درس خارج فقه جلسه 66 تاریخ:30/9/1404
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
وجوب سجده برای آیات سجده دار
اون مساله پنج لو نسیها رجع الیها ما لم یدخل فی الرکوع ما گفتیم که و لو واجب هم باشد جلسه استراحت ولی اگر فراموش کرد مجالی برای تدراکش نیست.پیدا کرده بودیم بعضی روایات ازش استفاده میشود که مجالی برای تدارکش نیست. اون حکمتی که برای جلسه استراحت بود استیفا نمیشود. یک بار دیگر روایات جلسه استراحت را ملاحظه کنید نمیدانم مقداری ذهن ما ضعیف شده. این کتاب هم با کتاب ما جور در نمیاید یادمان میرود. مهم نیست. نه. همین جور است که اون روایاتی که در مورد جلسه استراحت است به ذهن میزند که اسمش جلسه استراحت هم گذاشتند یک استراحت بعد از سجده ثانیه. استراحةٌ مّا. اگر یادت رفت بلند شدی بعد امدی اون استراحة مّایی که میگویند محقق نمیشود. یا لا اقل شک داریم. اگر هم گفتیم جلسه استراحت واجب است اگر کسی یادش رفت و بلند شد و بعد یادش امد اعاده اش دلیل بر وجوب ندارد. جلسه استراحت بعد از، فاء هم دارد بعضی از اون روایات. خب مهم نیست. بگذریم اون مساله اش تمام شده بود.
اقوال در مسله
مساله فعلی در مورد سجود تلاوت بود که عرض کردیم عند الشیعه سجود واجب است در چهار تا ایه از قران. در مقابل اهل سنت. اون اهل سنت چهارتایی نیستند بعضی ها گفتند اصلا واجب نیست. بعضی ها گفتند ده تا واجب است. اختلاف دارد کلمات انها. در ذهنم این است که ابی حنیفه چهارده تا یا شانزده مورد را میگوید واجب است. محل اختلاف است بین اهل سنت و لکن عند الشیعه از مسلمات است لم یخالف فیه احد که در چهار مورد واجب است یک وقتی هم ما این را دنبال کردیم چه نکته ای دارد این چهارتا مورد، سه موردش امر دارد یک موردش هم جمله خبریه است مثل امر است یا از این باب که اینها امر دارند یا کالامر دارند واجب است در اون بقیه واجب نیست، یا تعبد است. چه میدانیم! ما فقهمان را از اهل البیت گرفتیم اهل البیت به ما فهماندند که و لو اونها مثل همین ها باشند. این را سابق دنبال کردیم. سایر موارد را با اینها مقایسه کردیم که فرق دارند یا ندارند، اگر هم فرقی هم نداشته باشند اونجا هم امر به اسجد داشته باشد میگوییم ما لا یعرف القران الا الراسخون. راسخون در علم به ما اینجا این طور فرموده اند. به برکت ائمه ما میگوییم چهار مورد واجب است. و لو هیچ نکته ای پیدا نکردیم. تعبد. اجماع شیعه است. تواتر روایات است که این چهار مورد است. مرحوم اقای حکیم به نظرم اولش گفته پنج دلیل بعد همین اجماع و روایات را اورده. بقیه را نیاورده. یک تاملی بکنید شاید هم من درست متوجه نشدم. میگوید پنج وجه داریم ولی اجماع را اورده بعد هم گفت یویدش روایات. دیگر وجوه دیگر را پیدا نکردیم.
سوال:؟؟؟
جواب: از ذکری گفته پنج تا؟ شاگرد؟؟؟؟ استاد: یک جای دیگری هم خودش گفته خمسه. حالا مهم نیست.
خصوصیات مساله
در این که واجب است سجده فی الجمله در چهار مورد واجب است سجده بحثی نداریم. انما الکلام در خصوصیات این حکم است. که مرحوم آقای خویی این خصوصیات را در چند جهت ذکر کرده است.
