنا بر اماریت قبل از فحص مجال ندارد. پس استصحاب را اصل عمل بدانی و هلا تعلمت، اصل عملی ندانید و اماراه بدانید باز هم هلا تعلمت، اگر بگوید استصحاب، میگوید استصحاب تعلم نبود. باید فحص میکردی. مقداری نزدیک تر هست ولی اون تعلمی که مراد شارع است حالا مثلا برای این که واضح بشود شخصی مخالفت کرده و یک عامی هم داشته. نرفته سراغ مخصصش، تعلم نکرده، روز قیامت به او میگویند چرا مخالفت کردی به اون خاص عمل نکردی. نمیتواند بگوید من به عام عمل کردم. عام حجیت نداشت که. هلا تعلمت چیزی را میگوید حجت است. این نمیتواند جواب دهد من یک عام پیدا کردم و به آن عمل کردم. جواب بیاید بگوید ما من عام الا و خص. یک مخصص داشت چرا مخصصش را ملاحظه نکردی.
سوال:؟؟؟
جواب: مفروغ نیست. مصداق هست. جا دارد که در اون روز این جور باهاش صحبت کنند. عرفیت دارد.
سوال:؟؟
جواب: اگر کسی به عام عمل کرده بدون فحص از مخصص و به مخالت واقع اورده. فردای قیامت درست است بگویند هلا تعلمت.
سوال:؟؟
جواب: فرض این است که فحص لازم است. بحث را تمام کردیم ها! عمل به اماره بدون فحص مجال نیست. فرق است بین زمان حضور و زمان غیبت. فرض این است. فحص در امارات هم لازم است.
هذا تمام الکلام در بحث لزوم فحص در شبهات حکمیه که تحصل اولا قصور مقتضی. اصلا ادله رافعه، قبح عقاب بلا بیان که اصلا، ادله رافع شرعیه اولا اطلاق ندارند. قبل از فحص را نمیگیرد. قصور مقتضی. ثانیا اگر هم مقتضی آنها تمام باشد این مقتضی مانع دارد فیجب الفحص در شبهات حکمیه که اجماع شده تسالم است واضح است اینها بحثهای طلبه ای است. و الا اینها واضح است.
سوال:؟؟؟؟
جواب: میگوییم شما به هر اطلاق نقلی نمیتوانی تمسک کنی. باید بقیه نقلیات مولا را ملاحظه کنید.
سوال:؟؟؟
جواب: اطلاق دارد دیگه. اما حجت است یا نه، بابا در حق کسی که احکامش تدریجا به دست ما رسیده مجرد اطلاقی که از او به ما رسیده حجیت ندارد.و این بحثش تمام کردیم.
بررسی شرطیت فحص برای اجرای برائت در شبهات حکمیه
و اما در شبهات موضوعیه. آیا در شبهات موضوعیه فحص لازم است یا نه، مرحوم آخوند فرموده نه. در شبهات موضوعیه فحص لازم نیست. بلکه ادعای اجماع هم شده که شبهات موضوعیه فحص ندارند.
و لکن خب این اجماع مرحوم آخوند به نظرم اینجا اشکال نکرده. مرحوم آخوند غالبا میفرماید الاجماع المحصل منه غیر حاصل و المنقول منه غیر مقبول. به نظرم شاید اینجا به عنوان تایید اورده. در ذهن مبارکش این است که ما اطلاقاتی داریم که مثلا میگوید رفع ما لایعلمون. این مقیِّد ندارد. لانقض الیقین بالشک مقید ندارد. مقیدش آیه تفقه بود که اونها مال شبهات حکمیه هستند. در ذهن مبارکش این بود که مقتضای اطلاقات ادله اصول عملیه جواز عمل است بر طبق انها، فحص کنی یا نکنی. اجماع هم داریم. این اجماع در شبهات حکمیه تخصیص خورد. اون مخصص ها مال شبهه حکمیه بود. ایه تفقه ایه سوال ربطی به شبهه موضوعیه نداشت. در شبهه موضوعیه اطلاق به حال خودش باقی است.
و لکن این که باوریم در شبهات موضوعیه هر جا رسیدی؛ شک داری خمر است یا آب است، کل شیئ لک حلال، با این که میتوانیم به راحتی سوال کنیم. مقداری ما در اطلاق ادله، ادله مرخصه، در اطلاق این ادله ما شبهه داریم. چه فرق میکند عند العرف، عرف همان طور که در شبهات حکمیه اطلاق را نمیفهمد. میگوید معنا ندارد شارع مقدس گفته ما لایعلمون هر چه را نمیدانی، اطلاق ندارد، شبهات حکمیه بعد از فحص اصلی شده ها! یک مواردی پیدا شده، علم اجمالی منحل شده. شبهات بدویه قبل از فحص را نمیگیرد. اطلاق دارد. شبهات بدویه قبل زا فحص، ولی شبهات بدویه قبل از فحص در موضوعات را میگیرد. مشکلی ندارد. ما نتوانستیم باور کنیم. ادله رافعه اطلاق دارد نسبت به شبهات موضوعیه، اطلاق ندارد، مقتضی را داریم صحبت میکنیم، مانع یک بحث است ها! مقتضی تمام است. میگیرد شبهات موضوعیه را و لو قبل از فحص. مانع هم ندارد. موانع مال شبهات حکمیه بود. پس این اطلاق مرجع است. این را ما نتوانستیم باور کنیم. مردم چه فرقی میبنند یک چیزی هست میدانی چیست. میدانی که این مثلا عصیر نبیذ است. حکمش را نمیدانی. میگوید باید فحص کنم. همین جا نمیدانی که از اون حرامها است، خمر است یا اب است، مردم از ادله اطلاق بفهمند. ما نتوانستیم باور کنیم اگر کسی در اون بحث سابق گفت مقتضی هم قاصر است، اطلاق ندارد این اطلاق نداشتن فرق نمیکند. شبهه حکمیه باشد یا موضوعیه باشد.
سوال:؟؟؟
جواب: مانع بحث نمیکنیم. قصور مقتضی را داریم صحبت میکنیم. که ما هم قبول کردیم قصور مقتضی است. اونهایی که در بحث قبل میگویند مقتضی قاصر است، شبهات حکمیه را نمیگیرد قبل از فحص. میگوییم چطور.
سوال:؟؟
جواب: همان بیانی که گفتند که گفتند بعید است بگوید رفع ما لا یعلمون و لو قبل از فحص. ارتکاز این را نمیپسندد. همین نکته اینجا هم هست دیگه.
سوال:؟؟
جواب: اونها ادله خاصه است. نه.
حرف این است این که کسی بگوید در شبهات حکمیه مقتضی قاصر است، در شبهات موضوعیه مقتضی تمام است، باید برویم سراغ مانع، بعد بگوییم مانع نداریم. راست میگوید مانع نداریم. ما این را گیر داریم. کسی این را بگوید در شبهات حکمیه، مقتضی قاصر است، چنانچه مانع هم موجود است، در شبهات موضوعیه مقتضی قاصر نیست مانع هم مفقود است. ما این را گیر داریم میگوییم قصور مقتضی چه فرقی میکند. یک کسی میگوید در شبهات حکمیه مقتضی قاصر نیست. بحث نداریم. این که فرق بگذاریم بین شبهات حکمیه و شبهات موضوعیه بگوییم در شبهات حکمیه مقتضی قاصر است. در شبهات موضوعیه اطلاق تمام است. ما این را باورمان نشده. این است که باید بگوییم همان طور که مقتضی شبهات حکمیه با شبهات موضوعیه یکی است. باید برویم سراغ مانع. مهم مانع است. در شبهات حکمیه مانع داشتیم. اینجا مانع بر خلاف داریم. ما ادعایمان این است که ادله مرخصه در شبهات موضوعیه مجال ندارد چون مقید دارند. مقیدش کدام است؟ مقیدش یک روایاتی که متفرق هستند. متشدد هستند در ابواب مختلفه ای از فقه. ما به ضم اون روایات بعضی از اونها الی بعض دیگر الغای خصوصیت میکنیم. میگوییم پس در شبهات موضوعیه فحص لازم نیست.
عمده اون روایات در باب طهارت و نجاست است. در باب طهارت و نجاست روایاتی آمده که نه که بگوید فحص بکن، اصلا راه فحص را بسته. کسی در بیابان تخلی کرده ادرار کرده آب نداشته خب برگردد به منزل شلوارش را نگاه کند ببیند مرطوب است اطمینان پیدا میکند که همان بولها سرازیر شده حضرت فرمود از اب دهنت روی فلانت بریز که اگر رطوبتی دیدی بگو انشالله این از اون اون. نه که نمیخواهی فحص کنی، ضد فحص. یک کاری کنی که شکت از بین نرود. نه که شکت را از بین ببر. نه. شکت را احداث کن. اینها روایات صحیحه داریم در این باب. یا اون که حضرت فرمود ما ابالی اصابنی بول.. میگوید مهم نیست من نسبت به این لاابالی هستم. لاابالی به همین است که ادم بررسی نکند. لا ابالی ..... مهم نیست. ما در شبهات موضوعیه در بحث طهارت و نجاست پر واضح است، بارها عرض کردیم شارع مقدس نسبت به احکامی که دارد مختلف است. بعضی از اون احکام اهتمام به آن زیاد است. همه میگویند اینها را ها! بعضی از اون احکام هیچ اهتمامی به انها نیست. از جمله همین طهارت و نجاست است. برای وسواس ها خوب است. ضعیفترین احکام از نظر ملاکی از نظر اهتمام مولا همین مساله طهارت و نجاست است که گفتند به ما فحص نکن. دنبال نکن. مهم نیست. کل شیئ طاهر این وسیعترین اصل مرخص شرعی است. در باب طهارت و نجاست پر واضح است. در شبهات موضوعیه. زراره سوال کرد که من شک دارم به لباسم دمی اصاب ام لا. اصلا سوال کرد فحص کنم یا نه؟ حضرت فرمود لا. مگر این که خواسته باشی دلت آرام بگیرد. اون دلی است. حکم شرعی تو لا است. نمیخواهد فحص بکنی. تصریح است این که نمیخواهی فحص کنی. در طهارت و نجاست شبهات موضوعیه اش فحص ندارد این از مسلمات فحص است.