جهت ثانیه: سببیت لفظ یا تمام آیه برای وجوب سجده
جهت ثانیه رسیدیم به نظرم. جهت ثانیه آیا موجب سجده و موضوع برای این حکم تلاوت آیه است بتمامها. باید این تمام بشود ما سجده کنیم یا این که نفس کلمه ای که امر به سجده میکند یا خبر از سجده میدهد و لو هنوز ایه تمام نشده واجب میشود سجده؟ مشهور بین علما همان اول است. که این تمام شد. مشهور بین علما اون است. و لکن مخالف دارد. مخالف در مساله عرضم به خدمت شما محقق است در معتبر. و یظهر من المحقق فی المعتبر و یکی هم مال الیه فی الحدائق. اونها دومی را گفته اند. گفته اند که همین که مثلا امر به سجده را شنیدی باید سجده کنی.
دلیل اونها که خلاف این را گفته اند دو تا وجه ذکر کرده اند. وجه اولش گفته اند سبب سجده مگر چیست این که باید سجده کنیم چون اون امری است که به سجده یا جمله خبریه ای که مثلا مفادش امر به سجده است، پس وقتی که موجب وجوب سجده امر به سجده باشد به مجرد شنیدن این امر سجده واجب میشود و بایستی سجده بکنیم. وجهی برای تاخیر تا آخر آیه وجهی ندارد.
مرحوم آقای خویی جواب داده از این وجه فرموده و هذا کما تری ساقط جدا. فرموده که این وجه ساقط است چرا؟ چون اونی که موجب این سجده میشود وجود این آیه که نیست که بگویید اون امر به سجده مهم است. اونی که موجب این سجده میشود مثلا قرائت این آیه است. استماع این ایه است مثلا. قرائت، استماع این ایه. این فرق میکند با ایاتی که مثلا و اعلموا انما غنمتم فأن لله خمسه، ذات این ایه کافی است برای وجوب خمس. اونجا قرائت هیچ اثری ندارد. اینجا فرموده که این قرائتش اثر دارد نه ذاتش. گفته انما الموجب هو التلاوه الخارجیه. باید این تلاوت محقق بشود. نه مجرد وجودش در ایه قران. و گرنه همیشه ما باید سجده کنیم. تلاوتش فرموده موضوع است. خب حالا که تلاوتش موضوع است دوباره این کلام مثلا زنده میشود تلاوتش که موضوع وجوب سجده است تلاوت همین امر به سجده یا کل ایه؟ این را باید بحث بکنیم.
مرحوم اقای خویی از این وجه اول کلام محقق یا صاحب حدائق این جور جواب داده. میگفته اونها گفته بابا موجب سجده امری است که به سجده است پس وقتی ما امر به سجده میشنویم دیگه ادامه اش چه لزومی دارد، باید سجده کنی. ایشان جواب داده که امر به سجده که خودش موضوع وجوب سجده نیست. این با اون ایاتی که از امور واقعیه خبر میدهد فرق دارد. خواندش هست که موجب سجده میشود. خب حالا خواندن، مثلا خواندن کل ایه یا خواندن خصوص امر به سجده.
و لکن این اشکال اول مرحوم آقای خویی خیلی مفهوم نمیشود. اگر ما این جور گفتیم که ما که سجده میکنیم چون امر به سجده است سجده میکنیم. امر به سجده هم به همان کلمه ای که در آن سجده است ادا شد. پس باید سجده کرد. درست است تلاوت موضوع است. وجودش اثر ندارد این فرق میکند با ایاتی که از احکام شرعیه خبر میدهند. اون وجود خود ایه کافی است برای حکم. سماع اونجا هیچ دخالتی ندارد. اما در ایه سجده فرض این است که باید یستمع الیها. استماع بکند الیها اگر امر به سجده را میخواند و این هم گوش میکند تمام است موضوع باید سجده کند دیگه.
سوال:؟؟؟
جواب: اقای خویی میگوید که موجب تلاوت خارجیه است. بابا اون اقا هم قبول دارد که موجب تلاوت خارجیه است بحث نداریم که. تلاوت خارجیه چی؟ میگوید تلاوت خارجیه امر به سجود. وقتی تلاوت کرد امر به سجود را فاسجدوا.
سوال:؟؟؟
جواب: گفت سبب السجده هو الامر. کجا گفته.
سوال:؟؟؟
جواب: امر هم که متعلق به سجده است پس ما امر به سجده را شنیدیم و بایستی سجده کنیم.
سوال:؟؟
جواب: الان بحث ما این است که مجرد امر به سجده را شنیدیم وجوب میاید یا نه؟ این که آیا مجرد امر به سجده را شنیدیم وجوب میاید؟ ظاهرا اونها هم قبول دارند بابا روایت داریم میخوانیم که تاخیرش مانعی ندارد. منافاتی با فوریت ندارد.
ایا اون که سجده را میاورد بر گردن ما اون شنیدن امر به سجده است یا این که شنیدن کل این ایه است. اگر گفتیم مجرد امر به سجده است شما همان جا که امر به سجده را شنیدید درست است میتوانید تاخیر بندازی فوریت عرفیه دارد یک دوتا کلمه دیگری بگو بعد سجده کن. بحث نداریم. ظاهرا قبول دارند همه. اثرش این جا ظاهر میشود که من تا شنیدم امر به سجده را رفتم به سجده. بقیه ایه را در سجده شنیدیم. ایا باز هم امر به سجده دارم یا نه؟
سوال:؟؟
جواب:روایات گذشت. اذا سمعت.
سوال:؟؟
جواب: نه. اصلا اون روایات که میگوید. اصلا نکته این که، قائل این را میگوید. نکته این که اون روایات میگویند سجده کن چون خود اینها امر به سجده است.
سوال:؟؟
جواب: نکته اش امر به سجده است در این ایات. یا جمله خبریه. نبود هم بابا ما میگوییم اسجد. ایه قران میگوید سجده کن. الان اهل سنت هم همین استظهار را کردند و روایات ما را که نگاه نکردند. حالا امر به سجده هست حالا واجب و مستحب کاری ندارم. امر به سجده به مجرد شیندن...
سوال:؟؟
جواب: فرقش این است که اینجا اون مجرد امر و لو شما قرائتش نکنید وجوب را اورده. اما وجوب سجده را موضوعش این است که تقرا او تسمع.
سوال:؟؟؟
جواب: تقرا و تسمع را شما حالا.
سوال:؟؟
جواب: بابا تقرا را فهمیدیم. از روایات فهمیدیم که این چهار تا واجب است اما در حقیقت اونها میگویند این امری که در ایه قران امده که سجده کن این امرش لزومی است.
سوال:؟؟؟
جواب: موقع قرائت، روایت میگوید ولی تفسیر میکند ایه را. امر به اسجد را تفسیر میکند که اذا قراتها او سمعتها.
سوال:؟؟
جواب: نه بابا. ما اون را از روایات فهمیدیم ولی این مقدار فقط که اذا قراتها.
سوال:؟؟
جواب: اون هم همین جوری است. اصلا روایت نمیخواهد ها!
سوال:؟؟
جواب: همین میخواهیم بگوییم روایات هم این جور نیست که اجنبی از ایه باشند. ایه که امر میکند به سجود اصلا امر به میکند. اون که معلوم است امر میکند به سجود نه اینکه همیشه بیاد سجده بکنی که! امر میکند به سجود، امر به سجود مطلق میکند یعنی میخواهیم بگوییم اون روایات یک تعبد خاصی نیست. امر به سجود مطلق میکند معنایش یعنی این که وقتی که داری میخوانی یا میشنوی مثلا. حالا مهم نیست.
سوال:؟؟؟
جواب: لفظ نه ایه. الان بحث ما ایه است یا لفظه است.
حالا مهم نیست ما در ذهنمان این است که موجب سجده همین امری است که میگوید سجده بکن. منتها روایات آمده گفته در همین چهارتا این را، در بقیه که امر داری نه. همین چهارتا. خب مهم نیست.
سوال:؟؟؟
جواب: گفته نمیتوانی؟ شاگرد؟؟؟؟ استاد: اگر گفته فلا یجوز اون دلیل ندارد دیگه. میرسیم که ایا فوری است یا نه اون مقدارش دلیل ندارد.