البته خب بحث خواهیم کرد در آینده، حتی مثلا چشممان را باز کنیم این هم لازم نیست.چشممان ببندیم انشالله مثلا بادنجان است. مثلا موش. تا این حدش هم میتوان گفت یا نه، این را در مقدار فحص بحث میکنیم. اما اینکه تفحص بکنم. اسمش تفحص باشد. نگاه کنم لباسم خون دارد یا نه، مهم نیست. در بحث طهارت و نجاست فحصی که در احکام لازم است در اینجا لازم نیست پر واضح است. تسالم است اجماع است روایات است. اما در غیر باب طهارت و نجاست اونها هم همین جوری است. در روایات مسعده داشت دیگه. زنا خیلی مهم است دیگه. نمیداند خواهرش است یا نه، خواهرش باشد فعلش شنیع است. گفت نمیخواهد فحص کنی. این مال نکاح. اموال، نمیدانم اینی که از او خردیم دزدی است یا نه. گفت نمیخواهد فحص کنی. کل شیئ لک حلال حتی تعرف الحرام منه بعینه. همه اینها شبهات موضوعیه است که در باب نکاح است که این مقدار مهم است از نظر شریعت. دماء و فروج خیلی مهم است. در نکاح میگوید لعلها اختک من الرضاعه. قدیمی ها خیلی از مادر ها شیر نمیدانند مرضعه های معروفی بودند که شیر میدانند. خب، این شبهه میشده که شاید مادر این هم برده اونجا. نکته روایت مسعده این است. قدیم مرضعه دیگه در متون ما هم هست. بعضی اولیاء الله هم این جور بودند. مرضعه داشتند. لعلها اختک من الرضاعه، مالی که خریدی لعله من السرقه. یک سومی هم داشت در روایت مسعده، عبدی که هست لعل حری است که خدع. همین هایی که مردم مبتلا هستند همه را گفته دیگه. همه اینها را گفته کل شیئ لک حلال نگفته تحقیق کن از کی شیر خورده با کی بوده کی به دنیا امده، با تو هم شیر است، نه بابا. این حرفها نیست ملاک علم است. به شکت اعتنا نکن.
در غیر طهارت و نجاست که نکاح باشد امر مهم است. اموال باشد که امر مهم است. ببینم روایت دیگری هم. اون متمتع بها میخواست متعه اش کند گفت که اضطراب داشت دیگه. از او پرسید چرا اضطراب داری؟ گفت شوهرم منتظر است. تحت این است گفت شوهرم منتظر است. حضرت فرمود چکار داشتی سوال کردی؟ این هم برای نکاح بود. زنا با این شدتش ولی میگوید بابا همین که گفت شوهر ندارم تمام است. روایت هم داریم. گوشتی که یشتریها الانسان. اینها خوب است برای بعضی از وسواسها میگوییم مراجعه کنید به روایات لحوم. شک میکنند مرغها چطور است. چکار داری بابا. سوق المسلمین است. روایت داریم شک داری بسم الله گفته یا نه، احتمال گفتنش باشد کافی است. احتمال حلیتش کافی است. یکی هم در لحوم. و گفتیم الی غیر ذلک من الروایات. اگر شما هم پیدا کردید اضافه به ما بگویید اضافه کنیم. من الروایات .... التی یستفاده منها قاعده عامه. بابا نکاح به این مهمی است گفته است فحص لازم نیست. فقط اون دمائش باقی میماند. در دم نه. فقط اونجا را شک دارد مسلمان است یا کافر، شبهه موضوعیه است نمیتواند بکشد او را. حالا اون بحث است. بعضی ها اونجا اصل هم درست کردند. اصل نمیدانم عدم کفر است. نفی جواز است. بعضی ها هم به استصحاب درستش کردند. ولی نه. چون اونجا ما روایتی نداریم مورد اهتمام شارع است. شبهه موضوعیه داری که مسلمان است یا کافر است، نه، اونجا نمیتوانی بکشی. اونجا ما جرئت نداریم بگوییم شبهه موضوعیه است فحص لازم نیست. یجوز قتله. یک بحثی است خودش در فقه مطرح شده. با شک استصحاب عدم کفر نفی جواز میکند. با استصحاب درست کردند. حالا استصحاب داشته باشد یا نه، اینجا بعید نیست از مذاق شریعت بگوییم که باید در دماء تحفظ کرد. با شک و لو شبهه موضوعیه است قبل از فحص نمیشود اقدام کرد. هذا تمام الکلام در ادله بر وجوب فحص. در شبهه حکمیه در شبهه موضوعیه. بقی الکلام در دو تا تفصیلی که در شبهه موضوعیه است انشالله فردا اینها را.