خب، وجه ثانی ما ذکره فی الحدائق. در حدائق هم گفته که اگر اجماع نبود این حرف خوبی است که به مجرد شنیدن امر به سجده، سجده واجب باشد. تمام شدن ایه نیازی نباشد. مرحوم صاحب حدائق گفته که ان ذلک مقتضی ظواهر الاخبار. بابا اخبار همین طور مثلا گفت. اخبار گفت که مثلا روایت اولی گفت که اذا قرات شیئا من العزائم التی یسجد فیها. مثلا میگوید عزیمه ای که یسجد فیها یعنی عزیمه ای که امر به سجود دارد این جور معنا کرده. عزیمه ای که امر به سجود دارد وقتی شنیدی یعنی همان امر به سجود را شنیدی. ادعای صاحب حدائق میگوید ظاهر اخبار این است. ظاهر اخبار مذکور متعلق بر قرائت یا استماع ... سجده و متبادر من السجده انما هو لفظ السجده. همان لفظ میگوید ادعایش این است که میگوید اذا قرات شیئا من العزائم التی یسجد فیها یعنی عزائمی که لفظ سجده در اونها امده. پس همان لفظ مهم است. اون که لفظ سجده است مهم است. عند او واجب است سجده کنی. منتها گفته که این حرف خوبی است منتها خلاف مثلا اتفاق اصحاب است. چطور اتفاق اصحاب مثلا کلام معتبر را در معتبر. ما هم همین جور است کلمات مرحوم محقق در معتبر خیلی ضعیف است.
یک وقتی هم دنبال کردیم که داستان چی هست؟ بعضی ها میگفتند لعل وجهش این است که مرحوم محقق معتبر را در زمان مرجعیتش نوشته و اون دقت لازم را نکرده. خیلی حرفهای ضعیفی داشته در معتبر. شاید صاحب حدائق میگوید اتفاق اصحاب علی خلافه خب مرحوم محقق در معتبر بر خلاف است تازه به شیخ هم نسبت داده. اون نسبت به شیخش مثل این که ناتمام است بعضی ها بررسی کردند میگویند ناتمام است. خب این هم وجه ثانی که صاحب حدائق گفته متبادر از سجده انما هو لفظ السجده.
و لکن نه این فرمایش مرحوم صاحب حدائق ناتمام است. متبادر من السجده لفظ السجده، بابا این گفتنی نیست. در اون روایت اولی که دارد که اذا قرات شیئا من العزائم التی یسجد فیها، عزائمی که یسجد فیها لفظ سجده صحبت نیست. یعنی سجده واجب شده است. معنا مراد است. لفظ مراد نیست. و همچنین سائر مواردی که سائر اون روایاتی که اورده نه. انها را ما حمل کنیم بر، و المتبادر من السجده انما هو لفظ السجده اون روایاتی که سجده دارد لفظ سجده.
سوال:؟؟
جواب: میدانم سمع السجده که معنا ندارد سجده را بشوند. یعنی ایه سجده.
سوال:؟؟؟
جواب: ببینید شما گفته که و المتبادر من السجده هو لفظ السجده. در حالی که متبادر از این سجده هایی که در این روایت امده لفظ سجده نیست. بذار یکی اولیش بخوانیم گفت اذا قرات شیئا من العزائم التی یسجد فیها.
حالا یکی یکی. صحیحه عبد الله بن سنان عن رجل سمع السجده تقرا. سمع... لفظ سجده تقرا؟ نه. ایه سجده. این اقرب است به ذهن.
سوال:؟؟
جواب: استعمال لفظ در لفظ گیری ندارد ولی خلاف ظاهر است. ظاهر از این که لفظی را میگویند این است که استعمال در معنایش میکنند نه در لفظ. خلاف ظاهر است.
ببینید شما. عن رجل سمع السجده بابا سجده نیست که. امر به سجده است اونها که من سجده را نمیشنوم. سجده یعنی ایه السجده.
سوال:؟؟
جواب: به خاطر این که خود سجده در ایه نیست امر به سجده است. اون را هم اگر میخواست بگوید میگفت مثلا اذا سمع امر به سجده را.
سوال:؟؟؟
جواب: اینها اصطلاح روایات است. با این که صاحب حدائق اهل روایت بوده ولی اهل درایت نبوده.
سوال:؟؟؟
جواب: بله محتمل است ولی چون که قطعی است کنار میگذاریمش.
سوال:؟؟
جواب: ما نسبت به خود سوره نیست مسلم گرفتیم. ما میگوییم استدلالش ناتمام است ما کی گفتیم ایه سجده شاید به لحاظ امر به سجده است. ما میگوییم اجمال دارد. ما میگوییم استدلالش ناتمام است و اجمال دارد. وقتی اجمال داشت نوبت به اصل عملی میرسد و بحث میکنیم.
صاحب حدائق میگوید و المتبادر من السجده هو لفظ السجده میگوییم متبادر از سجده ای که در روایات است، همین جور هم هست استعمال لفظ در لفظ خیلی بعید است. سجده اشاره است به یک معنایی. حالا اون معنا مردد بین ایه سجده یا همان امر به سجده است. روایات ما ظهور در امر به سجده ندارد که اذا سمعت امر به سجده را.
سوال:؟؟؟
جواب: ما هم میگوییم لفظ دیگه منتها میگوییم ایه سجده.
مرحوم صاحب حدائق میگوید و المتبادر من السجده انما هو لفظ السجده. میگوییم نه این متبادر از لفظ سجده نیست. اصلا روایاتش اصلا فاسجدوا است. فاسجدوا متبادر از فاسجدوا معنا ندارد. در این روایات هم که امده سجده، اینها هم اگر نگوییم سجده اشاره است به اون که سجده دارد، ایه به معنا اگر نگوییم اشاره است، لا اقلش استعمال لفظ در لفظ بعید است استظهار صاحب حدائق ناتمام است حالا مهم نیست. مرحوم اقای خویی هم همین طور فرموده.
حالا اگر گیر کردیم. منتها اقای خویی فرموده سوره که معنا ندارد مضافا الی دلالة نصوص هم که سوره را نفی کرد کار نداریم. گفته فیتعین الاول. گفته یا سوره سجده است یا ایه سجده است. نه. یک احتمال هم هست کلمه مشتمل بر ماده سجده است. این هم هست. این که مرحوم اقای خویی فرموده سوره که نمیشود. سوره السجده خلاف اجماع است پس متعین است که ایه السجده باشد، نه، بیشتر به ذهن میاید ها! ما هم میگوییم ایه سجده، و لکن نه. خیلی ظهورش در ایه سجده فیتعین الاول اگر همین دو تا بود درست است ولی خب نه. احتمال سومی هم هست.
سوال:؟؟
جواب: نه. میگوییم احتمال است. الان هم میگوییم خلاف ظاهر است تعینش. بیشتر به ذهن میاید ایه سجده...
سوال:؟؟
جواب: ببینید اون که در روایت است این است گفته که اذا بلغ موضع السجده. سوره نیست. اشکال ندارد. موضع سجده که معین نمیکند که ایه است یا همان جمله است. این که معینش نمیکند! موضع السجده جایی که امر به سجده دارد یا موضع السجده یعنی ایه ای که مشتمل بر امر به سجده است. با هر دو میسازد.
سوال:؟؟؟
جواب: نه. بر اون اشکال نمیکند. مرحوم اقای خویی گفته فیدور الامر بین ان یکون المراد ایه السجده او سوره السجده. نه. یک شق ثالثی هم دارد. ایه السجده یا کلمه. اون کلمه ای که متضمن سجده است.
سوال:؟؟؟
جواب: دلالت ندارد.
سوال:؟؟؟
جواب: اون یک بحثهای دیگری است. اینها میگویند همان کلمه است. میاید هنوز نرسیدیم. هنوز بحث نکردیم اون را. همان کلمه یا ایه. ولی اینها دلالتی ندارند.
انصافش این است که دلالت ندارد. مرحوم اقای خویی میگوید فیتعین الاول خودش هم داشته و علی تقدیر التنزل اگر هم کسی بگوید معلوم نیست این که گفته ایه چی بود عبارتش؟ شاگرد؟؟؟؟؟استاد: اذا بلغ موضع السجده اگر هم شک کردیم باز برائت همین طور میگوید ایا وقت شنیدن این کلمه واجب است یا نه، به ضم این که اگر نشنویم یک کلمه دیگری بعد بگوید سجده کافی است به ضم این، نه که فوریت باید رها بکنیم نه اون را جدی نگیرید، به ضم این که همان لحظه واجب نیست با مبادرت عرفیه منافات ندارد یک مقدارش، برائت جاری میکنیم از وجوب سوره عند شنیدن همین کلمه. بگوییم نه، همه را بشنود چون این کلمه در آن هست یقینا سجده واجب است چون این کلمه را هم شنیده. یا از بابی که کلمه یا ایه را شنیده. و اما اگر فقط این کلمه را بشنود شک داریم که ایا واجب شد سجده یا نه، رفع ما لا یعلمون به ضم همان که عرض کردم مطلب را تمام میکند.